حالا وقت رفتن نیست، شعری از جورج الیوت

استاد عشق
چقدر به مهرِ شیرین تو نیازمندم…
چگونه فراموشت کنم؟
وقتی که این روزها
تنها صدای پای مرگ را می شنوم
و زیر لب مدام می گویم:
“بمان عزیزم، بمان
حالا وقت رفتن نیست…”

george elliot
بخشی از شعر متلاشی، سروده ی جورج الیوت، شاعر انگلیسی
ترجمه از چیستا یثربی، کتاب آبی کوچک عشق

مطالب پیشنهادی

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.