مرور رده

فرهنگ

فیلم “خوابم میاد” خنده بر تلخی های امروز

خوابم می آد ازآن دست کمدی‌هایی است که می توان آن را به چشم یک فرصت نگریست. فرصتی برای بازنگری درراه تولید کمدی و درپیش گیری مسیری نوین برای نجات این گونه سینمایی از سطحی نگری‌های آزارنده و تفاوت نمایی‌های خودنمایانه. به واقع آنچه تجربه…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۳۱: بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد هلال عید به دور قدح اشارت کرد ثواب روزه و حج قبول آن کس برد که خاک میکده عشق را زیارت کرد مقام اصلی ما گوشه خرابات است خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد بهای باده چون لعل چیست جوهر عقل…
ادامه مطلب ...

نگاهی به سریال پرستاران؛ رکورددارترین سریال‌ خارجی

سریال پرستاران داستان وموضوعات پیچیده ای داردو همه اتفاقات در یک بیمارستان رخ می دهد. از جمله: مشکلات داخلی بیمارستان،پرستاران، دکترها و دیگر خدمه وارتباط با بیماران و ... سریال «پرستاران» از معدود سریال‌های خارجی است که ۱۲سال است به شکل…
ادامه مطلب ...

ریشه ضرب المثل آبشان از یک جوی نمی رود

آبشان از یک جوی نمی رود، هرگاه میان دو یا چند تن در انجام کاری توافق و سازگاری وجود نداشته باشداز این عبارت برای نشان دادن رابطه ی آنان استفاده می شود. در گذشته آب گیری و آب یاری مزارع و باغات جنبه حیاتی داشت این وضعیت بسیار شدیدتر بود و…
ادامه مطلب ...

بیوگرافی و چند شعر از پابلو نرودا

اشعار پابلو نرودا پابلو نرودا در سال ۱۹۰۴ در شیلی متولد شد. نام اصلی او نفتالی ریکاردو ری یس باسواآلتو بود که مثل اسم بقیه‌ی اهالی امریکای جنوبی برای بقیه‌ی مردم دنیا زیادی طولانی است! برای همین هم پابلو نرودا را به عنوان اسم مستعار انتخاب…
ادامه مطلب ...

تلاشی در جست‌وجوی پوشش برتر

حجاب و آزادی روابط برای آنانی که حجاب موضوعیت حقیقی خود را در زندگیشان نیافته و نوع نگاهشان و زاویه ی دیدشان به زندگی، سعی و تلاش برای رسیدن به مقام رضا و عبودیت نبوده و نوع بینش آنها به زندگی به نقش انسان در زندگی و در جامعه در حد تنوع در…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۳۰: سحر بلبل حکایت با صبا کرد

سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد از آن رنگ رخم خون در دل افتاد وز آن گلشن به خارم مبتلا کرد غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی و ریا کرد من از بیگانگان دیگر ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه نظم نوشته چارلی چاپلین با ترجمه احمد شاملو

هنگامی که افسر جوان در راس جوخۀ اعدام قرار می‌گرفت، تنها سپیده‌دم بود- سپیده‌دم پیام‌آور مرگ- که در سکوت حیاط کوچک این زندان اسپانیایی جنبشی داشت. تشریفات مقدماتی انجام شده بود. افراد مقامات رسمی نیز دستۀ کوچکی تشکیل داده بودند که…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۲۹: اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد

اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک که کس نبود که دستی از این دغا ببرد گذار بر ظلمات است خضر راهی…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۲۸: نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد رهزن دهر نخفته‌ست مشو ایمن از…
ادامه مطلب ...

سه خاطره سینمایی از دکتر علی شریعتی

۱- مسعودکیمیایی: من دکتر«علی شریعتی» را از کتاب‌ و سخنرانی‌هایش می‌شناختم و گاهی با هم در تماس بودیم. برای همین، دیدار من با «دکتر شریعتی» خیلی قبل‌تر از نمایش «قیصر» اتفاق افتاده بود. اما خیلی‌ها این ماجرا را نمی‌دانند. «دکتر شریعتی» را…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۲۷: روشنی طلعت تو ماه ندارد

روشنی طلعت تو ماه ندارد پیش تو گل رونق گیاه ندارد گوشه ابروی توست منزل جانم خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد تا چه کند با رخ تو دود دل من آینه دانی که تاب آه ندارد شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت چشم دریده ادب نگاه ندارد…
ادامه مطلب ...