آرشیو تگ: مرضیه آقارضایی

مرضیه آقارضایی

احتمال وجود یک جزیره؛ شعری از میشل وِلبک Michel Houellebecq

زندگی‌ام زندگی گذشته‌ام اولین آرزوی دست نیافته من اولین عشقم بازگشته است باید که بازگردی باید که بدانم زندگی بهتر شده وقتی ما شادیم و مدام یکی می‌شویم ‌زاده می‌شویم در وابستگی کامل احساس بودن را می‌فهمم تردید ناپیداست بر…

خواندن مطبوعات؛ شعری از میشل وِلبک Michel Houellebecq

اجساد پوشیده در کفن‌های آبی و آبی‌ها پوشیده از مرگ بین جنازه‌ها هم نباشی همیشه جایی هست که باران می‌بارد تکرار تلاش‌ها تفریحات تقسیم شده زیر خاک آدمکش‌های شاد حضور نشانه‌دار مردگان مردمان ستمدیده عذاب‌های قدیمی و شبی که هرگز…

بهار؛ شعری از موریس کارم Maurice Careme

بهار را خواندم در میان باران آفتاب خندید بهار را خواندم و چلچله‌ها آسمان را نیلی کردند بهار را خواندم و سبزی چمنزار درخشان شد بهار را خواندم: کسی به من عشق خواهد داد؟ پاسخی نیامد! موریس کارم (۱۸۹۹- ۱۹۷۸) Maurice Careme…

تو روز را به من بخشیدی؛ شعری از موریس کارم Maurice Careme

تو روز را به من بخشیدی و زندگی را ترس‌های کودکی‌ام را و دردهایم را در سینه‌ات ریختی من سعی کردم به کندی بزرگ شوم سعی کردم سال‌ها را نگه دارم و زمان را که مرا به پیش می‌راند به سمت استقلال و تنهایی سعی کردم تو را نگه دارم و…

آخرین سطرها، شعری از آلفرد دو موسه

زمان مرگم فرا رسیده اصوات از اطراف در گوشم می‌پیچد در این شب‌های دشواری و هشیاری همه‌جا لمس‌اش می‌کنم همه‌جا می‌بینم‌اش وقت‌هایی که برای بیچارگی‌ام در تلاشم بدبختی بیشتر بیدار می‌شود وقت‌هایی که می‌خواهم گام بردارم ناگهان همه چیز…

زمان محبوس، شعری از مارسلین دزبورد والمور

زمان محبوس زمان را که می‌دواند ساعت در عبور از آن لحظه عظیم به لرزه می‌افتد نفس‌های یکنواخت‌ات چون پرنده‌ای آوازخوان در آشیانه ایمن‌اش و عقربه‌هایی که دیگر نمی‌تپند: همه‌چیز خاموش می‌شود؟ مثل سپیده‌دم روزهایی که در برابرت…

دنیا را از چشمان یک فرشته می‌بینم؛ سیبیل رمبارد

سرزمین‌های ناشناخته در مرزهای جنون ذهن اندیشه را پرواز می‌دهد اشکال عجیب ارواح بی‌رنگ زمان مرا می‌خنداند افسانه‌ای ویرانگر: دنیا را از چشمان یک فرشته می‌بینم رنگ‌ها در هم می‌پیچند خراب می‌شوند می‌خواهم درد دیرینم را برگردانم…