مرور رده

شعر

غزل شماره ۱: الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که بربندید…
ادامه مطلب ...

در گلستانه؛ سهراب سپهری

دشت هایی چه فراخ کوه هایی چه بلند در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟ من دراین آبادی پی چیزی می گشتم پی خوابی شاید پی نوری، ریگی، لبخندی پشت تبریزی ها غفلت پکی بود که صدایم می زد پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم…
ادامه مطلب ...

کسی که مثل هیچکس نیست؛ فروغ فرخزاد

من خواب دیده ام که کسی می آید من خواب یک ستاره ی قرمز دیده‌ام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم من خواب آن ستاره ی قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام کسی می آید کسی می آید کسی…
ادامه مطلب ...

چهار شعر کوتاه از مسعود حدادی

چند بهار دیگر گل می دهند دستهایی که در خاطرات خوشمزه ی من کاشته ای؟ *** تعادل زیبایی من است که بر مقیاس نگاه تو راه می رود وای اگر آشفته شوی ... *** من احمق نیستم عزیزم می فهمم انگشت اشاره ات بسوی من نشانه می رود یا مترسک پشت سرم…
ادامه مطلب ...

تا شکوفۀ سرخِ یک پیراهن؛ احمد شاملو

به آیدا ۱۳۴۳ سنگ می‌کشم بر دوش، سنگِ الفاظ سنگِ قوافی را. و از عرق‌ریزانِ غروب، که شب را در گودِ تاریک‌اش می‌کند بیدار، و قیراندود می‌شود رنگ در نابینایی‌یِ تابوت، و بی‌نفس‌می‌ماند آهنگ از هراسِ انفجارِ سکوت، من کارمی‌کنم…
ادامه مطلب ...

شعر دختر شهید باکری در روز عقد

عاقد دوباره‌ گفت‌: «وکیلم‌؟...» پدر نبود! ای‌ کاش‌ در جهان‌ ره‌ و رسم‌ سفر نبود گفتند: رفته‌ گل‌.... نه‌... گلی‌گم‌... دلش‌ گرفت‌ یعنی‌ که‌ از اجازه‌ بابا خبر نبود "بیست و هشت " بهار منتظرش‌ بود و برنگشت‌ آن‌ فصل‌های‌ سرد که‌ بی‌ دردسر…
ادامه مطلب ...