۲۰ جمله از جیم کری؛ مرزی میان طنز و فلسفه

جیم کری پشت چهره کمدی‌اش، نگاهی جدی و گاه تلخ به زندگی، موفقیت و معنای انسان بودن پنهان شده است. این جملات، حاصل تجربه زیسته، مواجهه با شهرت، و تردیدهای یک انسان معاصرند؛ تأملاتی کوتاه اما برنده که مرز میان طنز و فلسفه را محو می‌کنند و خواننده را به مکث، بازاندیشی و نگاهی دوباره به خود و جهان دعوت می‌کنند.

  1. Behind every great man is a woman rolling her eyes.
    پشت هر مرد بزرگ، زنی است که با چشم‌هایش به او چشم‌غره می‌رود.
  2. If you aren’t in the moment, you are either looking forward to uncertainty, or back to pain and regret.
    اگر در لحظه زندگی نکنی، یا چشم به آینده‌ای نامعلوم داری یا به درد و پشیمانی گذشته نگاه می‌کنی.
  3. Life opens up opportunities to you, and you either take them or you stay afraid of taking them.
    زندگی فرصت‌هایی را پیش روی تو می‌گذارد؛ یا آن‌ها را می‌پذیری یا از برداشتنشان می‌ترسی.
  4. It is better to risk starving to death than surrender. If you give up on your dreams, what’s left?
    بهتر است خطر گرسنگی را بپذیری تا تسلیم شوی؛ اگر از رویاهایت دست بکشی، چه چیزی باقی می‌ماند؟
  5. My focus is to forget the pain of life. Forget the pain, mock the pain, reduce it. And laugh.
    تمرکز من فراموش‌کردن درد زندگی است؛ درد را فراموش کن، مسخره‌اش کن، کوچکَش کن و بخند.
  6. A lot of good love can happen in ten years.
    در ده سال می‌تواند عشق‌های خوب زیادی شکل بگیرد.
  7. I just want to be myself.
    من فقط می‌خواهم خودِ واقعی‌ام باشم.
  8. If you’ve got a talent, protect it.
    اگر استعدادی داری، از آن محافظت کن.
  9. I’ve tried everything. I’ve done therapy, I’ve done colonics…
    همه‌چیز را امتحان کرده‌ام؛ درمان، جلسات مختلف، حتی کولون‌تراپی.
  10. I tend to stay up late, not because I’m partying but because it’s the only time of the day when I’m alone and don’t have to be performing.
    معمولاً تا دیروقت بیدار می‌مانم، نه برای خوش‌گذرانی، بلکه چون تنها زمانی است که تنها هستم و لازم نیست نقش بازی کنم.
  11. I really believe in the philosophy that you create your own universe. I’m just trying to create a good one for myself.
    واقعاً به این فلسفه باور دارم که هرکس جهان خودش را می‌سازد؛ من فقط تلاش می‌کنم جهان خوبی برای خودم بسازم.
  12. I wake up some mornings and sit and have my coffee and look out at my beautiful garden, and I go, “Remember how good this is. Because you can lose it.”
    بعضی صبح‌ها بیدار می‌شوم، قهوه می‌نوشم و به باغ زیبایم نگاه می‌کنم و با خودم می‌گویم: «یادت باشد چقدر خوب است، چون ممکن است از دست برود.»
  13. My upbringing in Canada made me the person I am. I will always be proud to be a Canadian.
    تربیت من در کانادا باعث شد به کسی که هستم تبدیل شوم؛ همیشه به کانادایی بودنم افتخار می‌کنم.
  14. I’m very serious about no alcohol, no drugs. Life is too beautiful.
    در مورد مصرف نکردن الکل و مواد کاملاً جدی‌ام؛ زندگی بیش از حد زیباست.
  15. I love playing ego and insecurity combined.
    بازی‌کردنِ ترکیبی از خودبزرگ‌بینی و ناامنی را دوست دارم.
  16. I don’t think human beings learn anything without desperation.
    فکر نمی‌کنم انسان‌ها بدون درماندگی چیزی یاد بگیرند.
  17. Maybe other people will try to limit me but I don’t limit myself.
    شاید دیگران بخواهند مرا محدود کنند، اما من خودم را محدود نمی‌کنم.
  18. I’m a hard guy to live with. I’m like a caged animal.
    زندگی با من سخت است؛ شبیه حیوانی در قفس هستم.
  19. Maybe there is no actual place called hell. Maybe hell is just having to listen to our grandparents breathe through their noses when they’re eating sandwiches.
    شاید اصلاً جایی به نام جهنم وجود نداشته باشد؛ شاید جهنم فقط شنیدن نفس‌کشیدن پدربزرگ و مادربزرگ‌ها هنگام خوردن ساندویچ باشد.
  20. I want to be the greatest actor that ever lived, frankly. I’d love that. But I don’t need to be. I just want to be here. That’s it.
    صادقانه بگویم، دوست دارم بزرگ‌ترین بازیگر تاریخ باشم؛ اما نیازی به آن ندارم. فقط می‌خواهم اینجا باشم، همین.

منبع: brainyquote

امتیاز دهید: post

پمپ تصفیه آب استخر

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.