مرور رده

ادبیات

شعر آینه در آینه هوشنگ ابتهاج

شعر آینه در آینه هوشنگ ابتهاج در مجموعه شعر «آینه در آینه» گزیده‌ای از اشعار هوشنگ ابتهاج به انتخاب دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شده است. مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا سایه تو گشتم و او برد به خورشید مرا جان دل و دیده منم،…
ادامه مطلب ...

کاش دوباره به خاطرم نمی‌‌آمدی شعری از نیکی فیروزکوهی

کاش دوباره به خاطرم نمی‌‌آمدی کاش هر کدام از ما در همان سالها پیش مانده بودیم کاش پس از این سالهای دورِ دورِ تصویر هامان از عکس‌ها بیرون نمی‌آمد کسی‌ از گذشته‌های خوبِ خوب آغوش باز نمیکرد سرم با سینه ات آشنا نمی‌شد…
ادامه مطلب ...

آی آدم‌ها شعری از نیما یوشیج

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید نان به سفره جامه تان بر تن یک نفر در آب می خواند شما را موج سنگین را به دست خسته می کوبد باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده سایه هاتان را ز راه دور دیده آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی…
ادامه مطلب ...

تو ای زن شعری از رابیندرانات تاگور

تو ای زن تنها آفریدهٔ خدا، بلکه مخلوق مردان زمین نیز هستی. مردان، زیبائی قلب‌های خود را به‌پای تو می‌ریزند شاعران با رشته‌های خیال طلائی خویش تارهای وجود تو را می‌تنند و نقاشان همیشه بر پیکر تو جاودانگی می‌بخشند دریا،…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه دو مرده نوشته جلال آل احمد

شما هم اگر آن روز صبح از خیابان باریکی که باب همایون را به ناصرخسرو وصل می‌کند می‌گذشتید، حتماً لاشه ی او را می‌دیدید. کنار جوی آب، نزدیک هشتی گودی که سه در خانه در آن باز می‌شود، افتاده بود. یک دست و یک پایش هنوز توی جوی آب بود. و مردم دور…
ادامه مطلب ...

داستان قصه آه نوشته صمد بهرنگی

یکی بود، یکی نبود. تاجری بود، سه تا دختر داشت. روزی می خواست برای خرید و فروش به شهر دیگری برود، به دخترهایش گفت: هر چه دلتان می خواهد بگویید برایتان بخرم. یکی گفت: پیراهن. یکی گفت: جوراب. دختر کوچکتر هم گفت: گل می خواهم به موی سرم بزنم.…
ادامه مطلب ...

کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟ شعری از فروغی بسطامی

کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟ کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟ غیبت نکرده ای که شوَم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را چشم به صد مجاهده آیینه ساز شد تا…
ادامه مطلب ...

ماهی سیاه کوچولو داستان کوتاهی از صمد بهرنگی

شب چله بود. ته دریا ماهی پیر دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش را دور خودش جمع کرده بود و برای آنها قصه می گفت: «یکی بود یکی نبود. یک ماهی سیاه کوچولو بود که با مادرش در جویباری زندگی می کرد.این جویبار از دیواره های سنگی کوه بیرون می…
ادامه مطلب ...

از یاد رفته، شعری از فروغ فرخزاد

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری که مرا یاد کند دیده‌ام خیره به ره ماند و نداد نامه‌ای تا دل من شاد کند خود ندانم چه خطائی کردم که ز من رشته الفت بگسست در دلش جائی اگر بود مرا پس چرا دیده ز دیدارم بست هر کجا می‌نگرم، باز…
ادامه مطلب ...

من خراب نگه نرگس شهلای توام؛ شعری از فروغی بسطامی

فروغی بسطامی از غزل‌سرایان دوره قاجار بود. او شاعر معاصر سه تن از پادشاهان قاجار بود: از زمان فتحعلی شاه نامور گشت، و در دوره‌های محمد شاه و ناصرالدین شاه به کار خویش ادامه داد. من خراب نگه نرگس شهلای توام بی خود از بادهٔ جام و…
ادامه مطلب ...

چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟، شعری از قیصر امین پور

قیصر امین پور شاعر معاصر، نویسنده و استاد دانشگاه ایرانی بود که میتوان او را از تاثیرگذارترین و برجسته‌ترین شاعران مرد در زمان بعد از انقلاب معرفی نمود. موضوعات برگزیده او عام و متعلق به نوجوانان و مردم است و تازگی و طراوت خوبی دارند.…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه دزد قالپاق از صادق چوبک

دزد قالپاق نام داستان کوتاهی از صادق چوبک است که از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، نظریه‌های «پخش شدن مسؤولیت»، «بی توجهی جمعی»، «همرنگی ماشینی» و «ناکامی پرخاشجویی» با این داستان همسازی و همنوایی دارد. صادق چوبک (۱۳۷۷ ۱۲۹۵ ه.ش.) از داستان…
ادامه مطلب ...