آرشیو دسته بندی: شعر

شعر

کسی که مثل هیچکس نیست؛ فروغ فرخزاد

من خواب دیده ام که کسی می آید من خواب یک ستاره ی قرمز دیده‌ام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم من خواب آن ستاره ی قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام کسی می آید کسی می آید کسی…
متن کامل ...

چهار شعر کوتاه از مسعود حدادی

چند بهار دیگر گل می دهند دستهایی که در خاطرات خوشمزه ی من کاشته ای؟ *** تعادل زیبایی من است که بر مقیاس نگاه تو راه می رود وای اگر آشفته شوی ... *** من احمق نیستم عزیزم می فهمم انگشت اشاره ات بسوی من نشانه می رود یا مترسک پشت سرم…
متن کامل ...

تا شکوفۀ سرخِ یک پیراهن؛ احمد شاملو

به آیدا ۱۳۴۳ سنگ می‌کشم بر دوش، سنگِ الفاظ سنگِ قوافی را. و از عرق‌ریزانِ غروب، که شب را در گودِ تاریک‌اش می‌کند بیدار، و قیراندود می‌شود رنگ در نابینایی‌یِ تابوت، و بی‌نفس‌می‌ماند آهنگ از هراسِ انفجارِ سکوت، من کارمی‌کنم…
متن کامل ...

شعر دختر شهید باکری در روز عقد

عاقد دوباره‌ گفت‌: «وکیلم‌؟...» پدر نبود! ای‌ کاش‌ در جهان‌ ره‌ و رسم‌ سفر نبود گفتند: رفته‌ گل‌.... نه‌... گلی‌گم‌... دلش‌ گرفت‌ یعنی‌ که‌ از اجازه‌ بابا خبر نبود "بیست و هشت " بهار منتظرش‌ بود و برنگشت‌ آن‌ فصل‌های‌ سرد که‌ بی‌ دردسر…
متن کامل ...