برگرد و نگاه کن شعری از شیرکو بیکس

0
(0)

شیرکو بیکس شاعر معاصر کرد عراقی است که سروده‌هایش به زبان کردی هستند، وی در سال ۱۹۸۸ از سوی انجمن قلم سوئد، برنده جایزه توخولسکی (Tucholsky-Preis) شد.

آرام پیش می‌روند
پایان همه‌ی راه‌ها
گم شدن است.
و درد
به تماشای آن‌ها ایستاده است
و این زنجیره‌ی مویه‌های مردمان من است
که از دل دشت می‌گذرد.

برگرد و نگاه کن
سوختن در شادمانی ما این است
شادمانی ما سوختن ماست!

آنجا
فانوس شاعر ما روشن است
روشن است بر ساحل بسفور
روشن است در شب دریا
و آب
با موج بلند سرخ تاب خود
همچون قصیده‌ای‌ست
که از ژرفا بر می‌آید و
برگرداب تخیل من خیمه می‌زند.

آنجا
پرنده‌ی آذرباد
دمی می‌آساید
با بذر نارس رنگاله
که برای شعر شناور ما ارمغان آورده است.
آنجا
رنگین ترین رویاها
از خواب خاک می‌گذرند
و می‌رود
و می‌آید
و آفتاب و ترانه می‌کارد.
تنها اوست
با زورق روانه‌اش بر دریا
تنها اوست
مسافر دور دریای سیاه
تنها اوست
با پاروی پندارش به راه
تنها اوست
با اندوه شعله‌ورش در شب…

شیرکو بیکس
ترجمه از محمد رئوف مرادی

منبع: اکولالیا

اشعار دیگری از شیرکو بیکس:
روییدن از خاکستر شعری از شیرکو بیکس

عشق تو؛ شعری از شیرکو بیکس

ما هرگز سهم هم نخواهیم شد؛ شعری از شیرکو بیکس

این پست چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن به آن روی یک ستاره کلیک کنید!

امتیاز مطلب 0 / 5. تعداد رای دهندگان: 0

تاکنون کسی رأی نداده است! اولین کسی باشید که به این مطلب رای می‌دهید

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 نظر
  1. […] اشعار دیگری از شیرکو بیکس: برگرد و نگاه کن شعری از شیرکو بیکس […]

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.