آرشیو تگ: اردوان نیک‌ نیا

اردوان نیک‌ نیا

داستان کوتاه ریش نوشتۀ اردوان نیک‌نیا

از اینکه حدود نه سال بود که ریش کثیفش را ندیده‌ام خوشحال بودم. یعنى دقیقاً از چهلم مامان. هنوز گریه‌هاى مصنوعى و چندش اورش جلوى چشمم بود. کاش مى‌شد باز هم نبینمش. کاش مى‌شد از پشت در حرفم را بزنم، او هم قبول کند و از لاى در چیزى را که…