مرور رده

ادبیات

چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟، شعری از قیصر امین پور

قیصر امین پور شاعر معاصر، نویسنده و استاد دانشگاه ایرانی بود که میتوان او را از تاثیرگذارترین و برجسته‌ترین شاعران مرد در زمان بعد از انقلاب معرفی نمود. موضوعات برگزیده او عام و متعلق به نوجوانان و مردم است و تازگی و طراوت خوبی دارند.…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه دزد قالپاق از صادق چوبک

دزد قالپاق نام داستان کوتاهی از صادق چوبک است که از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، نظریه‌های «پخش شدن مسؤولیت»، «بی توجهی جمعی»، «همرنگی ماشینی» و «ناکامی پرخاشجویی» با این داستان همسازی و همنوایی دارد. صادق چوبک (۱۳۷۷ ۱۲۹۵ ه.ش.) از داستان…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه شازده کوچولو و روباه نوشتهٔ آنتوان دوسنت اگزوپری

شازده کوچولو و روباه داستان کوتاهی چز از جملات و متن عاشقانه و پر معنی از آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده فرانسوی است. متن کامل شازده کوچولو و روباه را در زیباشهر بخوانید. شازده کوچولو و روباه هیچ کس برای هیچ کس نیست شازده کوچولو…
ادامه مطلب ...

ساعت شعری از سهراب سپهری

سهراب سپهری نویسنده، نقاش و شاعری است که شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌اند. سپهری بیش از آنکه شاعر باشد یک نقاش بوده و از مهم‌ترین مسائل و علاقمندی‌های زندگی او نقاشی بوده است.…
ادامه مطلب ...

همواره عشق بی خبر از راه می رسد؛ شعری از حسین منزوی

همواره عشق بی خبر از راه می‌رسد چونان مسافری که به ناگاه می‌رسد وا می‌نهم به اشک و به مژگان تدارکش چون وقت آب و جاروی این راه می‌رسد اینت زهی شکوه که نزدت سلام من با موکب نسیم سحرگاه می‌رسد با دیگران نمی‌نهدت دل به دامنت…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه عدل از صادق چوبک

عدل نام داستان کوتاهی از صادق چوبک یکی از پایه‌گذاران داستان نویسی مدرن ایران است که در مجموعه داستان خیمه‌شب‌بازی که در سال ۱۳۲۴ منتشر شد قرار دارد. صادق چوبک پس از مرگش طبق وصیتی که کرده بود سوزانده شد و خاکسترش به اقیانوس سپرده شد...…
ادامه مطلب ...

شعر دریغ از استاد مظاهر مصفا

به خود گفتم از عمر رفته چه ماند؟ دل خسته لرزید و گفتا دریغ به دل گفتم از عشق چیزیت هست؟ بگفتا که هست آری اما دریغ بلی از من و عمر ناپایدار نمانده ست بر جای الا دریغ شب و روزها و مه و سالها گذشتند و ماندند برجا دریغ رسیدند هر…
ادامه مطلب ...

خانه دوست کجاست شعری از سهراب سپهری

خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به…
ادامه مطلب ...

چگونه یک نامه عاشقانه بنویسیم؟

در روزگاری که کتاب‌های جذاب احساسی و رمان‌های عاشقانه کنج قفسه کتابفروشی‌ها خاک می‌خورند نگذاریم گوهر احساسمان بخشکد. این چشمه جوشان عشق را با معشوق خود در میان گذاشته و به او بگوییم که چقدر عاشقش هستیم و به زبان آوریم بودنش را می‌ستاییم.…
ادامه مطلب ...

ماجرای دو کوزه، افسانه‌ای پندآموز از هند

در افسانه‌ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می‌بست؛ چوب را روی شانه‌اش می‌گذاشت و برای خانه‌اش آب می‌برد. یکی از کوزه‌ها کهنه‌تر بود و ترک‌های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه‌اش را می‌پیمود نصف آب کوزه…
ادامه مطلب ...

حکایتی بسیار زیبا از کلیله و دمنه درباره زود قضاوت کردن

دو کبوتر بودند در گوشه مزرعه ای با خوشحالی زندگی می کردند. در فصل بهار، وقتی که باران زیاد می بارید، کبوتر ماده به همسرش گفت: "این لانه خیلی مرطوب است. اینجا دیگر جای خوبی برای زندگی کردن نیست". کبوتر جواب داد: "به زودی تابستان از راه می…
ادامه مطلب ...

شعر پاییز از منوچهری دامغانی

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است گویی به مثل پیرهن رنگ رزان است دهقان به تعجب سر انگشت گزان است کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار دهقان به سحرگاهان کز…
ادامه مطلب ...