کرمان نگين اسرارآميز کوير

استان کرمانجهانگردان حرفه اي از دير باز ايران را به لحاظ طبيعت رنگارنگ، اقوام گوناگون و فرهنگ و تمدن پر رمزو رازش، سرزمين تضادها شناخته اند. اين ويژگي ها نه فقط در مجموعه سرزمين ايران که گاه حتي در يک بخش خاص آن هم ديده مي شود. کرمان از جمله اين بخشهاست. تنوع آب و هوايي، فرهنگ و هنر صبور و جذاب، با مردمي سختکوش، شکيبا و ميهمان نواز، کرمان را در ميان استان هاي مختلف ايران متمايز کرده است. اين گزارش به کرمان اختصاص دارد; با نگاهي کوتاه به فرهنگ و جغرافياي اسرارآميز، معماري چشم نواز بناهاي تاريخي، فهرست جاهاي ديدني و …
جغرافيايي اسرارآميز که گرمسير را در آغوش سرد سير مي نشاند، فرهنگي کم مانند که انگشتان دست بافندگانش آن را به سان قالي، ترمه و شال هاي ظريف نمايان مي سازد، در کنار يادگارهاي شگفتي چون ارگ بم و مسجد جامع، مجموعه و آميزه اي از کرمان مي سازد که هر ساله هزاران مسافر داخلي و خارجي را به خود مي کشاند. کرمان در بخش هاي مختلف، آب و هوايي متفاوت دارد، يعني در همان زماني که ناحيه اي از کرمان “سردترين” است، در ناحيه اي ديگر، گرما بيداد مي کند! به همين جهت است که شهرهاي کرمان به دوبخش گرمسير و سردسير تقسيم مي شوند و همين تفاوت آب و هوايي است که سبب مي شود در اين شهر، هم خرما برويد و هم ليمو. به پشتوانه چنين طبيعتي، دامداري نيز هميشه آنقدر رونق داشته است که مواد اوليه مناسب را براي هنرنمايي مردمانش در ايجاد نقش هاي حيرت انگيزي که کرمانيان براي قالي هاي پر آوازه خود طرح مي کنند، دم دست و فراهم بسازد. اما فقط قالي کرمان نيست که پرآوازه است، آثار تاريخي آن نيز شهرت دارد و پاره اي از بناهاي باستاني آن از جمله ارگ بم (البته پيش از وقوع زلزله) زماني در سراسر جهان بي نظير بود. اين همه ويژگي و امتياز در يک ديار، چگونه مي گنجد؟ اما اين همه، تمام آن گنجينه نيست، چرا که برترين و بزرگ ترين امتياز کرمان، مردمان آنند. زنان و مردان صبور، قانع، سختکوش و ميهمان نواز که قرن هاست با دشواري هاي طبيعي و تاريخي ديار خود، کنار آمده اند و به آباداني سرزمين خويش مشغول اند.

چهره شهر
فرودگاه کرمان چندان بزرگ نيست. مسافر که از هواپيما پياده مي شود با چند گامي به سالن تحويل بار مي رسد. با آن که ظرفيت سالن به تازگي دو برابر شده، اما هنوز پاسخگوي نياز شهر رو به پيشرفت کرمان نيست. از اين جا براي رسيدن به شهر بايد بلواري را طي کرد که تا نخستين ميدان ورودي شهر 12 کيلومتر فاصله دارد. خوشبختانه هنوز همگي باغ هاي پسته اي که در اطراف بلوار وجود داشت، از بين نرفته و تبديل به مناطق مسکوني نشده است. با اين حال طي 20 سال گذشته، در بيشتر زمين هاي اطراف شهر ساختمان روييده و باغ ها و روستاها را بلعيده است. در گشت و گذاري در شهر، نخستين نقطه اي که مسافر را به خويش مي خواند، “راسته بازار” است. اين بازار 3 کيلومتر طول دارد و در زمان هاي مختلف ساخته شده است. آن بخشي که در دوره صفويه و قاجاريه ساخته شده، طاق هاي ضربي و گنبدهاي متعددي دارد و بر بالاي هرگنبد، نورگيري هست که فضاي نيمه تاريک بازار را روشن مي کند. بازار گنجعلي خان و بازار وکيل از اين دست است و بازار سراج ها و چند نقطه ديگر، به نظر مي رسد چند صد سال قديمي تر باشند. در راستاي بازار، دروازه هاي مختلفي وجود دارد که مسافر را به کاروانسراهاي قديمي راهنمايي مي کند; حياطهاي چهار ضلعي سنگفرش که در وسط، باغچه و درختي دارد و در اطراف، حجره هايي که تجارتخانه است و يادآور دادو ستد دوران هاي پيشين.
در راسته بازار دو حمام معروف و قديمي وجود دارد که هر يک در نوع خود، زيبايي شگفتانگيزي دارند: حمام گنجعلي خان که به موزه مردم شناسي بدل شده و در آن با مجسمههايي، شيوه استحمام مردم در گذشته نشان داده شده و ديگري حمام وکيل است که با چندين پله به زير زمين مي رود و اکنون به قهوه خانه سنتي زيبايي بدل شده است.
پس از طي بازار سرپوشيده، از در کوچکي مي توان وارد مسجد جامع شد. اين مسجد از مساجد مهم و معروفي که ميگويند در زمان عمربن عبدالعزيز بنا نهاده شده است. اما چون از اين مسجد و همچنين از گنبد جبليه و گنبد مشتاقيه و پارهاي آثار کهن کرمان، در اين گزارش به طور جداگانه سخن گفته ايم، از اينجا يک راست وارد محله زردشتيان مي شويم که از ميدان مشتاقيه يا محله “زرسيف” مي توان به آنجا رفت.
کرمان يکي از نادر شهرهاي ايران است که ايرانيان باستان در آن آئينهاي خود را محفوظ نگه داشته اند. در اين محله ها، بيشتر کوچه ها سنگفرش است و ديوار ها بلند و دروازه ها در قلب يک سردر بزرگ تعبيه شده است. خانهها هم چندان وسيع است که گاهي در هر کوچه فقط يک دروازه ديده ميشود. در محله قديمي زردشتيان که ميگويند در زمان نادرشاه خراب شده است، 3 زيارتگاه وجود دارد به نام هاي پير غيب، پيرمراد و پير سبزپوشان. محله کهن ديگري که نميتوان از آن ياد نکرد، محله “خواجه خضر” است که به چهل تنان نيز شهرت دارد. مي گويند مسجد خواجه خضر را ترکان خاتون، زوجه “اتابک سعدبن ابي بکر” بنانهاده است، بدين ترتيب، قدمت آن به قرن هفتم باز مي گردد.
ميگويند در آنجا چهل خانه بوده که مردم چله مي نشستند. چهل روز رياضت مي کشيدند تا “خضر” بر آنها ظاهر شود و حاجاتشان را برآورد. اين محله ها، بخش هايي از بافت قديمي کرمان است. کرمان تازه وجوان هم در جاي خود ديدني است. بزرگ ترين خيابان کرمان که فرودگاه را به جنگل قائم مي پيوندد، 24 کيلومتر طول دارد. اين خيابان، بعد از راسته بازار، مهم ترين محل کسب و کار و داد و ستد مردم کرمان است. در مقاطع مختلف اين خيابان، خيابانهايي به سمت شمال و جنوب منشعب ميشوند و بافت اصلي شهر را پديد مي آورند. کوچه هاي کرمان که در اطراف اين خيابان ها قرار دارند، بسيار ديدني و جالب اند; معابري باريک باديوارهاي بلند و اغلب کاهگلي و پيچ درپيچ که از بيشتر آنها حتي يک اتومبيل هم نمي تواند عبور کند!

ارمغان کرمان به معماري جهان
به حتم بخشي از ارمغانهاي ايران به معماري جهان، در استان تاريخي کرمان پديد آمده است. اين آثار که از ارگ ويران شده بم تا مساجد عصر صفوي امتداد مي يابد، حتي درخور آن است که کتاب هايي در مورد آنها نگاشته شود. در اين جا که فرصت کوتاه است، به اشاره اي درباره تعدادي از آنها بسنده مي کنيم و در يک يا دو مورد شرح مفصل تري خواهيم داشت.

مسجد جامع کرمان
مسجد جامع کرمان، يکي از مفاخر فرهنگ و تمدن ايران به شمار مي رود. در اين مکان مقدس، هنر معماري دست به دست عشق و ايمان داده و ياد بودي پر ارزش بر جاي گذارده که نشان از عظمت انديشه و خلاقيت اين ديار دارد; خلاقيتي که با شکيبايي و صبر، کاشي ها را يک به يک بر هم چيده تا گنبدي سترگ، منارههايي سر به آسمان کشيده و شبستانهايي بي نظير پديد آورد. اين مسجد به سال 750 ه . ق ساخته شد. بناي آن را به امير مبارزالدين محمد مظفري، سرسلسله آل مظفر نسبت مي دهند. بنابر تاريخي که برسنگي در داخل مسجد منقوش است، محلي که مسجد در آن بناشده، ابتدا در بيرون شهر کرمان جاي داشت، اما به مرور که شهر گسترده شد، مسجد در داخل شهر قرار گرفت. مسجد جامع با سردر عالي، کاشي کاري معرق و کتيبه تاريخي، يکي از بناهاي پر ارزش کرمان است. بر سنگ هاي مرمرين محراب آن آيات قرآن کريم با خطي بي نهايت خوش و زيبا نقش بسته و کاشي هاي معرق در گوشه و کنار آن ديده مي شود.

گنبد جبليه
بناي اين گنبد در دامنه کوه قلعه دختر، در شمار يکي از زيباترين آثار هنر معماري ايران جاي دارد. تاريخ بناي آن را به دوره سلجوقي نسبت مي دهند، اما از معماري آن چنين برمي آيد که آتشکده اي مربوط به دوره ساساني بوده است. ساختمان گنبد، هشت ضلعي است و حدود 20 متر ارتفاع دارد و دور اضلاع آن طاق نماهاي متعدد و تودرتو ساخته شده که از قطر ديواره ها کاسته است. در هر سوي اين ساختمان، 8 درگاه به پهناي دو متر ديده مي شود که براي استحکام و پيشگيري از ويراني، با سنگ مسدودشان کرده و فقط يکي را باز گذاشته اند. در ساختمان اين بنا، پاره سنگ هايي در اندازه هاي گوناگون به کار رفته که با ملات سفت و سختي بر هم چيده شده و گفته مي شود که گچ و گل آن را با شير شتر آميخته اند! در منابع تاريخي، نام اين گنبد به اسامي جبليه، جبال سنگ، گنبد گبري و معبد سنگي آمده است.

گنبد مشتاقيه
بناي اين گنبد که مزار مشتاق علي شاه در آن جاي دارد، در زمان قاجاريه ساخته شده و در مشرق مسجد جامع واقع است. بناي مشتاقيه از دو گنبد کاشي کاري و يک گنبد ساده تشکيل شده و به همين دليل به “سه گنبد” هم مشهور است. (گنبد مشتاقيه، گنبد کوثر علي شاه و گنبد شيخ اسماعيل). گنبد مشتاقيه کاشي و ساقه بلندي دارد و تزئينات داخلي آن در خور توجه است. مقبره مشتاق علي شاه در سمت شمال بنا واقع است و روبه روي آن حياطي است که حوضي در ميان دارد. در اين گنبد، منبر نفيسي از زمان هاي پيش برجامانده است. در سال هاي اخير، نسبت به تکميل کاشي کاري، تعمير و بازسازي نماي اين بنا، اقداماتي انجام شده است.

خانقاه و آرامگاه شاه نعمت الله ولي

شاه نعمت الله ملقب به نورالدين، از عارفان بنام ايران است. سال وفات او را 834 ه . ق ذکر کرده اند و آرامگاهش در ماهان، در 42کيلومتري کرمان قراردارد.
براساس شرح کتيبه معرق سردر ساختمان اصلي آرامگاه، اين بنا به دستور يکي از مريدان وي به نام احمدشاه رکني به سال 843 ه. ق بنا شده و در زمان شاه عباس اول صفوي، محمدشاه و ناصرالدين شاه قاجار ملحقاتي بدان افزوده اند. ساختمان آرامگاه شامل سردر، گلدسته ها، صحن اتابکي، صحن وکيل الملکي، رواق شاه عباسي، چله خانه و صحن است و باغي بسيار زيبا دارد. شرح کاملي از اين آرامگاه و باغ ماهان را در ادامه اين گزارش مي خوانيم.

حمام گنجعلي خان
اين حمام را که هزار مترمربع مساحت دارد، گنجعلي خان، حاکم کرمان در زمان صفويه بنا کرد. کاشي کاري ها، نقاشي ها، گچ بري ها، مقرنس کاري ها و تزئينات بسيار ظريف، آن را در شمار اثري بسيار بديع جاي داده است. حمام از دو بخش رختکن و گرمخانه تشکيل شده و دو سنگ مرمر بزرگ، در نورگيري گرمخانه تاثير بسيار داشته است. اين حمام که بعدها با تغييرات بسيار به موزه مردم شناسي بدل شده، در بازارکرمان واقع است.

قلعه دختر
قلعه دختر يکي از آثار معروف تاريخي شهر کرمان است که در شمال شرقي و در داخل محدوده شهر کرمان قرار دارد. بناي آن را به هفتواد يابلاش اشکاني نسبت مي دهند. البته افسانه ها و اعتقادات مردم با پژوهش تاريخي در باب وجه نامگذاري اين اثر، مغايرت چنداني ندارد. بنابر افسانه ها و داستان هاي محلي، گويند دختري بر اين قلعه فرمانروايي داشته که با دردست داشتن طلسمي آن را ناگشودني ساخته بود. اما پژوهش هاي تاريخي برآن است که نام دختر براي پاره اي قلاع درگوشه و کنار کشور بدان دليل بوده که آن قلاع استوار و ناگشودني و بکر بوده اند. قدمت اين قلعه به دوران ساساني مي رسد و بازمانده معبدآناهيتا (الهه ناهيد، نگهبان آب ها، زنان، گياهان و باروي) است. ساختمان هاي اين قلعه روي هم به دو قسمت مجزا تقسيم مي شود: قسمتي که بر فراز قله نسبتا مرتفع جنوب شرقي قرار دارد و به طور کامل به علت وضع طبيعي آن از قلعه مجزا است و قسمت دوم بر تپه کوتاه تري قراردارد. در زمان سلجوقيان نيز، قلعه دختر پناهگاه کرمانيان محسوب مي شده است.

ساير آثار تاريخي
از ديگر بناهاي تاريخي استان کرمان، باغ شاهزاده در چند کيلومتري ماهان است که در زمان قاجار بنا شده. در خيابان اصلي اين باغ که با شيبي تند از جلوي ساختمان تا در ورودي آن کشيده شده، حوضچه هايي ساخته اند که آب از آنها مانند آبشاري فرو مي ريزد. همچنين مي توان از مجموعه وکيل، شامل بازار، حمام، مسجد و کاروانسرا نام برد که به سال 1275 ه . ق بنا شده و حمام آن اکنون يک چايخانه سنتي است. مقبره خواجه اتابک از آثار دوره سلجوقيان، ميل نادري – بنايي آجري به بلندي 55 متر که به امر نادرشاه براي راهنمايي کاروان حاميان ناحيه بم و فهرج ساخته شده – و ارگ بم که قدمت آن به حدود دو هزار و 500 سال پيش مي رسد و تا نزديک به دو قرن پيش مسکوني بوده است، ازجمله بناهاي تاريخي اين استان اند که درباره ارگ بم جداگانه سخن خواهيم گفت.

بهشت زمين در دل کوير
شهر ماهان در فاصله 42 کيلومتري جنوب شرقي کرمان، در مسير راه کرمان – بم واقع شده است. اين شهر که در دامنه ارتفاعات قرار دارد، به دليل وجود آرامگاه “شاه نعمتالله ولي” عارف مشهور، شهرت يافته است. وجود اين مجموعه موجب گسترش دايره وار شهر در طول زمان شده، با اين حال اين شهر نسبت به ساير شهرهاي استان کرمان از وسعت زيادي برخوردار نيست. ماهان از ديرباز به دليل وضع خاص جغرافيايي خود در حکم ييلاق مردم کرمان بوده، همچنين وجود مزار شاه نعمت الله ولي، عاملي در جهت جذب زائران و سبب استمرار جاذبه ماهان شده است.
جذبه و شوري که شاه نعمت الله در مريدان خود ايجاد مي کرد، در همه شهرها، طرفداران بي شماري برايش فراهم آورد. شاه نعمتالله افزون بر مقام عرفان در شعر و ادب هم، پايگاهي والا داشته و ديواني از قصيده و غزل و مثنوي و رباعي دارد. مزار شاه نعمتالله که به آستانه ماهان، نيز شهرت دارد، يکي از با صفاترين بقعه هاي ايران به شمار مي رود و آستانه شاهکاري است از هنر معماري در طول چند قرن. اين مجموعه شامل صحن اتابکي، صحن وکيل الملکي، مقبره، رواق و صحن شاه عباسي يا ميردامادي، حسينيه و سردرمحمدشاهي و عمارت بيگلر بيگي مي شود.”

سابقه تاريخي و بخش هاي مجموعه
“نخستين بخش بنا در حدود سال 835 ه . ق ساخته شده است. اين قسمت از ناگنبدخانه است که مقبره شاه نعمت الله در آن قرار دارد. از سمت جنوب مجموعه، در بزرگي به محوطه باز مي شود که بالاي آن را مقرنس کاري زيبايي زينت بخشيده است. اين گنبد در قسمت داخلي کاربندي زيبايي دارد و پوشش خارجي آن با کاشي کاري فيروزه اي رنگ، همراه با رنگ هاي سفيد و مشکي پوشانده شده است. گنبد در زلزله کرمان دچار آسيب هايي شد که بعد براي مرمت آن اقداماتي صورت گرفت. حرم و به عبارت ديگر، مقبره شاه نعمت الله ولي، مانند اتاق بزرگي است با طاق گنبدي که در ميانه آن، قبر ايشان پوشيده با سنگ مرمر قرار دارد و داراي 4 در است که به رواق هاي اطراف باز مي شوند. بناي بقعه حرم، منسوب به احمدشاه دکني يا بهمني پادشاه دکن و لاهور است که در سال 825 ه . ق به حکومت رسيد و چون سلطنت خود را به واسطه برکت انفاي شاه نعمت الله مي دانست، ارادت زيادي به ايشان داشت. به اين ترتيب تاريخ ساخت مقبره به دوره گورکانيان مربوط مي شود. در سمت شرق حرم، رواقي است که مقبره شاه خليل الله ثاني، نواده شاه نعمت الله در نزديکي خروجي آن قرار دارد. در طرف شمال حرم رواق وکيل الملکي واقع شده که به صحن بزرگي مرتبط است. باني اين صحن و رواق، محمد اسماعيل خان وکيل الملوک بوده و بعدها تکميل شده است. اين صحن زيبا، حوضي در ميان دارد و اطراف آن با اتاق هايي محصور شده است. صحن ديگري که در شمال صحن وکيل الملکي قرار گرفته، به صحن اتابکي موسوم است و به احتمال زياد بخشي از صحن وکيل الملکي بوده که بعدها ميرزا علي اصغر خان اتابک، هزينه هايي را براي تعميرات آن متقبل شده است. اين صحن که وسيع ترين صحن مجموعه است، دو باغچه قرينه در دو طرف يک حوض بزرگ دارد و در سمت غرب آب انبار مجموعه واقع شده است. در فاصله اين دو صحن، عمارتي دو طبقه واقع است که هشتي و ارسي هاي زيباي آن، توجه را به خود جلب مي کند. در سمت جنوب بناي مقبره، رواق و صحن شاه عباسي يا ميردامادي قرار دارد که متعلق به دوره صفويه است و از بقيه صحن ها مساحت کمتري دارد. اين صحن حوض زيبا از مرمر و دو باغچه قرينه در دو طرف آن دارد. رواق شاه عباسي به دستور بيکتاش خان ساخته شد و پس از مغضوب شدن و به قتل رسيدن او، رواق به اين نام تغيير يافته است. اما زمان ساخت آن، به هر حال از عهده شاه عباسي اول بوده است. سقف اين رواق را مقرنس کاري و يزدي بندي زينت داده است. اين رواق، افزون بر ارتباط با گنبد خانه، از گوشه هاي شرقي و غربي با رواق وکيل الملکي نيز در ارتباط است. در جنوب صحن و رواق شاه عباسي، صحن حسينيه محمدشاهي واقع شده است که از باغچه و حوض خالي تشکيل شده و سطح آن سنگفرش است. در اطراف اين صحن، اتاقهايي قرار دارند که پيش از اين به عنوان زائرسرا يا ميهمان سرا از آنها استفاده مي شده است. در مقابل اين اتاق ها، ايوان هاي ستونداري قرار دارند که فاصله ميان سطح سنگفرش صحن و ايوان ها را کاشي کاري زييايي زينت داده است. در فاصله ميان دو صحن شاه عباسي و حسينيه محمدشاهي نيز طاق و سردري زيبا مشاهده مي شود.
طاق سردري صحن جنوبي که با 2 مناره مرتفع همراه است، با مقرنس کاري زيبايي آراسته شده که در زلزله کرمان صدماتي به آن وارد آمده است. مناره هاي اين سردر، در زمان محمدشاه قاجار ساخته شد که 41 6/ متر ارتفاع آنهاست. (مزار شاه ولي، دکتر باستاني پاريزي، نشريه فرهنگ کرمان)

ارگ بم يادگار تمدني درخشان
افسانه اي، بم را منتسب به بهمن پسر گشتاسب مي داند که بر بلنداي کوير، شهري مستحکم ساخت تا در برابر تاخت و تاز قبايل وحشي و در شرق سرزمين بزرگ ايران، ارگي استوار با 38 برج و بارو سينه ستبر بنا کند. در تاريخ کلاسيک ايران سنگ بناي اين شهر را مصادف با سلسله اشکانيان مي دانند (2200 تا 1800 سال پيش). از آنجا که نمي توان تاريخ دقيقي براي بناي آن بيان کرد، مورخان حدس مي زنند که هسته اوليه آن در دوره باستان شکل گرفته و در دوره اسلامي گسترش يافته است. به هر تقدير، بم شهرت خود را مديون بناي تاريخي “ارگ” است که قدمت آن به حدود دو هزار و 500 سال پيش باز مي گردد. اکثر بناهاي تاريخي در اين شهر که هر ساله هزاران جهانگرد از آن ديدن مي کنند، به قرن 16 و 17 ميلادي يعني دوران سلطنت سلسله صفوي برمي گردد. گفته مي شود که اين بناها که از خشت، کاهگل و تنه درختان نخل ساخته شده اند، بزرگ ترين مجموعه از اين نوع در جهان اند. در دوران حکومت صفويان – 1501 تا 1736 ميلادي – شهر بم در مساحتي معادل 6 کيلومترمربع گسترده شده و ديواره اي متشکل از 38برج آن را احاطه کرده بود. جمعيت شهر بم در آن زمان را ميان 9 تا 13 هزار نفر مي دانند. در آن زمان شهر بم، هم به دليل مکاني براي زيارت و هم به عنوان يک مرکز تجارت واقع در جاده ابريشم ترقي کرد. کالاهاي قيمتي از شرق دور وارد اين شهر مي شد و از طريق آن به صحراي سينا، مديترانه و پايتخت هاي مدرن اروپا راه پيدا مي کرد. به دنبال هجوم نيروهاي افغان در سال 1722 ميلادي، بم اهميت خود را از دست داد. اين شهر تا سال 1310 ه.ش به عنوان پادگان نظامي استفاده مي شد و سپس به حال خود رها شد. در سال 1331 مقام هاي ايران، گروهي از معماران و مورخان را مامور بازسازي و احياي محله قديمي شهر کردند که به واسطه آن، اين شهر هزاران جهانگرد را به خود جذب کرد. ارگ بم تنها شهر تاريخي ايران است که دور از تصرفات دوران جديد باقي مانده و مورد مهمي براي معماري و شهرسازي تاريخي ايران تلقي مي شود. ارگ بم به چند بخش تقسيم مي شود: بخش نخست، برج و باروي مستحکمي است که به دور شهر کشيده شده و بخش دوم شامل قسمتهاي عامه نشين با اجزايي نظير خانههاي مسکوني، بازار، حمام، مسجد و… است. در بخش سوم نيز قسمت نظامي و حاکم نشين شهر قرار دارد. ارگ بم را مي توان الگوي بيبديل معماري ايران در بهره گيري از عناصر آب و خاک قلمداد کرد. اين مجموعه به دنبال افزايش جمعيت در اواسط دوره قاجار به تدريج تخليه شد و شهر جديد بم در کنار آن شکل گرفت. با آن که از 30 سال پيش مرمت ارگ بم مورد توجه دولت قرار گرفت، متاسفانه مرمتها آنچنان دقيق و اصولي نبوده و به همين سبب ارگ در زلزله 5 دي ماه سال 1382 به شدت آسيب ديد و همه قسمتهاي مرمت شده آن فروريخت. اين زلزله ضايعهاي دردناک براي ميراث فرهنگي ايران بود.
ميزان خسارات ارگ بيش از 60 درصد برآورد شد، اما آثار تاريخي ديگر شهر تا 90درصد تخريب و ويران شد.
… و اکنون، نه فقط ارگ بم، بلکه شهر بم بعد از شهر تاريخي اصفهان، در يونسکو (سازمان فرهنگي – هنري ملل متحد) به ثبت رسيده و يک کميته راهبري جهاني براي ساخت وساز و مرمت آثار باستاني اين شهر تشکيل شده است. ثبت اين شهر و ارگ تاريخي اش در فهرست آثار جهاني که به صورت اضطراري انجام گرفت، موفقيت بزرگي براي ايران به شمار مي آيد تا بار ديگر ارزش هاي تاريخي و فرهنگي آثار کهن موجود در کشور را به جامعه بين الملل گوشزد کند.

زيارتگاه هاي زنانه در کرمان
کرمان، يکي از شهرهاي باستاني کهنسالي است که با پهناي خاک و گوناگوني آب و هوا و دوري از ديگر مراکز قدرت، گذشته اي درآميخته با افسانه ها و داستان هاي باورنکردني دارد. چون سال ها پژوهش دقيق و علمي درباره پيشينه تاريخي آن به تاخير افتاده است، آگاهي هاي مردم بيشتر برگرفته از گفته هايي است که سينه به سينه از سالمندان به آنها رسيده است. در عصر حاضر، به همت يکي از فرزندان خلف کرمان که هشتادمين سال عمر پربرکت خود را در سال 1384 پشت سر نهاده است، يعني دکتر باستاني پاريزي به تاريخ و فرهنگ اين استان توجه ويژه اي شده است. با اين همه، هنوز زمينه پژوهش هاي تاريخي و فرهنگي فراواني درباره اين استان پهناور فراهم است. از آن جمله آثار تاريخي، زيارتگاه ها و مقابر ناشناخته ديگر است. مطالعه درباره اين آثار از آن جا که آميخته با باورها و مردم است، خواندني، جالب و سرگرم کننده است. اين مطلب در مورد دو زيارتگاه در کرمان است که اختصاص به زنان دارد و چون “دختر” بوده اند، براي زيارت آنان ترتيب ويژه اي باب شده است که با زيارت همه اماکن مقدس تفاوت دارد و برآمده از چگونگي باورهاي ويژه مردم آن نواحي و تربيت اجتماعي اهالي است.

بي بي دختر
دو زيارتگاه در کرمان اختصاص به زنان دارد که در دو روستاي کرمان واقع شده اند. يکي از اين دو زيارتگاه، بي بي دختر(س)، در روستايي از توابع شهر کرمان قرار دارد. بيبي لقبي است که مردم آن سامان به زنان سيده ميدهند. اين زيارتگاه در سمت شمال غرب شهر کرمان و در جوار روستاي “اختيارآباد” قرار دارد. اختيارآباد از دهاتي است که با توسعه شهر کرمان به محدوده شهر نزديک شده و به گفته اهالي در محدوده توسعه شهر کرمان قرار گرفته است. از لب بلوار فرودگاه تا بي بي دختر 12 کيلومتر راه است. بقعه “بيبي دختر” در انتهاي ده قرار دارد و اطراف آن را قبرستان عمومي احاطه کرده است.

بي بي حيات
زيارتگاه ديگر که اهميت بيشتري دارد، “بيبيحيات”(س) است که نام روستايي از توابع رفسنجان و در دهستان خنامان واقع است. اين دهستان از نقاط خوش آب و هوا و ييلاقي کرمان است. بي بي حيات در شمال شرقي شهر رفسنجان قرار دارد. از رفسنجان که 45 کيلومتر را پشت سر گذاريم، به خنامان مرکز دهستان مي رسيم. از آنجا بايد 30 کيلومتر را طي کنيم تا به قريه و زيارتگاه بي بي حيات برسيم. بقعه و مقبره بي بي حيات يکي از قديمي ترين آثار منطقه است که تاريخ آن به 305 ه.ق مي رسد. چون بي بي حيات در منطقه سردسير قرار گرفته، زمستان ها خلوت است، اما در تابستان مردم زيادي را به خود جلب مي کند. بيشتر زائران بي بي حيات کساني هستند که نذري کرده اند و نذورات خود را به حرم بي بي حيات اهدا مي کنند. البته نوع نذورات اينجا فرق دارد و اغلب وسايل زنانه از قبيل چادر نماز و روسري و سرمه دان و انگشتري و گردنبند و زيورآلات زنانه و پاره اي مصنوعات کار دست است که بر در و ديوار حرم مي آويزند. مردم معتقدند اگر مردي غير از سادات وارد حرم شود، به بلايي از جمله کوري و کري و خون دماغ و… دچار مي شود.

منبع: روزنامه مردمسالاری

مطالب پیشنهادی

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.