مرور رده

فرهنگ

شب از شب های پاییزی است؛ شعری از مهدی اخوان ثالث

شب از شبهای پاییزی است از آن همدرد و با من مهربان، شبهای شک‌آور ملول و خسته دل، گریان و طولانی شبی که در گمانم من که آیا برشبم گرید، چنین همدرد، و یا بر بامدادم گرید، از من نیز پنهانی و اینک (خیره در من مهربان) بینم که دست سرد و خیسش…
ادامه مطلب ...

غم عشق نکویان؛ شعری از هاتف اصفهانی

غم عشق نکویان چون کند در سینه‌ای منزل گدازد جسم و گرید چشم و نالد جان و سوزد دل دل محمل نشین مشکل درون محمل آساید هزاران خسته جان افشان و خیزان از پی محمل میان ما بسی فرق است ای همدرد دم درکش تو خاری داری اندر پا و من پیکانی اندر…
ادامه مطلب ...

آه عشق سترگ؛ شعری از پابلو نرودا

تمامی عشقم را در جامی به فراخی زمین تمامی عشقم را با خارها و ستاره‌ها نثار تو کردم اما تو با پاهای کوچک، پاشنه‌هایی چرکین بر آتش آن گام نهادی و آن را خاموش کردی آه عشق سترگ، معشوق خُرد من در پیکارم از پای ننشستم در ره سپردن به…
ادامه مطلب ...

یارا حقوق صحبت یاران نگاهدار؛ شعری از هوشنگ ابتهاج

یارا حقوق صحبت یاران نگاهدار با همرهان وفا کن و پیمان نگاهدار در راه عشق گر برود جان ما چه باک ای دل تو آن عزیزتر از جان نگاه دار محتاج یک کرشمه ام ای مایه ی امید این عشق را ز آفتت حرمان نگاه دار ما با امید صبح وصال تو زنده ایم…
ادامه مطلب ...

خودکشی هادی پاکزاد خواننده و موزیسین راک

هادی پاکزاد خواننده راک ایرانی، در سحرگاه ۷ خرداد ۱۳۹۵ در شهر مشهد بصورت خودخواسته به زندگی اش پایان داد. هادی پاکزاد متولد ۱۳۶۱ در شهر مشهد بود و فعالیتهای هنری خود را از سال ۱۳۸۱ در زمینه موسیقی راک آغاز کرده بود. هادی پاکزاد از اولین…
ادامه مطلب ...

آن‌ هنگام‌ که‌ مکان زند‌گی مان‌ را؛ شعری از مارگوت بیکل

آن‌ هنگام‌ که‌ مکان زند‌گی مان‌ را به‌ کارگاه هنری‌ بدل‌ می‌کنی‌ دوستت‌ می‌دارم‌ آن ‌هنگام‌ که‌ نگرانی‌ها و زمان‌ را از یاد می بری‌ دوستت‌ می‌دارم‌ وقتی‌ نامه‌ها و روزنامه‌ها بر سرتاسرِ خانه‌ پخش‌ شده‌اند دوستت‌ می‌دارم‌…
ادامه مطلب ...

مرا جز عشق تو جانی نمی‌بینم نمی‌بینم؛ شعری از فخرالدین عراقی

مرا جز عشق تو جانی نمی‌بینم نمی‌بینم دلم را جز تو جانانی نمی‌بینم نمی‌بینم ز خود صبری و آرامی نمی‌یابم نمی‌یابم ز تو لطفی و احسانی نمی‌بینم نمی‌بینم ز روی لطف بنما رو، که دردی را که من دارم بجز روی تو درمانی نمی‌بینم نمی‌بینم…
ادامه مطلب ...

سخن با تو می گویم؛ شعری از پل الوار

سخن با تو می گویم تا کلام تو را بهتر بشنوم کلام تو را می شنوم تا به درک خود یقین یابم تو لبخند می زنی که مرا تسخیر کنی تو لبخند می زنی و چشم من به جهان باز می شود تو را در آغوش می گیرم تا زندگی کنم زندگی می کنیم تا هر چه هست…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه دختر مو فرفری نوشتۀ نازنین عابدین پور

من از اینکه موهای فری داشتم همیشه متنفر بودم، اصلأ این موج های ناهموار و حلقه های کج و معوج هیچ جوره توی کتم نمیرفت، دلم موی صاف میخواست که پر بکشد توی هوا و دلبری بلد باشد... موهای فر را چه به دلبری، اصلأ پرواز بلد نیستند که بخواهند…
ادامه مطلب ...

متن و دانلود ترانۀ دیوونه با صدای محسن چاووشی

دوست دارم نگات کنم تا که بی حال بشم تو ازم دل ببری منم اغفال بشم دوست دارم برای تو با همه فرق کنم خودمو توی چشات یه تنه غرق کنم با تو باشم غم چیه با تو مرگم آسونه آخه دیوونه میشم وقتی میگی دیوونه دیوونه دیوونه دیوونه حال میده ناز کنی…
ادامه مطلب ...

بی هیچ نام می آیی؛ شعری از حسین منزوی

بی هیچ نام می آیی اما تمام نام های جهان باتوست وقت غروب نامت دلتنگی ست وقتی شبانه چون روحی عریان می آیی نام تو وسوسه است زیر درخت سیب نامت حواست و چون به ناگزیر با اولین نفس که سحر می زند می گریزی نام گریزناکت رویاست حسین…
ادامه مطلب ...