مرور رده
ادبیات
غزل شماره ۱۷۳: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند
موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد
بوی بهبود ز اوضاع جهان…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
محمود دولت آبادی؛ قهرمان رمان روستایی
محمود دولت آبادی نویسنده معروف معاصر در سال ۱۳۱۹ در دولت آباد بیهق متولد شد و در خانواده ای روستایی که از راه کار بر زمین سخت کویر؛ روزگار می گذراندند بزرگ شد. کودکی اش در روستا سپری شد و تاثیر این سالها باعث شد تا "رمان روستایی" به دست او…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
غزل شماره ۱۷۲: عشق تو نهال حیرت آمد
عشق تو نهال حیرت آمد
وصل تو کمال حیرت آمد
بس غرقه حال وصل کآخر
هم بر سر حال حیرت آمد
یک دل بنما که در ره او
بر چهره نه خال حیرت آمد
نه وصل بماند و نه واصل
آن جا که خیال حیرت آمد
از هر طرفی که گوش کردم
آواز سؤال…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
سیزده؛ داستان کوتاهی از ماندانا زندی
گردنم را می مالم و قلنجش را می شکنم. زری اصلاح ابروی آخرین مشتری را انجام می دهد و من چند بار شیشه شور را روی آینه اسپری می کنم. دستمال را عقب می کشم و زل می زنم به چهره جدید خودم. تقصیرمامان بود که انقدر اصرار کرد یا دخترخاله رضا؟ حیف از…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
چله نشینی؛ شعری از بهاره رضایی
به قَبض داده ام دلم را
دچار ِ آگاهیِ خفیفی شده باشم انگار.
به غار می روم !
به چاهِ بیژنم !
به شهودِ متلاشی در اتاق
که صدایِ کلمه هام در آمده.
به اَندیمِشکی که تو از آن آب می خوری.
به جَنگِ تن به تن ِ مان؛ مُدام!
به راویِ…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
پروین شیرازی ادیب و عالم
در میان تمام نامآوران ادب و هنر که شهر شیراز به آنها مشهور شده، نام پروین شیرازی یا پیر مارشال غیبی هم میدرخشد.
پروین شیرازی متولد در سال ۱۲۷۴ شمسی در ارسنجان فارس متولد شد و پدرش قراخان فرزند ملاجهانگیر خان قلاتخواری از نوادگان ملا رحیم…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
آرزوی پرواز؛ شعری از پروین اعتصامی
کبوتر بچهای با شوق پرواز
بجرئت کرد روزی بال و پر باز
پرید از شاخکی بر شاخساری
گذشت از بامکی بر جو کناری
نمودش بسکه دور آن راه نزدیک
شدش گیتی به پیش چشم تاریک
ز وحشت سست شد بر جای ناگاه
ز رنج خستگی درماند در راه
گه…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
تا انتها حضور؛ شعری از سهراب سپهری
امشب
در یک خواب عجیب
رو به سمت کلمات
باز خواهد شد.
باد چیزی خواهد گفت.
سیب خواهد افتاد،
روی اوصاف زمین خواهد غلتید،
تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت.
سقف یک وهم فرو خواهد ریخت.
چشم
هوش محزون نباتی را خواهد دید.
پیچکی دور تماشای…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
شعری از جواد طوسی برای هفتاد و پنج سالگی مسعود کیمیایی
آخرین یاغی
در آستانه هفتادوپنج سالگی
تنهاتر شدهای
یارانت یکبهیک عشق را فراموش کردند
شهر خاکستریات خالی از عشاق شده
از همان «بیگانه بیا» و «قیصر» باورت کردم
چه تلخ و مومنانه گفتی
انسان تنهاست
قهرمانان زخمخورده و پاکباخته و…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
انتقام؛ شعری از فروغ فرخزاد
باز کن از سر گیسویم بند
پند بس کن که نمیگیرم پند
در امید عبثی دل بستن
تو بگو تا به کی آخر تا چند
از تنم جامه برآر و بنوش
شهد سوزنده لبهایم را
تا یکی
در عطشی درد آلود
بسر آرم همه شبهایم را
خوب دانم که مرا برده زیاد
من هم از دل بکنم…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
پگاه؛ شعری از نصرت رحمانی
با اینکه تا پگاه
پاسی نمانده بود
ماسیده بود روی پنجره لرد سیاه شب
آب نرم نرمک می بافت گیسوان
آرام می چمید و زمزمه می کرد
در زیر بیدهای پریشان
ساز قلم به دست گرفتم
آرام زخمه کشیدم
بر پرده نژند، پریشیده روان
بر تارهای گم شده احساس…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
نتی رایلینگ با نام مستعار آنازگرس نویسنده پر آوازه آلمان
در نوزدهم نوامبر ۱۹۰۰ در دامان خانواده ی فرهنگ دوست، دختری به نام نتی رایلینگ چشم به جهان گشود که بعدها با نام مستعار آنازگرس anna seghers یکی از نویسندگان پرآوازه ی آلمان شد. وی در سال ۱۹۲۸ با انتشار کتاب "قیام ماهیگیران سن باربارا" توجه…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...