زمانی که از من فاصله گرفتی شعری از جوزف برودسکی

0
(0)

جوزف برودسکی شاعر روس آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۸۷ بود، وی از همان زمان کودکی سرودن شعر را آغاز کرد و اولین اشعار وی تحت تأثیر شاعر روسی، آنا آخماتووا بود.

در شب، چند بار از خواب برخاستم
و به سوی پنجره شتافتم
و روشنایی را به تماشایی نشستم
عبارتی ناقض
گفت: رویا است
و به مرور به کاستی گرایید
و مانند همه نشانه‌ها
باعث تسلی‌ام نشد

تو در رویای من آبستنی
و اینجا
سال ها تنها و بی تو زندگی کردم

و آن گاه حس معصیت به من دست می داد
و دستان
و دلم حسی توام با شادمانی داشتند
اما در کردار کوچک و غمگین
و محدود بودند.
و با شتاب سوی پنجره رفتم
می دانستم
که تو را تنها رها می کند
آنجا
در تاریکی
در رویا
جایی که با بردباری
چشم به راهش بودی
و ملامتش نکردی
زمانی که برگشتم
حرمان گزیدی
چون درازنای تاریکی
جایی که روشنی به کاستی می گرایید
و ما در انجا وصلت کردیم
و پیوند کردیم
و ما چون دیوی دو سر
تنها کودکان بهانه شرارت مان بودند
باز در پاره ای از شب های آتی
خسته و نزار آمدی
و باز با پسر یا دختری
که هنوز اسمی بر آنها ننهاده ای میبینمت
و با دستانم
که دیگر نمی توانم از پیرامونت دورشان کنم
و نمی توانم
خاموش
صلابت قدرت شان را رها کنم
پیش از برآمدن آفتاب
و همگام آن، از رویا برمی خیزم
زمانی که از من فاصله گرفتی

جوزف برودسکی
ترجمه از ناصر بایزدی
عنوان شعر عشق

منبع: اکولالیا

این پست چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن به آن روی یک ستاره کلیک کنید!

امتیاز مطلب 0 / 5. تعداد رای دهندگان: 0

تاکنون کسی رأی نداده است! اولین کسی باشید که به این مطلب رای می‌دهید

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.