با زن نومید نجنگ؛ شعری از رسول ادهمی

رسول ادهمیهرگز با زنی که نومید

گریه می کند

نجنگ

صورتش را نمی بینی؟

تمام باروت های او خیس خوردند

از این نبرد نابرابر دست بکش

نگذار ویرانه شود

مرد باش و

برگرد به مرزهای گذشته ات

آن جا که “دوستت دارمی” شلیک نکرده ای که او بیفتد

آن جا که هنوز دست نیافتنی ست

بگذار برود پشت پنجره خانه شان

دوباره برایت ناز کند

“نه” برای زن ها جمله ای شکوهمند است

بگذار کمی از قفسی که تو برایش ساخته ای

دور شود

اوج بگیرد

زن ها برای زندگی باعشق

دنبال “دوام “اند

نه “دام “…!!!

مطالب پیشنهادی

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.