آرشیو تگ: نزار قبانی

نزار قبانی

شعر فرصتی به من ده از نزار قبانی

ترجمه: احمد پوری خنجری را که در پهلویم فرو رفته بیرون کش بگذار زنده بمانم عطر خود را از پوستم بیرون کن بگذار زنده بمانم فرصتی دیگر به من ده تا با زنی دیگر آشنا شوم که نام تو را از دفتر خاطراتم خط زند ببرد گیسوی بافته ات را که…

اولین بارکه مرادیدی؛ شعری از نزار قبانی

اولین بارکه مرادیدی بی جان بودم روحی درونم دمیده نبود چشمانم کسوف بود ولبانم سرگردان صحرای حجاز اولین بار که دیدمت ستاره ای روی دوش تو بود ازکهکشان های عاشق از خلقت خدایی دیگر که در این هستی نمی گنجید روح درونم دمیدی لبانم را سیراب…

امروز صبح دیگری ست؛ شعری از نزار قبانی

از چشمانت رد شب را بیرون کن امروز صبح دیگری ست به لبهایت گلهای سرخ بزن گردنبندی از مرواریدهای دریا ناخن هایت را به رنگ دلم رنگ کن امروز صبح دیگری ست مطمئن باش من عاشق تو خواهم ماند تا باز شب بیاید و کهکشان راه شیری درون وجودت حلول…

عشقی بی نظیر برای زنی استثنایی؛ شعری از نزار قبانی

بیشترین چیزی که در عشق تو آزارم می دهد این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارم و بیشترین چیزی که درباره حواس پنجگانه عذابم می دهد این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر!؟ زنی بی نظیر چون تو به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد…

تو را زنانه می خواهم؛ شعری از نزار قبانی

تو را زن می خواهم آن گونه که هستی از کیمیای زن چیزی نمی دانم از سرچشمه ی حلاوت او از این که غزال ماده چگونه غزال شد از این که پرندگان چگونه نغمه سرایی آموختند تو را چون زنانی می خواهم در تابلوی های جاودانه چون دوشیزگان نقش شده بر…

مست شو بانو، مست از من؛ شعری از نزار قبانی

مست شو بانو مست از من آن چنان مست که دریا به رنگ گل سرخ درآید به رنگ شراب تیره به رنگ خاکستری به رنگ زرد و چه زیباست زنی که در حضور شعر تلو تلو می خورد و مست می شود من در زیباترین نمود ام هستم در درخشان ترین لحظات تمدن ام آه…