هیپنوتیزم، سرگرمی یا درمان؟

هیپنوتیزمامین جلالوند
شاید شما هم به محض شنیدن کلمه هیپنوتیزم به یاد لو رفتن تمام اسرار زندگی تان بیفتید و از آن بترسید که مبادا در خواب مصنوعی همه مسائل خصوصیتان را فاش کنید. عده ای دیگر نیز تصور می کنند که با هیپنوتیزم روح از بدنشان خارج می شود و برخی نیز معتقدند اگر هیپنوتیزم شوند، دیگر هیچ وقت از خواب هیپنوتیزمی بیدار نمی شوند.
همه این افکار، ترس ها، شایعه ها و واقعیت ها دلیلی بر این مدعاست که هیپنوتیزم به عنوان شیوه ای برای درمان مشکلا ت روحی، گاه به صورت موضوعی تفننی و سرگرم کننده در جامعه مطرح می شود.
اما واقعا هیپنوتیزم چیست؟ آیا یک سرگرمی است؟ یا روشی برای اعتراف گرفتن از افراد؟ یا این که تنها برای درمان بیماریهای روحی و روانی قابل استفاده است؟
در حقیقت هیپنوتیزم نوعی خواب مصنوعی است که فرد هیپنوتیزم شده، هوشیاری خود را از دست می دهد و به ضمیر ناخود آگاه خود رجوع می کند. شخص در این حالت بسیاری از رفتارها، حوادث و پیشامد هایی را که در زندگی اش اتفاق افتاده است، به خاطر میآورد و در اصطلا ح به حالت خلسه فرو می رود. علا وه بر آن شخصی که هیپنوتیزم می شود، ذهن او در آن حالت بسیار تلقین پذیر است و پس از بیداری نیز بسیاری از تلقین های مثبت و منفی را که در خواب مصنوعی به خوردش داده اند، به عنوان واقعیت می پذیرد.
اغلب روانشناس ها هیپنوتیزم راعلم نمی دانند. از منظرآنها هیپنوتیزم بیشتر یک فن است تا یک علم.
یعنی معتقدند هیپنوتیزم فنی است که از علم روانشناسی نشات می گیرد. درست مثل برخی از پزشکان که پزشکی را علم نمی دانند و پزشکی تنها برایشان یک فن است که از علم زیست شناسی، شیمی، فیزیک و… سرچشمه می گیرد.
حال سوال اصلی این جاست، چرا برخی از افراد تمایل دارند هیپنوتیزم شوند؟ برای جواب دادن به این سوال چند احتمال وجود دارد. یا فردی که می خواهد هیپنوتیزم شود، دارای رفتارهای منفی است و می خواهد با هیپنوتیزم این رفتارها را ترک یا فراموش کند، یا این که می خواهد با هیپنوتیزم ظرفیت ذهنی خود را بالا ببرد و به این ترتیب از شخصیت بارز و نیرومندی برخوردار شود. از رفتارهای منفی و قابل پیشگیری توسط هیپنوتیزم می توان به عصبانیت و پرخاش اشاره کرد. یعنی اگر فردی عصبانی است و به خاطر هرچیزی از کوره درمی رود، آنگاه هیپنوتیزم می تواند وسیله ای باشد که او را در برابر این حوادث به اصطلا ح بی خیال کند.
یا اگر شخصی وسواس دارد و مرتب وسیله ای را می شوید، باز هم برای رهایی از این فکر وسواس گونه به هیپنوتیزم متوسل می شود. سو»ظن دارد و می داند که بی جهت است یا عدم تمرکز فکر دارد تا آن جا که گاه کوچکترین حرفی او را روزها و ماه ها به خود مشغول می کند و اجازه نمی دهد که با تمرکز به کارهای روزمره اش برسد. این رفتارهای منفی و بسیاری از رفتارهایی را که زائیده فکر است توسط هیپنوتیزم قابل تغییر است. اما گاهی اوقات پیش می آید شخصی مشکل ذهنی و روحی خاصی ندارد و تنها می خواهد با هیپنوتیزم ظرفیت ذهنی خود را بالا ببرد. مثلا می خواهد پدیده ای نواختراع کند، در کنکور قبول شود یا در سطحی بالا تر کاری کند که دیگران از انجام آن عاجز باشند. به طور مثال آن چنان قدرتی داشته باشد که بتواند لیوانی را بدون دست زدن و تنها با نگاه کردن بشکند یا به راحتی فکر دیگران را بخواند. در همه مواردی که در بالا ذکر شد چه آن هایی که صددرصد شدنی هستند و چه آن هایی که احتمال وقوع شان کمتر است، هیپنوتیزم دلیل اصلی و مسبب این اتفاق ها نیست.
یعنی این هیپنوتیزم نیست که عصبانیت شما را کاهش می دهد; بلکه در خواب مغناطیسی به شما تلقین می شود که «شما فوق العاده خونسردید» و شما پس از بیدار شدن به احتمال زیاد احساس آرامش می کنید.
در همه این موارد هیپنوتیزم تنها یک وسیله است و نه یک هدف. در حقیقت این ذهن شماست که می پذیرد دیگر عصبانی نشود و این امر حتی بدون هیپنوتیزم نیز امکان پذیر بود. به طور مثال افرادی هستند که بدون هیپنوتیزم به راحتی تفکری مثبت یا منفی را به ذهن تلقین می کنند، بدون آن که نیاز به خواب مصنوعی داشته باشند.
پس همه این کارها را ضمیر ناخودآگاه شما انجام می دهد و هیپنوتیزمتنها کانالی است که شما را به ضمیر ناخودآگاهتان هدایت می کند.
همانطور که گفتیم هیپنوتیزم در درمان عادت های منفی که فرد به آن مبتلا ست می تواند موثر واقع شود.
مثلا اگر شما عصبانی باشید، از چیزی بدون دلیل بترسید، لکنت زبان داشته باشید، یا در موضوعی وسواس به خرج دهید آنگاه هیپنوتیزم شما را به خواب مصنوعی فرو برده و در حین خواب به دستور هیپنوتیزم کننده به ضمیر ناخودآگاهتان می روید. شما در حالت خلسه عمیق با رجوع به ضمیر ناخودآگاهتان بسیاری از اتفاقات خوب و بدی را که فراموش کرده اید به یاد می آورید و چون در حالت هیپنوتیزم آستانه تلقین پذیری ذهن بسیار بالاست، روانشناس در این وضعیت تفکرات مثبت را جایگزین افکار منفی می کند و شما پس از بیدارشدن تفکرات مثبتی را که روانشناس تلقین کرده، به عنوان واقعیتی غیرقابل کتمان می پذیرید. اما هیپنوتیزم برخلا ف اعتقاد بسیاری از افراد، در درمان بیماری های جسمی کارایی چندانی ندارد. به عنوان مثال هیپنوتیزم نمی تواند فردی را که قادر به حرکت دادن دستش نیست، مداوا کند. مگر این که این ناتوانی ریشه در تفکر منفی داشته باشد که شخص به خودش تلقین کرده است. یا اگر شما تب داشته باشید واین تب ناشی از اضطراب باشد هیپنوتیزم نمی تواند به طور مستقیم تب شما را کاهش دهد; بلکه هیپنوتیزم با رفع اضطراب، تب جسمی را رفع می کند.
امال حال که تا حدودی با تئوری های هیپنوتیزم آشنا شدیم، ببینیم در عمل چگونه فردی را هیپنوتیزم می کنند.
برای انجام هیپنوتیزم چند روش وجود دارد:

۱- ثابت کردن نگاه: در این روش جسم کوچک و شفافی را مانند یک دکمه یا یک کلید روبروی فرد و بالا تر از سطح چشمان او قرار می دهند و از شخص می خواهند تا به این جسم کوچک به شکل پیوسته خیره شود. این وضعیت موجب بروز خستگی و بسته شدن پلکها می گردد. پس در این وضعیت سوژه به خواب مغناطیسی فرو می رود و در آن حالت ذهن او به احتمال زیاد تلقین پذیر می شود.

۲- هیپنوتیزم با فشار دادن انگشت: در این روش از چند حیله روانشناسی برای به خواب بردن سوژه استفاده می شود. ابتدا روانشناس انگشتش را بر روی پیشانی سوژه می گذارد و از او می خواهد تنها به انگشتی که بر روی پیشانی اش قرار گرفته نگاه کند. با فشار انگشت بر روی پیشانی، پلکها بسته می شود و در این حالت سوژه قادر به باز کردن پلکهایش نخواهد بود. زیرا طبق قوانین فیزیولوژیکی بدن، باز کردن پلک ها و به بالا خیره شدن چشم ها در تضاد با یکدیگرند. سپس از سوژه می خواهند پاهایش را به طرف جلو کشیده و دستش را روی سینه قرار دهد و سر و شانه هایش را به سمت عقب متمایل کند. حال با وجود فشار ممتد انگشت روانشناس، همچنین وضعیتی که سوژه نشسته است، او نه می تواند پلکهایش را باز کند و نه می تواند در این حالت از جایش بلند شود. همه این مراحل با تلقین روانشناس همراه است و رواشناس مدام گوشزد می کند که «تو قادر به هیچ حرکتی نیستی» و سپس نتیجه قطعی حاصل می شود. سوژه احساس عجز می کند، به خواب رفته و تلقین پذیر می گردد.

۳- هیپنوتیزم با روش گفتاری پیش رونده: در این روش سعی می شود و تنها با گفت وگو و تلقین سوژه را به خلسه فرو ببرد. در این حالت هیپنوتیزور (فردی که هیپنوتیزم می کند) باید بسیار خوش زبان، صمیمی و باهوش باشد تا بتواند سوژه را وادار کند تا مطابق میل او رفتار کند. این روش برای هیپنوتیزم کردن های گروهی بسیار موثر است. در شیوه گفتاری سعی می شود با گفت وگو و تلقین، لحظه به لحظه سوژه را به خواب عمیق تری هدایت کنند. تجربه هیپنوتیزور در این روش تاثیر زیادی بر نتیجه کار خواهد گذاشت.

۴- هیپنوتیزم با روش شمردن: در این شیوه هیپنوتیزور از سوژه می خواهد در جای راحتی بنشیند، چشم هایش را ببندد و تنها به خوابیدن فکر کند. پس هیپنوتیزور تلقین های خود را شروع کرده و مدام تکرار می کند«تو داری به خواب عمیقی فرو می روی» سپس شمردن اعداد شروع می شد و از سوژه می خواهد که هر بار با شمارش اعداد به خواب عمیق تری فرو رود.

البته باید به خاطر داشت که تمامی مراحل و شیوه های هیپنوتیزم برای درمان بیماری های روانی و عادات روحی نامناسب مفید است و استفاده از هیپنوتیزم برای شخصی که هیچ اختلا ل و مشکلی در زندگی اش ندارد، آنچنان مثمر ثمر نیست و مثل جراحی فرد سالمی است که هیچ عارضه ای در جسم او مشاهده نمی شود. باز هم تاکید می کنیم که هیپنوتیزم تنها یک وسیله است و نه یک هدف. شما می توانید با تفکر مثبت و بدون استفاده از هیپنوتیزم، بسیاری از عادات مخرب زندگی خود را برطرف نمائید.
اما اگر برای رفع عادت های بد ذهنی خود، مایلید حتما از هیپنوتیزم استفاده کنید باید از روانشناسان مجرب و مسلط به این فن یاری طلبید و در این راه به هر فردی که ادعای هیپنوتیزم دارد اعتماد نکنید.

مطالب پیشنهادی
بدون نظر
  1. وحید

    در باره ی بیدار کردن کسی که هیپنوتیزم شده هم مطلب بزارین .. ممنون

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.