آرشیو تگ: برتولت برشت

برتولت برشت

برایم بنویس، شعری از برتولت برشت

برایم بنویس، چه تنت هست؟ لباست گرم است؟ برایم بنویس، چطوری میخوابی؟ جایت نرم است؟ برایم بنویس، چه شکلی شده ای؟ هنوز مثل آن وقت ها هستی؟ برایم بنویس، چه کم داری؟ بازوان مرا؟ برایم بنویس، حالت چطور است؟ خوش می گذرد؟ برایم بنویس، آن ها چه…
متن کامل ...

درخت آلو شعری از برتولت برشت

در حیاط درخت آلویی هست! درختی کوچک؛ که کسی باورش ندارد! دستی به او نمی‌رسد؛ نرده‌ها احاطه‌اش کرده‌اند. دلش می‌خواهد رشد کند درخت کوچک! آری، دلش می‌خواهد رشد کند؛ و برای کسی مهم نیست سهم اندکش از آفتاب! چه کسی باور می‌کند…
متن کامل ...

قطعنامه شعری از برتولت برشت

نظر به اینکه ما ضعیفیم برای بندگی ما قانون ساختید نظر به اینکه دیگر نمیخواهیم بنده باشیم قانون شما در آینده باطل است. تهدید میکنید ما را تصمیم ما بر اینست کز زندگانی بد بیشتر از مرگ بترسیم. نظر به اینکه گرسنه خواهیم ماند…
متن کامل ...

چه لذتی دارد آغاز، شعری از برتولت برشت

چه لذتی دارد آغاز! دمیدنِ سحر اولین چمن وقتی که رنگ سبز تقریباً از یاد رفته است. وای،اولین صفحه‌ی کتابِ دلخواه‌ات!غافل‌گیری ! آهسته بخوان بخش ناخوانده‌اش خیلی زود باریک خواهد شد! و نخستین مشتِ آب بر چهره‌ی رنگ پریده. پیراهن…
متن کامل ...

جهان نمایشنامه نویسى برتولت برشت

پس از اولین اجراى نمایشنامه «آواى طبل ها در شب» در ۲۹ سپتامبر ۱۹۲۲ در تئاتر محفلى شهر مونیخ منتقد با نفوذ هربرت ارینگ که هیجان زده شده بود نوشت: «نویسنده بیست و چهار ساله برتولت برشت یک شبه چهره ادبى آلمان را دگرگون کرده است.» در همان سال…
متن کامل ...