آرشیو تگ: الهام حق مرادخان

الهام حق مرادخان

الهام حق مرادخان از شاعران زن معاصر ایران است که در این صفحه اشعار الهام حق مرادخان به همراه زندگینامه و معرفی آثار ایشان منتشر می شود.

ساعت صفر؛ شعری از الهام حق مرادخان

دلم رمیده از عشقی که ساعتش صفر است! نماد لحظه ی اوجش علامتش صفر است! دگر گسسته ام از این دو صفر طولانی که ابتداش، میانش،نهایتش صفر است! چگونه بود که عشقی که با تو فهمیدم به آنچه حافظ و سعدی شباهتش صفر است! "به حسن و خلق و وفا کس…

جنون؛ شعری از الهام حق مرادخان

به ره عشق، دل از مرز جنون رد شده است رفته از دست دگر؛ و آنچه نباید شده است این چه دردی ست که شد باعث رسوایی ما هرکه دل باخت، چرا بسته ی این سد شده است؟ عشق، دام است؛ تفاوت نکند گر که کسی خادم مسجد و یا، کاهن موبد شده است با دل…

دنیای مجازی، غزلی از الهام حق مرادخان

همه وابسته ی دنیای مجازی شده ایم مات و مبهوت، بر این شعبده بازی شده ایم خنده هامان الکی! حرف زدن ها.....شکلک! زندگی نیست که؛ مشغول به بازی شده ایم همه در جمع، ولی تک به تک و تنهاییم دور و نزدیک چونان خط موازی شده ایم چشم ها…

میهمانی خیال، غزلی از الهام حق مرادخان

پیک خیالم آمده بر میهمانی ات امشب مرا ببر به بهشت نهانی ات من با تو دعوتم به فراسوی مرزها در انتظار معجزه ی مهربانی ات شعر و شراب و شور و هوس،آخر از کدام؟ می آوری به نیمه شب میزبانی ات تو باشی و ستاره و دلتنگی و سکوت من محو…

اسیر، غزلی از الهام حق مرادخان

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ای بلبلی سردرگریبان، گوشه گیرم کرده ای غنچه ی دلدادگی را در دلم پرپر مکن مهربانی کن اگر حتی اسیرم کرده ای صورت پژمرده ام بر درد عشقت شد گواه لااقل اندازه ی یک قرن پیرم کرده ای نذر کردم، هرکه…

زلزلۀ عشق، غزلی از الهام حق مرادخان

خنده بر لب دارم و، اما درونم شاد نیست دل اگر دربند باشد، روح هم آزاد نیست وصف حالم عاشقی تنهاست؛کز بخت بدش سهمش از معشوق، جز دلتنگی و غمباد نیست فصل های زندگی وقتی زمستانی شوند فرق، بین آذر و اسفند یا مرداد نیست مرغ پیغام دعا…