مرور رده

فرهنگ

غزل شماره ۱۶۰: خوش است خلوت اگر یار یار من باشد

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدایا که در حریم وصال رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد همای گو مفکن سایه شرف هرگز…
ادامه مطلب ...

اولین زن کارگردان سینمای ایران

قدرت زمان وفادوست معروف به شهلا ریاحی متولد ۱۳۰۵ تهران اولین زن کارگردان سینمای ایران محسوب می‌شود. وی فعالیت هنری را در سن ۱۷ سالگی با بازی در تئاتر آغاز و محبوبیتی خاص در زمان خود پیدا کرد. او سینمای حرفه ای را سال ۱۳۳۰ با فیلم…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۵۹: نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد خط ساقی گر از این گونه زند…
ادامه مطلب ...

بی جواب؛ شعری از الهام احمدی

اگر نگاه من تو را هزار بار خوانده است هنوز هم سوال من که بی جواب مانده است شروع راههای تیره و هجوم ضربه های شک و آتشی که شعله اش در التهاب مانده است در این سرای حیرت و نهایت جنون ببین همیشه بودنم کنار اضطراب مانده است…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۵۸: من و انکار شراب این چه حکایت باشد

من و انکار شراب این چه حکایت باشد غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستم ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد زاهد ار راه به…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۵۷: هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم داغ سودای توام سر سویدا باشد تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر کز غمت دیده مردم همه دریا باشد از بن هر مژه‌ام آب روان است…
ادامه مطلب ...

هفت رمان بزرگ دنیا

چندی پیش روزنامه گاردین به تحلیل و بررسی شروع هفت داستان مشهور دنیا پرداخته بود. در این گزارش برخی شروع ها، مربوط بود به بهترین رمان ها و برخی به بهترین داستان ها. یکی دو کتاب نامبرده نیز کتاب هایی بودند که در ایران ترجمه نشده اند.…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۵۶: به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد تو را در این سخن انکار کار ما نرسد اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز به یار یک جهت حق گزار ما نرسد هزار نقش برآید ز…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۵۵: اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد

اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد و گر به رهگذری یک دم از وفاداری چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس ز حقه دهنش چون شکر فروریزد من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۵۴: راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد شعری بخوان که با او رطل گران توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد قد خمیده ما سهلت نماید اما بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد در خانقه نگنجد اسرار…
ادامه مطلب ...

حضور زن در اسرار شاهنامه

زنان شاهنامه کجا ایستاده اند... در شاهنامه ی فردوسی نزدیک به زن نقش آفرینی می کنند که البته بیش تر آن ها در دوره پهلوانی می زیند. به درستی می توان گفت که در هیچ کتاب دیگری در ادب کهن پارسی تا بدین پایه زنان خردمند و ستوده وجود ندارند. و…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۵۳: سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد

سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد به دست مرحمت یارم در امیدواران زد چو پیش صبح روشن شد که حال مهر گردون چیست برآمد خنده‌ای خوش بر غرور کامگاران زد نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست گره بگشود از ابرو و بر دل‌های یاران…
ادامه مطلب ...