مرور رده

فرهنگ

ترانه ناب کافه، سروده میثم صفری

ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﺎﻓﻪ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩﻩ، ﮔﻮﻧﻪ ﺕ ﺍﻧﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﯾﮑﯽ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻭ ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺰﻫﺎﯼ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻬﺖ ﺯﻝ ﺯﺩﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻨﻪ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻩ ﺣﺴﺎﺏ ﺩﻭ ﺗﺎﺗﻮﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺟﻔﺘﺘﻮﻥ ﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ؛…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۲۴۱: معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

معاشران ز حریف شبانه یاد آرید حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید چو در میان مراد آورید دست امید…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۲۴۰: ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گوید رسید شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام بار عشق و مفلسی صعب است می‌باید کشید قحط جود است آبروی خود نمی‌باید فروخت باده و گل از بهای خرقه می‌باید خرید گوییا…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۲۳۹: رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید مکن ز غصه شکایت که در طریق…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۲۳۸: جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید هلال عید در ابروی یار باید دید شکسته گشت چو پشت هلال قامت من کمان ابروی یارم چو وسمه بازکشید مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید نبود چنگ و رباب و نبید و…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۲۳۷: نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید

نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید فغان که بخت من از خواب در نمی‌آید صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش که آب زندگیم در نظر نمی‌آید قد بلند تو را تا به بر نمی‌گیرم درخت کام و مرادم به بر نمی‌آید مگر به روی دلارای یار ما ور نی…
ادامه مطلب ...

یادی از فضای فیلم‌های تلویزیون و سینماها در نخستین سال‌های پس از انقلاب

با شروع کار «صدا و سیما»ی جدید که درست از نخستین ساعت پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ آغاز به کار کرد و جایگزین «سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران» شد، خیلی طبیعی بود که پخش سریال‌ها، فیلم‌ها و حتی نمایش‌های تلویزیونی‌ای با موضوع‌ها و داستان‌های…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۲۳۶: اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید

اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید دارم امید بر این اشک چو باران که دگر برق دولت که برفت از نظرم بازآید آن که تاج سر من خاک کف پایش بود از خدا می‌طلبم تا به سرم بازآید خواهم اندر عقبش رفت به…
ادامه مطلب ...

دانلود تیتراژ پایانی سریال کیمیا با صدای علیرضا قربانی به همراه متن ترانه

ای لحظه ناب ازل، آیینه ی دیدار تو سر شکوه هر غزل، مضمون بی تکرار تو من از که گویم غیر تو، در هر چه میبینم تویی در عین بی تکراریت، هر بار تو هر بار تو بخت است و کار عاشقی، هر بار دارد قرعه ای در دست بکوبید این زمان، این بار من این بار…
ادامه مطلب ...

با زن نومید نجنگ؛ شعری از رسول ادهمی

هرگز با زنی که نومید گریه می کند نجنگ صورتش را نمی بینی؟ تمام باروت های او خیس خوردند از این نبرد نابرابر دست بکش نگذار ویرانه شود مرد باش و برگرد به مرزهای گذشته ات آن جا که "دوستت دارمی" شلیک نکرده ای که او…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۲۳۵: زهی خجسته زمانی که یار بازآید

زهی خجسته زمانی که یار بازآید به کام غمزدگان غمگسار بازآید به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم بدان امید که آن شهسوار بازآید اگر نه در خم چوگان او رود سر من ز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید مقیم بر سر راهش نشسته‌ام چون گرد…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۲۳۴: چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید

چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید حکایت شب هجران نه آن حکایت حالیست که شمه‌ای ز بیانش به صد رساله برآید ز گرد خوان نگون فلک طمع…
ادامه مطلب ...