آرشیو دسته بندی: ادبیات

ادبیات

پس می خواهی نویسنده باشی شعری از چارلز بوکوفسکی

با وجود همه چیز اگر از درون‌ات فوران نمی‌کند ننویس برادر من مگر اینکه همینطوری بی دعوت از اعماق وجودت بیاید و از قلبت و از ذهنت و از دهانت وگرنه ننویس خواهر من اگر باید ساعت‌ها بنشینی خیره به صفحه‌ی کامپیوتر قوز کرده بالای سر ماشین…
متن کامل ...

قطعنامه شعری از برتولت برشت

نظر به اینکه ما ضعیفیم برای بندگی ما قانون ساختید نظر به اینکه دیگر نمیخواهیم بنده باشیم قانون شما در آینده باطل است. تهدید میکنید ما را تصمیم ما بر اینست کز زندگانی بد بیشتر از مرگ بترسیم. نظر به اینکه گرسنه خواهیم ماند…
متن کامل ...

داستان کوتاه خواب نوشتهٔ ماندانا خاتمی

خوابم نمی برد. امشب از آن شب‌هاست که بی موقع بیدار شده‌ام و طول می‌کشد تا دوباره به کرختی خواب بروم. فقط همین نیست؛ هوشیاری چنان توی سلول‌هایم رفته که هر کدام از سلول‌هایم که شل می شود تا بخوابد ناگهان آن دیگری فریاد می‌زند و می‌گوید:…
متن کامل ...

تمنایی از یک رنجبر شعری از ویکتور خارا

برخیز! به کوه ها بنگر که سرچشمه باد است، و خورشید و آب. ****** ای تو که مسیر رود را دگرگون می‌کنی و، به گاه بذز افشانی، روح به پرواز درآمده‌ات را، همراه بذرها، به خاک می‌سپاری، برخیز! دستان خویش را بنگر و برادر را دست در…
متن کامل ...

رامشگر نابینا، شعری از فریدریش هولدرلین

کجایی آخر، ای جوان، که همواره سحرگاهان بیدارم می‌کنی، کجایی آخر تو ای روشنایی؟ قلبم بیدار است، اما شب همیشه با جادوی مقدس خود می‌گیردم و می‌بندد. در دمدمه‌ی صبح گوش می‌دادم، خوشحال چشم به راهت بر آن تپه، و نه هرگز بیهوده. هیچ گاه…
متن کامل ...

برای بردن من شعری از پابلو نرودا

باد اسب است: گوش کن چگونه می‌تازد از میان دریا، از میان آسمان. می‌خواهد مرا با خود ببرد: گوش کن چگونه دنیا را به زیر سُم دارد برای بردن من. مرا در میان بازوانت پنهان کن تنها یک امشب، آنگاه که باران دهان‌های بی‌شمارش را بر سینه…
متن کامل ...

جراحت عشق، شعری از چارلز بوکوفسکی

دختر تیره پوست با چشمانی مهربان وقتی زمان خنجر زدن می‌­رسد من عقب نمی­‌کشم من ملامتت نمی­‌کنم همانطور که در امتداد ساحل می‌رانم همانطور که نخل‌ها در هوا تاب می‌خورند نخل‌های بی­قواره زمخت در حالیکه زندگی در نمی‌­رسد در حالیکه مرگ…
متن کامل ...

اگر بتوانم یک‌بار دیگر زندگی کنم، شعری از خورخه لوئیس بورخس

اگر بتوانم یک‌بار دیگر زندگی کنم اگر بتوانم یک‌بار دیگر زندگی کنم می‌کوشم بیشتر اشتباه کنم نمی‌کوشم بی‌نقص باشم راحت‌تر خواهم بود سرشارتر خواهم بود از آن‌چه حالا هستم در واقع، چیزهای کوچک را جدی‌تر می‌گیرم کمتر بهداشتی خواهم زیست…
متن کامل ...

رویای هر کودک صلح است، شعری از یانیس ریتسوس

رویای هر کودک صلح است رویای هر مادر صلح است کلام عشقی که بر زیر درختان می تراود صلح است. پدری که در غبار با تبسمی در چشم هایش با سبدی میوه در دست هایش با قطرات عرق بر جبینش که چون ترمه ای بر طاقچه خشک میشود باز گردد صلح است. آن…
متن کامل ...

به محبوبم در آغاز سال؛ شعری از نزار قبانی

«به محبوبم؛ در آغاز سال» دوست داشتنت را از سالی به سال دیگر منتقل می‌کنم همانند دانش‌آموزی که تکالیف مدرسه‌اش را به دفتر جدیدش انتقال می‌دهد! صدایت را! شمیمت! نامه‌هایت! شماره تلفنت و صندوق پستی‌ات را! منتقل می‌کنم- -در کمد سال جدید…
متن کامل ...