آرشیو تگ: شهیار قنبری

شهیار قنبری

سفرنامه؛ ترانه ای ناب از شهیار قنبری

سفری بی آغاز سفری بی پایان سفری بی مقصد سفری بی برگشت سفری تا کابوس سفری تا رویا سفری تا بودا شبنم تاج محل با حریق یادها همسفرم وقتی دورم به تو نزذیکترم با حریق یادها همسفرم وقتی دورم به تو نزذیکترم هق هق…

ضیافت بی خوابی؛ ترانه ای از شهیار قنبری

پرم از خواب ندیده باغی از شعر رسیده سردم از آه کشیده رازی از پرده پریده رمه ای از خود رمیده تشنه ی شیر سپیده مستم از بغض رفاقت تردم از عطر سخاوت تندم از بغض ترانه سرخم از شوق ضیافت رودی از موج جماعت خنده یی تا بی نهایت همه…

بوی خوب گندم؛ ترانه ای ماندگار از شهیار قنبری

اهل طاعونی این قبیله ی مشرقی ام تویی این مسافر شیشه ای شهر فرنگ پوستم از جنس شبه، پوست تو از مخمل سرخ رختم از تاوله، تن پوش تو از پوست پلنگ بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من، هر چی می کارم مال تو تو به فکر…

ترانۀ ناب غزلک، کاری از شهیار قنبری

غزلک، شکستنت کار کیه؟ به عزا نشستنت کار کیه؟ عسلک، نبینم افتادن تو بگو پرپر شدنت کار کیه؟ نگو دیو قصه تو فنجون فالت افتاد آسمون لهجه فیروزه رو یاد تو نداد غزلک گریه نکن، گریه به چشمات نمی آد! سنگ فیروزه ی این رنگی به قاب کی…

زمین ادامه دستی است که به گندم می رسد؛ شهیار قنبری

زمین ادامه دستی است که به گندم می رسد زمین ادامه یک عشق است که سرخ ترین پیراهن را بر تن دارد. و من ادامه زیباترین ترانه های ترس خورده بابابزرگ به ترکه های ناظم و درد بلند جریمه به وحشت سود و زیان تاجر زنگ حساب به کوچه های خشک آب شاهی و…

متن ترانۀ «اولین بار، اولین یار» از شهیار قنبری

اولین بار اولین یار اولین دل دل دیدار اولین تب اولین شب سرفه های خشک سیگار زنگ آخر زنگ غیبت وقت خوب سینما بود زنگ نور و زنگ سایه امتحان بوسه ها بود اولین بار اولین بار آخرین فرصت ما بود بهترین جای ترانه بهترین جای صدا بود…