تا تلفن صدا کرد؛ شعری کودکانه از افسانه شعبان نژاد

5
(1)

تا تلفن صدا کرد
خنده کنان دویدم

صدای بابایم را
از توی آن شنیدم

شنیدم او لپم را
مثل همیشه بوسید

من این جا خنده کردم
بابا از آن جا خندید

وقتی که خنده می کرد
انگاری پشت در بود

صدای بابا اینجا
اما خودش سفر بود

«افسانه شعبان نژاد»

این پست چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن به آن روی یک ستاره کلیک کنید!

امتیاز مطلب 5 / 5. تعداد رای دهندگان: 1

تاکنون کسی رأی نداده است! اولین کسی باشید که به این مطلب رای می‌دهید

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.