تمکین و آثار آن از دیدگاه فقه شیعه

تمکین و آثار آنخداوند انسان را با انگیزه‌ها و تمایلات مختلف خلق کرده است که از جمله‌ی آن تمایلات، می‌توان به میل قوی هر جنس به جنس مخالف اشاره نمود.

مهمترین توصیه‌ی دین در برخورد با تمایلات جنسی ازدواج است خداوند حدود و مرزهایی برای این پیوند قرار می‌دهد و روابط جنسی خارج از حریم ویژه خانواده را به سختی منع می‌نماید، امّا از طرف دیگر چنان به روابط زن و شوهر تعمیق می‌بخشد که نیاز به جنس مخالف در ابعاد مختلف در کانون خانواده اشباع می‌گردد.
در اسلام به مسأله‌ی تمکین هم از طرف زن و هم از طرف مرد، توصیه‌های فراوانی شده است.این پژوهش که شامل، سه بخش اصلی و هفت فصل فرعی می‌باشد، در صدد است تا با ترتیب و سبک و سیاقی مناسب«تمکین و آثار آن از دیدگاه فقه شیعه» را تبیین، و با زبانی ساده و روان، ضمن آگاهی بخشی، موجبات رضایت خاطر مخاطبان خود را فراهم آورد.
این پژوهش تلاش می‌نماید، در ضمن آن که مسئله‌ی«تمکین» را مورد بررسی دقیق قرار دهد، مسائل جانبی را که مربوط به آن است- از قبیل نشوز و نفقه- یکجا و در کنار هم جمع آوری کند.
برای تحقق این هدف از منابع و کتب فقیهان عالی مقام و گرانقدر متقدم و متأخر; همچون شیخ طوسی، شیخ حرّ عاملی، مرحوم کلینی، شهید اوّل، شهید ثانی، صاحب جواهر و امام خمینی. و برخی آثار مؤلفان معاصر، بهره‌ی فراوان برده است.
مزیت این کار نسبت به تحقیقات مشابه این است که اولاً موضوعی انتخاب شده که، کمتر کسی به آن پرداخته و ثانیاً مسائل مربوط و وابسته به آن را با زبان علمی و ذکر مستندات آن تبیین کرده است.
امید است که مورد رضایت خداوند متعال و ائمه‌ی معصومین:- که همه‌ی تلاش و فعالیت ما، باید در جهت کسب رضایت این بزرگواران باشد- قرار بگیرد.

مفهوم تمکین و جایگاه آن
الف) تعریف تمکین:
دانشمندان علم لغت برای کلمه‌ی تمکین، معانی ذیل را بیان کرده‌اند. امکان دهی، تسلیم،[۱] تواناگردانیدن بر چیزی،[۲] او را مسلط بر چیزی گرداند.[۳]
در اصطلاح فقهی، تمکین به اظهار اطاعت زوجه از زوج تعبیر می‌شود. البتّه در کارهائی که اطاعتش بر زوجه لازم است.[۴]

ب) اقسام تمکین:
۱) تمکین خاص:
منظور از تمکین خاص اطاعت زن در مسائل مخصوص زناشویی می‌باشد که در صورت تقاضای استمتاع زوج، تسلیم شدن زن در برابر خواسته‌ی مرد می‌باشد و زوجه مکلف است که در موقعیت مشروع و جایز کاملاً خویش را تسلیم مرد نماید.[۵]
شهید ثانی در تعریف تمکین فرموده اند:«و هو ان تخلی بینه و بین نفسها قولأ و فعلاً فی کل زمان و مکان یسوغ فیه الاستمتاع»[۶]
مقصود از تمکین آن است که زن، بین مرد و خودش را خالی کند(یعنی آزاد گذارد و مانعی ایجاد نکند. اعم از آنکه رفع مانع به زبان و سخن گفتن بوده یا عملاً و فعلاً این طور بنماید). در هر زمانی که استمتاع جایز است.
از امام صادق۷ نقل شده است که: زنی خدمت پیغمبر۶ آمد و عرض کرد: ای رسول خدا حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود زیاد است. عرض کرد: اندکی را به من بگوئید فرمود… زن باید خود را به بهترین بوهای خوش معطر کند و بهترین لباسش را بپوشد و خود را به بهترین زینتی که دارد بیاراید و هر صبح و شام خود را به شوهرش عرضه دارد. [۷]
۲) تمکین عام:
مراد از تمکین عام، اطاعت کلی زن از شوهر در مسائل زناشویی بوده که در این نوع تمکین کلیه‌ی اموری که در مورد خانه‌داری می‌تواند جلب رضایت شوهر را فراهم آورد، از جانب زن، باید در حقوق شوهر انجام گیرد.[۸]

ج) تمکین خاص، تکلیفی خاص یا مشترک
آیا بهره جویی جنسی تنها حق مرد است یا حق همسران؟ بدون شک زن نیز حقی دارد که فقها از آن به حق قسم یاد کرده‌اند. چنانکه محقق حلی می‌فرمایند:«القسم حقٌ مشترک بین الزوج و الزوجه لاشتراک ثمرته»[۹] قسم حق مشترکی است بین زوجین که ثمره‌ی آن ایجاد انس و الفت برای هر دو است.
از نظر فقهی، اگر وظیفه‌ی زن این است که نیازهای جنسی همسرش را، ارضا کند و هر وقت او تمایل پیدا کرد، خود را مهیا بسازد، به نیازهای جنسی زن هم توجه شده و بر ارضای آنها به عنوان«وظیفه‌ی مرد» تأکیده شده است.
از حضرت علی۷ نقل شده است که فرموده‌اند:«إذا اراد احدکم أن یأتی زوجته فلا یعجلها فإنّ للنساء حوائج»[۱۰] هر گاه یکی از شما بخواهد با زنش نزدیکی کند، نباید او را به شتاب اندازد، زیرا زنان هم نیازهایی دارند.

د) تمکین و استحکام روابط خانوادگی
در دین اسلام (برخلاف برخی از ادیان) میل جنسی و لزوم ارضای آن نه تنها پست و رذالت آمیز معرفی نشده، بلکه امری پسندیده و مطلوب است، امّا به شرطی که در چار چوب ازدواج زن و مرد (چه به صورت دائم و چه موقت) انجام شود و از شیوه‌های نا به هنجار این نیاز پرهیز گردد. یکی از اهداف مهم تمکین خاص از دیدگاه اسلام، حفظ افراد جامعه از انحراف و فساد و تباهی است و همچنین از انحرافات جنسی زوجین و تزلزل پیوند خانوادگی جلوگیری می‌کند. زن و مرد باید به یاری هم کانونی فراهم سازند که هم سلامت روانی خودشان را به دست آورند و هم در مناسبات اجتماعی، سلامت جامعه‌ تأمین شود.[۱۱]

شرایط تمکین و موارد عدم لزوم آن
الف) شرایط تمکین
تمکین، وظیفه‌ای مشترک است البتّه میزان و حدود تمکین نسبت به هر یک از زوجین متفاوت می‌باشد. مثلاً زنان به دلیل اینکه غالباً در منزل هستند و امکان پاسخ‌گویی به این نیاز از طرف آنان بیشتر است، باید در حد ممکن و مشروع به این نیاز پاسخ دهند و برای مردان به دلیل اینکه اکثراً به جهت تأمین معاش و شغل‌هایی که ایجاب می‌کند، مدت طولانی در منزل نباشند، امکان پاسخ گویی کمتر است. لذا انتظار کمتری از آن‌ها باید داشت. همان طور که اگر زن با اجازه‌ی زوج شاغل باشد، دیگر زوج نمی‌تواند آن انتظاری که از زوجه‌ی خانه دار محض دارد، از او نیز داشته باشد.[۱۲]

ب) موانع تمکین:
۱.بیماری‌های جسمی(بیماری دستگاه تناسلی).[۱۳]
۲. زمانی که زن در دوران قاعدگی است.[۱۴]
۳. در زمان استحاضه‌ی کثیره یا متوسطه قبل از غسل.[۱۵]
۴. در زمان نفاس.[۱۶]
۵. در حال روزه‌ی واجب.[۱۷]
۶. زمانی که نتوان غسل یا تیمم کرد بعد از داخل شدن وقت نماز.[۱۸]
۷. در حال اعتکاف.[۱۹]
۸. زمانی که زن کمتر از ۹ سال داشته باشد.[۲۰]
۹. در حال احرام.[۲۱]
۱۰. با اذن شوهر به سفر واجب یا مستحب یا مباحی رفته باشد.[۲۲]
۱۱ . در صورت عدم بجا آوردن طواف نساء و نماز آن در حج.[۲۳]
۱۲. بدون اذن شوهر به سفر واجب مضیقی مانند سفر حج رفته باشد.[۲۴]
۱۳. در حال روزه یا نماز یا اعتکاف باشد به اذن شوهر.[۲۵]

مبنای فقهی ریاست شوهر:
الف) بررسی آیات:
)… وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیهِنَّ دَرَجَهٌ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکُیمٌ( بقره/ ۲۲۸[۲۶]
به گفته‌ی مرحوم طبرسی در مجمع البیان، این آیات از کلمات عجیب و جامعی است که فواید بسیاری را در بردارد. و آنچه که از این مطالب اراده شده است به حسن معاشرت، ترک ضرب و زدن و تسویه در قسم و نفقه و پوشاندن است. همان گونه که شوهران بر همسران خود حقوقی دارند مثل اطاعت در اموری که خداوند بر بانوان برای شوهران واجب کرده است، و…
در مورد)وَلِلرِّجَالِ عَلَیهِنَّ دَرَجَهٌ( چنین گفته شده که به معنای فضیلتی برای مردان است و از آن موارد، اطاعت بانو می‌باشد. از موارد دیگر مالک بودن مرد بر طلاق و زیادی او در میراث است. و از دیگر موارد شرکت در جهاد می‌باشد. و این گفته‌ی مجاهد و قتاده است.[۲۷]
علی ابن ابراهیم قمی در این باره گفته است حقوق مرد بر زن افضل است از حقوق زن بر مرد.[۲۸]
ب) بررسی روایات:
مطالعه ی منابع روایی نشان می‌دهد که احادیث زیادی درباره‌ی ریاست شوهر و لزوم اطاعت همسرش از وی وجود دارد. در روایتی آمده است که«قال الصادق۷: رحم الله عبداً احسن فیما بینه و بین زوجته فان الله عزوجل قد ملّکه ناصیتها و جعله القیم علیها»[۲۹] خدا رحمت کند مردی را که رابطه‌ی میان خود و زنش را به نیکی برگزار کند. پس خداوند او را سرپرست و قیم بر آن زن قرار داده است.
این حدیث معتبر به روشنی بر مقام قوامیت و ریاست شوهر به همسرش دلالت دارد، البتّه با فرض اینکه مرد به وظایف خود عمل کند و حقوق همسر خویش را به نحو شایسته ادا نماید.

محدوده‌ی وظایف بانو
وظایف الزامی زن
۱. تمکین خاص زن و پاسخ گویی به حق استمتاع و کامیابی او.[۳۰]
۲. ترک نکردن خانه و خانواده و خروج از منزل مگر به اذن و همفکری شوهر.[۳۱]
۳. خوشرفتاری و حسن معاشرت و خدمت به شوهر.[۳۲]
۴. عفت ورزی و حفظ پاکدامنی در حضور و غیاب شوهر.[۳۳]
۵. رعایت نظافت و بهداشت و پیرایش و آرایش ظاهری در حد ممکن، نکته‌ی جالب و قابل توجه این است که در روایات آمده است که زن باید خود را به بهترین زینت‌ها بیاراید.[۳۴]
۶. در بخشش از مال شوهر، رضایت او را بدست آورد.[۳۵]
۷. جلب رضایت شوهر در عمل به عبادات مستحبی غیر مالی.[۳۶]
۸. پذیرش سکنای شوهر برای زندگی مشترک، مگر اینکه به عنوان شرط ضمن عقد، حق انتخاب مسکن را برای خود قرار دهد.[۳۷]
۹. اطاعت کردن از شوهر و عدم نافرمانی او[۳۸] (البتّه تا جایی که فرمان شوهر مخالف با دستورات خداوند تعالی نباشد).
۱۰. آزار نرساندن و اذیت نکردن شوهر به غیر حق.[۳۹]

نشوز
الف) تعریف لغوی و اصطلاحی نشوز
نشوز در لغت به معنی ارتفاع[۴۰] و سرپیچی کردن و نشوز زن به معنای ناسازگاری کردن او با شوهر است:[۴۱] نشوزالمرأه بغضها لزوجها و رفع نفسها عن طاعته و عینها عند إلی غیره[۴۲] نشوز زن عبارت است از کینه و نفرت او نسبت به شوهرش و سر تافتن از اطاعت او، و چشم داشتن به جز او.
در اصطلاح فقهی، نشوز گاهی از طرف زوجه می‌باشد و گاهی از طرف زوج.
نشوز زوجه عبارت است از:از اطاعت، شوهرش آن مقداری که واجب است خارج شود.[۴۳] مثلاً خود را در اختیار او قرار ندهد و چیزهای نفرت آوریکه منافات با تمتع و التذاذ شوهر از زن دارد را از خود دور نسازد. حتی در موردی هم که شوهر تقاضای آرایش از او دارد، ترک تنظیف و آرایش و زینت نیز از مصادیق نشوز است و همچنین بیرون رفتن از خانه بدون اذن شوهر و کارهایی دیگر از این قبیل نشوز است. و امّا اطاعت نکردن شوهر در کارهائیکه شرعاً بعهده‌ی زن نیست نشوز به شمار نمی‌آید.[۴۴]
و امّا نشوز زوج این است که حقوق واجبه‌ی زوجه را ادا نکند، مثلاً قسمت شبانه‌ی او را ندهد، یا خرجی او را نپردازد[۴۵] در تاج العروس نشوز مرد این گونه تعریف شده است که همسرش را بزند و در حق او جفا کند.[۴۶]
ب) نظر علماء درباره‌ی نشوز
در این قسمت برآنیم که نظرات فقها را درباره‌ی نشوز زن و مرد پیگیری کنیم.

نشوز زن و درمان آن از نظر فقها
اگر علائم و نشانه‌های نشوز زن برای شوهر آشکار شد به اینکه چهره‌ی خود را درهم بکشد یا نسبت به خواسته‌های مرد(خواسته‌هایی که مربوط به استمتاع باشد)[۴۷] اظهار بی رغبتی نماید یا عادت خود را نسبت به برخورد با وی و رعایت ادب با او از نظر گفتار یا کردار تغییر دهد،[۴۸] بر مرد لازم است که ابتداً وی را موعظه کرده[۴۹] و حقوق زوج بر زوجه را که در روایات معصومین: وجود دارد به او یادآوری کند.[۵۰]
در صورت عدم تأثیر موعظه، می‌تواند از او دوری کند یعنی، در رختخواب پشتش را به او کند ولی حق زدن ندارد. اگر پس از طی این مراحل، زن باز هم از اطاعت امتناع ورزید، مرد می‌تواند او را بزند تا اینکه به اطاعت واجب شوهرش باز گردد.[۵۱]
البتّه در زن باید به مقداری که امید بازگشت زن از مخالفت باشد، اکتفا کند و کتک او نباید باعث زخمی شدن، جاری شدن خون، کنده شدن گوشت و یا شکسته شدن استخوان بشود.[۵۲]

نشوز مرد و راه حل این بحران از نظر فقها
مرحوم صاحب جواهر درباره‌ی نشوز مرد می‌فرماید: در صورتی که مرد حقوق واجب زن مانند قسمت کردن شب‌ها بین زن‌های خود و پرداخت نفقه را رعایت نکرد، نشوز محقق می‌شود.[۵۳] فاضل هندی علاوه بر موارد مذکور، کتک زدن بدون دلیل را هم جزء نشوز مرد می‌داند.[۵۴] آیت‌الله سیستانی در منهاج الصالحین فرموده‌اند، اگر مردی به یکباره همسر خویش را ترک کند علاوه بر موارد فوق الذکر، این مورد هم جزء نشوز مرد محسوب می‌شود.[۵۵]

در برابر نشوز مرد زن چند وظیفه دارد که عبارتند از:
۱. زن باید نفقه‌اش را از او مطالبه کند[۵۶]
۲. اگر نفقه را داد که هیچ، والا[از باب امر به معروف و نهی از منکر] او را نصیحت کند.[۵۷]
۳. اگر دو مرحله‌ی بالا مؤثر واقع نشد شکایت نزد حاکم ببرد و حاکم او را ملزم می‌کند به اینکه حقوق وی را بدهد.[۵۸] اگر مفید واقع شد که هیچ وگرنه او را به مقداریکه مصلحت بداند تعزیر می‌کند[۵۹] و در صورت امتناع مرد از دادن نفقه حاکم می‌تواند مخارج زن را نیز تأمین کند. هر چند از این راه که ملک آن مرد را بفروشد[۶۰] البتّه به شرطی که از هیچ راه دیگری قابل تأمین نباشد.[۶۱]

نفقه و مبانی آن در فقه
الف) معنا شناسی نفقه
نفق: یعنی گذشتن هر چیز و از بین رفتن آن با تمام شدن آن چیز که یا با فروختن تمام می‌شود مثل نفق البیع نفاقا و همین طور نفاق الایم از بین رفتن گیاه و نفق القوم در وقتی که بازارشان و داد و ستدشان رواج یابد و یا چیزی با مرگ تمام شود مثل نفقت الدابه نفوقاً یا با خرج شدن تمام شود مثل نفقت الدراهم واژه‌ی انفاق هم در مال و هم در غیر مال بکار می‌رود که یا واجب است یا مستحب و غیر واجب.[۶۲]
تعریف اصطلاحی نفقه:
«نفقه‌ی زوجه عبارت است از نیازمندیهای زندگی زوجه، که مرد قانوناً موظف به پرداخت آن است؛ مانند خوراک، پوشاک و مسکن»[۶۳]
ب) مبنای فقهی نفقه‌ی زوجه:
فقهای امامیه برای وجوب نفقه‌ی زوجه، به دو دلیل استناد کرده‌اند: ۱)آیات ۲)روایات[۶۴]
۱. آیات:
در آیه‌ی ۳۴ سوره‌ی مبارکه‌ی نساء، انفاق از مسئولیت‌های مردان بر شمرده شده است و شماری از مفسران، مراد از «قوام» در آیه‌ی شریفه را بر عهده‌ گیری مسئولیت همسر معنی کرده‌ که از مصداقهای روشن آن، بر آوردن هزینه‌ی زندگی و تهیه‌ی پوشاک است.[۶۵]
۲. روایات:
روایات بسیاری بر وجوب نفقه‌ی زوجه دلالت می‌کند که برای رعایت اختصار، به ذکر یک روایت، اکتفا می‌کنیم.
امام صادق۷ می‌فرمایند: زنی خدمت پیامبر آمد و از حق زوج بر زوجه سؤال کرد و پاسخش را شنید. سپس از حق زوجه بر زوج پرسید. پیامبر۶ فرمودند:«حق زن بر همسرش آن است که او را از برهنگی پوشانده و از گرسنگی اطعام داده و به هنگامی که مرتکب گناهی می‌شود او را ببخشد».[۶۶]

نتیجه:
نتیجه‌ی کلی پژوهش را می‌توان این گونه بیان کرد:
تمکین به هر دو قسم آن یعنی تمکین خاص و عام، یک وظیفه‌ی شرعی برای زن است و باید همیشه و در همه جا، در صورت تقاضای همسر پاسخگوی شوهر خویش باشد.
در زندگی مشترک ریاست خانواده به ادله‌ی آیات و روایات بر عهده‌ی مرد است. و مبنای فقهی دارد، لذا مرد می‌تواند ورود و خروج همسر خویش را کنترل کرده و در صورت عدم مصلحت، همسر خویش را از خروج منزل منع کند.
در زمینه‌ی تحصیل و اشتغال با توهم، یا باید این مسأله با اذن شوهر باشد و یا اینکه به صورت شرط ضمن عقد ذکر شود.
اگر خانمی به وظایف شرعی خودش عمل نکند یعنی در تمکین شوهر نباشد و بدون اذن او از منزل خارج شود، ناشزه شده و مستحق نفقه نخواهد بود. در غیر این صورت زن در برابر انجام وظایفش، مستحق نفقه می‌شود که دادن آن بر شوهر واجب است. مصادیق نفقه در فقه تقریباً مشخص است اما مقدار آن به عرف واگذار شده است.

پیشنهاد
در پایان لازم است چند پیشنهاد در رابطه با موضوع طرح شده، جهت پیشبرد اهداف مورد نظر، ذکر شود.
۱. به همه‌ی والدین گرامی مخصوصاً مادران توصیه می شود قبل از ازدواج فرزندانشان، آموزش‌های لازم را به آنها بدهند.
۲. اگر خانم‌های عزیز در حل مشکلات زندگی به تعالیم و دستورات اسلام توجه کنند و آن‌ها را در زندگی پیاده کنند. حتماً مشکلاتشان رفع خواهد شد.
۳. تشکیل کلاس‌های آموزشی برای زوجین جوان، بسیار خوب و مفید است اما مباحث مذهبی از قبیل کسب اجازه از شوهر برای خروج از منزل، یا پاسخ گویی به نیاز جنسی شوهر در هر زمان و مکان مشروع و جایز و مسائل از این قبیل، عنوان شود.
موضوع: تکمین و آثار آن از دیدگاه فقه شیعه
استاد راهنما:سرکار خانم عذرا مرادی
محقق: فاطمه مروّج نژاد

فهرست منابع
۱.آذر نوش، آذر تاش، فرهنگ معاصر عربی- فارسی، تهران، نشر نی، چاپ دهم، ۱۳۸۸.
۲.ابن منظور، محمّد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صار، ۱۴۱۴ق؛ و نیز قم، نشر ادب حوزه، محرم ۱۴۰۵، ج۵.
۳.اسدی حلی، جمال‌الدین بن فهد(ابن فهد)، قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام، قم، موسسه‌ی النشر الاسلامی، التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، شوال ۱۴۱۹، ج۳.
۴.الاصفهانی، بهاءالدین محمّد بن حسن(فاضل هندی)، کشف اللثام فی شرح قواعد الاحکام، قم، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، شعبان ۱۴۲۰، ج۷.
۵.افرام البستانی، فؤاد، منجد الطلاب، محمّد بندر ریگی، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دهم، ۱۳۷۳.
۶.بحرانی، یوسف بن احمد بن ابراهیم(محقق بحرانی، الحدائق الناظره، قم، مؤسسه‌ی النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، محرم الحرام ۱۴۰۸، ج۲۵، ۲۴، ۲.
۷.بهجت، محمّد تقی، توضیح المسائل، قم، انتشارات شفق، چاپ دوّم، بی‌تا.
۸.تبریزی، میرزا جواد، توضیح المسائل، بی‌جا، دفتر نشر برگزیده، بی‌تا.
۹.تهرانی شفق، اکبر، همسران خوشبخت(از منظر قرآن، تاریخ، حقوق)، تهران شرکت نشر بهینه‌ی فراگیر، ۱۳۸۷.
۱۰.جهانگیری، محسن، بررسی تمایزهای فقهی زن و مرد، قم، موسسه‌ی بوستان کتاب قم، چاپ اوّل، ۱۳۸۵.
۱۱.حرّ عاملی، حسن بن علی، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، تحقیق و تصحیح: شیخ عبدالرحیم الربانی الشیرازی، طهران، انتشارات اسلامیه، چاپ هشتم، ۱۳۷۳، ج۱۴و۱۵.
۱۲.حسینی، سید محمّد مرتضی(الزبیدی)، تاج العروس، تحقیق: علی شیری، بیروت، دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، ۱۴۱۴ق، ۱۹۹۴م، ج۸.
۱۳.حلی، جعفر بن حسن(محقق حلی)، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، مؤسسه‌ی اسماعیلیان، چاپ سوم، ۱۴۰۹، ج۲؛ و نیز، تحقیق مع التعلیقات، سید صادق شیرازی، انتشارات استقلال، تهران، چاپ دوّم، ۱۴۰۹، ج .
۱۴.حلی، محمّد بن حسن بن یوسف(ابن علامه)، ایضاح الفوائد فی شرح مشکلات القواعد، بی‌جا، مؤسسه‌ی اسماعیلیان، ۱۳۸۹، ج۳.
۱۵.خراسانی، وحید، منهاج الصالحین، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا، ج۳.
۱۶.خسروی، غلامرضا، ترجمه‌ی المفردات فی غریب القرآن،بی جا، بی نا، بی تا ، ج۱۴.
۱۷.خویی، سید ابوالقاسم، منهاج الصالحین، قم، نشر مدینه العلم آیهالله العظمی السید الخویی، چاپ بیست و هشتم، ذی الحجه ۱۴۱۰، ج۲.
۱۸. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران، مؤسسه‌ی انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوّم، ۱۳۷۲ش، ج۸؛ و نیز، دانشگاه تهران، سازمان لغت نامه، آبان ۱۳۶۴، ج۴۸.
۱۹. ذهنی تهرانی، محمّد جواد، المباحث الفقهیه فی شرح الروضه البهیه(یا راهنمای فارسی شرح لمعه)، بی‌جا، انتشارات کتابفروشی وجدانی، بی‌تا.
۲۰. راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمّد، المفردات فی غریب القرآن، تهران، مؤسسه‌ی فرهنگی آرایه، ۱۳۸۷، ج ؛ و نیز، تحقیق: صفوان عدنان داوری، دمشق، بیروت، دارالعلوم الدار الشامیه، ۱۴۱۲ق، ج .
۲۱. زکریا، ابوالحسین احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، بی‌جا، مکتبه الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴، ج .
۲۲. سبزواری، محمّد باقر محمّد مؤمن(محقق سبزواری)، کفایه الاحکام، قم، موسسه‌ی النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۲۳، ج۲.
۲۳. سیستانی، سید علی، منهاج الصالحین، قم، مکتب آیهالله العظمی السید السیستانی، ۱۴۱۶، ج۳.
۲۴. صافی گلپایگانی، لطف الله، هدایه العباد، قم،‌ مؤسسه‌ی السیده المعصومه۳، شعبان ۱۴۲۰.
۲۵. صفی پور، عبدالرحیم، منتهی الارب فی لغه العرب، تهران، انتشارات کتابخانه‌ی سنایی، بی‌تا.
۲۶. طباطبائی یزدی، سید محمّد کاظم، العروه الوثقی، قم، مؤسسه‌ی النشر الاسلامی التابعه لجماعه مدرسین بقم المشرفه، ۱۴۲۰، ج۵.
۲۷. طباطبائی، حکیم، سید محسن، مستمسک العروه الوثقی، قم، منشورات مکتبه آیهالله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۴، ج۱۴.
۲۸. طباطبائی، سید علی، ریاض المسائل، قم، مؤسسه‌ی النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۲۰ق، ج۱۰.
۲۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم، ۱۳۷۷ش، ج۱.
۳۰. ـــــــــــــــــــــــ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: با مقدمه‌ی جواد بلاغی، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش، ج۳.
۳۱. طرابلسی، عبدالعزیز بن نحریر(قاضی ابن البراج)، المهذب، قم، مؤسسه‌ی النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۰۶، ج۲.
۳۲. الطریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تحقیق: سید احمد حسینی، بی‌جا، مکتب النشر الثقافه الاسلامیه، چاپ دوّم، ۱۴۰۸، ۱۳۶۷ش، ج۲و۴؛ و نیز کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش، ج .
۳۳. طوسی، محمّد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا، ج۳ و ۱۰.
۳۴. ـــــــــــــــــــــــ، المبسوط فی فقه الامامیه، تصحیح و تعلیق، محمّد باقر بهبودی، بی‌جا، المکتبه المرتضویه لاحیاء آثار الجعفریه، بی‌تا، ج۴ و ج۶.
۳۵. ـــــــــــــــــــــــ، تهذیب الاحکام، تحقیق: سید حسن موسوی خراسان، طهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۴ش، ج .
۳۶. طوسی، محمّد بن حمزه(ابن حمزه)، الوسیله إلی نیل الفضیله، قم، منشورات مکتبه آیهالله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۸.
۳۷. عاملی جبلی، زین الدین بن علی(شهید ثانی)، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، تصحیح و تعلیق، سید محمّد کلانتر، بیروت- لبنان، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوّم، ۱۹۸۳، ج۵؛ و نیز، بی‌جا، منشوزات جامعه النجف الدینیه،‌ بی‌تا، ج۵.
۳۸. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ، مسالک الافهام إلی تنقیح شرایع الاسلام، قم – ایران، مؤسسه‌ی معارف الاسلامیه، ۱۴۱۶، ج۸.
۳۹. عکبری بغدادی، محمّد بن محمّد بن نعمان(شیخ مفید)، المقنعه، مؤسسه‌ی النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، چاپ دوّم، ۱۴۱۰.
۴۰. فاضل لنکرانی،محمد،جامع المساﺋل(استفتاآت) قم مطبوعاتی امیر چاپ سوم خرداد ۱۳۷۶.
۴۱. ــــــــــــــــــــ، تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله، قم، مرکز فقه الائمه الاطهار، چاپ اوّل، ۱۴۲۱ق.
۴۲. فرشتیان، حسن، نفقه‌ی زوجه(پژوهش تطبیقی حقوق مدنی ایران و سایر نظام‌های حقوقی)، قم، مؤسسه‌ی بوستان کتاب قم، چاپ دوّم، ۱۳۸۱.
۴۳. فقیهی، علی نقی، تربیت جنسی(اصول، مبانی و روش‌ها، از منظر قرآن و حدیث)، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۹ق، ۱۳۸۷ش
۴۴. فیاض، محمّد اسحاق، منهاج الصالحین، قم، مکتب سماحه الشیخ محمّد اسحاق الفیاض، بی‌تا، ج۳.
۴۵. فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر الصافی، تحقیق: حسین، اعلمی، تهران، انتشارات الصدر، چاپ دوّم، ۱۴۱۵ق، ج۱.
۴۶. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ دهم، زمستان ۱۳۸۳، ج۱و ۲.
۴۷. قرشی، سید علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۷ش، ج۲.
۴۸. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، تحقیق: سید طیب موسوی جزایری، قم، دارالکتاب، چاپ چهارم، ۱۳۶۷ش، ج۱.
۴۹. قمی، محمّد بن علی بن بابویه(شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه‌ی مدرسین، چاپ دوّم، ۱۴۰۴ق، ج۳؛ و نیز، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۱۰ق، ج۳.
۵۰. کاشانی، محمدبن مرتضی، تفسیر المعین، تحقیق: حسین درگاهی، قم، کتابخانه‌ی آیهالله مرعشی نجفی، ۱۴۱۰ق، ج .
۵۱. کاشانی، مولی محسن(محمّد بن مرتضی)، المحجه البیضاء، مصحح: علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، بی‌تا، ج۳.
۵۲. کلینی رازی، ابوجعفر محمّد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، تصحیح: علی اکبر غفاری، طهران، موسسه‌ی دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۸هـ.، ج۵.
۵۳. گنابادی، سلطان محمّد، تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده، بیروت، مؤسسه‌ی الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوّم، ۱۴۰۸ق، ج۳.
۵۴. مترجمان، تفسیر هدایت، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۷ش.
۵۵. مرتضی، محمدی، ازدواج، نفقه و تمکین، کتاب زنان، سال هفتم، شماره‌ی ۲۵، پائیز ۱۳۸۳.
۵۶. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰.
۵۷. ــــــــــــــــ، تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ش، ج۵.
۵۸. مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، ج۳؛ و نیز چاپ بیست و یکم، بهار ۱۳۷۲ش، ج۲.
۵۹. مکی العاملی، محمد بن جمال الدین(شهید اول)، اللمعۀ الدمشقیه، قم، منشورات دار الفکر، ۱۴۱۱ه.ق.
۶۰. الملایری، المغری، جامع احادیث شیعه، قم، اسماعیل، بی‌تا.
۶۱. موسوی خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، قم، موسسه‌ی انتشارات دارالعلم، چاپ دهم، ۱۳۸۲، ج۲.
۶۲. ـــــــــــــــــــــــ، مناسک حج، تهران، مشعر، ۱۳۸۲.
۶۳. موسوی گلپایگانی، سید محمّد رضا، هدایهالعباد، قم، دار القرآن الکریم، جمادی الاولی، ۱۴۱۳ق، ج۲.
۶۴. نجفی، محمّد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تصحیح: سید ابراهیم میانجی، بیروت- لبنان، دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، بی‌تا؛ ونیز، طهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوّم، ۱۳۶۶، ج۳۱.
۶۵. هویدی بغدادی محمد تفسیر المعین للواعظین و المتعظین قم انتشارات ذوی القربی بی تا.

منبع: سایت نرجس

مطالب پیشنهادی

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.