آرشیو تگ: نیکی فیروزکوهی

نیکی فیروزکوهی

صدایم کن؛ شعری از نیکی فیروزکوهی

صدایم کن دلم برای هم آغوشیِ صمیمیِ تنهایمان برای نوازش برای صدا کردن های تو برای حرف های خوب تنگ شده صدایم کن دلم برای دوست داشتن های بی انتها برای شب های تا صبح بدون خواب برای خودم برای خودت پنجره و مهتاب تنگ شده صدایم کن…

جمعه ات به خیر؛ شعری از نیکی فیروزکوهی

جمعه ات به خیر هر کجا هستی به یاد من باش من با تو چای نوشیده ام سفرها کرده ام از جنگل از دریا از آغوش تـــو شعرها نوشته ام رو به آسمان آبی پرخاطره از تو گفته ام تو را خواسته ام آه ای رویای گمشده هر کجا هستی جمعه ات به خیر…

دنیای تو همین جاست؛ شعری از نیکی فیروزکوهی

دنیای تو همین جاست کنار کسی که قسم می خورد به حرمت دستهای تو کنار کسی که با خدای خود قهر می کند با موهای تو آشتی کنار کسی که حرام می کند خواب خودش را بی رویای تو کنار کسی که با غم چشمهای تو غروب می کند غروب محبوب من غروب همان…