آرشیو تگ: صادق هدایت

صادق هدایت

داستان کوتاه مادلن نوشتۀ صادق هدایت

پریشب آنجا بودم، در آن اطاق پذیرائی کوچک. مادر و خواهرش هم بودند، مادرش لباس خاکستری و دختـرانش لباس سرخ پوشیده بودند، نیمکت های آنجا هم از مخمل سرخ بود، من آرنج را روی پیانو گذاشـته بـه آنهـا نگـاه میکردم. همه خاموش بودند مگر سوزن گرامافون…

داستان کوتاه مرده خورها نوشته صادق هدایت

چراغ نفتی که سر طاقچه بود دود می‌زد، ولی دونفر زنی که روی مخده نشسته بودند ملتفت نمی‌شدند. یکی ازآن‌ها که با چادر سیاه آن بالا نشسته بود به نظر می‌آمد که مهمان است، دستمال بزرگی دردست داشت که پی درپی با آن دماغ می‌گرفت وسرش را می‌جنبانید.…

داستان کوتاه داش آکل نوشته صادق هدایت

همه ی اهل شیراز میدانستند که داش آکل و کاکارستم سایه ی یکدیگر را با تیر میزدند. یکروز داش آکل روی سکوی قهوه خانه ی دو میلی چندک زده بود، همانجا که پاتوغ قدیمیش بود. قفس کرکی که رویش شله ی سرخ کشیده بود. پهلویش گذاشته بود و با سرانگشتش یخ را…

تراژدی لوازم و وسایل باقیمانده از صادق هدایت

برای آنکه ما دقیقا به این لوازم و وسایل برسیم باید از خانه پدری صادق هدایت آغاز کنیم. این خانه که متجاوز از ۱۵۰ سال عمر دارد از آن هدایت‌قلی‌خان هدایت اعتضادالملک بود. اعتضادالملک در سال ۱۳۲۳ قصد کرد خانه قدیمی را بفروشد. خانه فروخته شد و…