آرشیو تگ: شعر معاصر

شعر معاصر

پیش درآمد ِهجرانی؛ شعری از پگاه احمدی

۱ خواب بودی که سینه خیز نوشتم تاریکی ِ اتاق، تمام‌اش نکرد خواب بودی وَ روی کاغذها، تکرار ِ قتل‌ها وُ آینه‌ها بود اما، این گوشه از جهان که بی‌خبرم می‌کند اینجا که با تو گُل می‌اندازم، خطّی از خون ِ این خیابان‌ها،…

عنکبوت؛ شعری از پروین اعتصامی

کاهلی در گوشه‌ای افتاد سست خسته و رنجور، اما تندرست عنکبوتی دید بر در، گرم کار گوشه گیر از سرد و گرم روزگار دوک همت را به کار انداخته جز ره سعی و عمل نشناخته پشت در افتاده، اما پیش بین از برای صید، دائم در کمین…

پرده؛ شعری از سهراب سپهری

پنجره ام به تهی باز شد و من ویران شدم. پرده نفس می کشید دیوار قیر اندود! از میان برخیز. پایان تلخ صداهای هوش ربا! فرو ریز. لذت خواب می فشارد. فراموشی می بارد. پرده نفس می کشد: شکوفه خوابم می پژمرد. تا دوزخ ها بشکافند، تا…

مرگ اندیشی در جریان شعر معاصر

اگر شعر امروز واقعا شعر زندگی باشد، باید حضور مرگ در شعر، عمیق تر و بیشتر از گذشته شده باشد، چرا که مهم ترین اتفاق هر زندگی مرگ است. مرگ و زندگی چنان در هم آمیخته شده که وجود یکی بدون دیگری بی معنی است. اگر در اشعار کلا سیک، نگاه به مرگ،…