دوستی های خيابانی، دوستی هایی زودگذر و واهی

دوستی های خیابانیمنيره غلامي‌توکلي

توجه به جنس مخالف و شناخت آن نيازي فطري و رواني است كه حد و مرز آن را فرهنگ ها و فضاي اجتماعي جامعه ترسيم مي‌كند. در كشورهاي اسلامي كه قوانين مدني و فرهنگ نهادينه شده در اذهان مردم بر پايه دستورات دين مبين اسلام است؛ از همان ابتداي سن بلوغ كه اولين نگاه ها و گرايش‌ها به سوي جنس مخالف كشيده مي‌شود، دستورالعمل هايي براي تعامل سالم و عفيف ميان مردان و زنان نامحرم در خانواده و جامعه لحاظ شده است. دستور العمل هايي كه زن را در حجاب و مرد را با نگاهي عاري از شهوت به حضور در جامعه فرا مي‌خواند.

اما متأسفانه در فضاي كنوني جامعه ما كه فرهنگ‌هاي وارداتي در قالب تجدد و امروزي بودن، بسياري از بايد و نبايد‌‌ها را زيرپا گذاشته است؛ شاهد ناهنجاري‌هاي شديد ارتباطي و تعاملات خارج از عرف زنان و مردان در كوچه و خيابان و حتي بسياري از مراكز عمومي و تفريحي مانند پارك‌ها و سينماها هستيم.

نوعي از تعاملات كه در نگاه برخي از كارشناسان زاييده ازدواج‌هاي ديرهنگام است! از نظر برخي تهاجم فرهنگي و ترويج بي‌بندو‌باري از طريق رسانه‌اي غربي و بنگاهاي فرهنگي غرب است و برخي ديگر از دوگانگي رفتاري جوانان، داد سخن دارند. واقعيت اين است كه در تمام اين نظريه‌پردازي‌ها نشانه‌هايي از مرگ؛ شايد بهتر است بگوييم؛ قتل تدريجي فرهنگ متعالي ايراني – اسلامي كه در مبحث تعاملات اجتماعي با واژه‌هايي مانند حيا، عفت، هميت، كرامت انساني فضايي ايمن را مهيا كرده ؛‌ديده مي‌شود.

در گذشته‌هاي نه چندان دور كه پدر و مادر با شناخت بيشتري نسبت به فرزندشان، دوستان و معاشران آنها،‌علاقمندي‌ها و توانمندي‌هاي آنها… جوانان خود را هدايت و حمايت مي‌كردند و فرصت‌هاي بيشتري براي نزديك شدن به آنها و هم صحبتي با جوانانشان قائل مي‌شدند و در فضايي كاملا محترمانه اما قاطع تصميم گيري هاي بزرگ را انجام مي‌دادند، به مراتب كمتر اينگونه ارتباطات ديده و حتي در موردش صحبت مي‌شد. متأسفانه واقعيت امروز ما چيز ديگري را رقم زده است. ارتباط بين افراد خانواده كم شده و صميميت‌ها رنگ باخته است. ديدارها منوط به برخي از اعياد شده و ديگر حتي فرزندان بعد از ازدواج، كم تر به خانواده‌هاي خود سر مي‌زنند.

نوجوانان به بهانه اينكه بزرگ‌تر‌ها از نسل آنها نيستند كمتر به تجربياتشان اهميت مي‌دهند. اصالت‌ها بر پايه ميزان توان مالي افراد سنجيده مي‌شود و دوستان هم از اين طريق انتخاب مي‌شوند. گسترده شدن فضاي شهري و مهاجرت افراد از شهرها و روستاهاي كوچك به كلان شهرها؛ ريشه دار نبودن خانواده‌ها در محل‌هاي سكونتشان اين فضا را براي برخي از جوانان باز كرده است كه دست به كارهاي ناشايست زده و حد و مرزهاي تعاملات اجتماعي را شكسته و قبح دوستي‌هاي خياباني را از بين برده و آن را به عنوان يك امتياز براي خود محسوب كنند كه در دفترچه تلفنشان چه تعداد اسم دختر يا پسري نوشته شده است!

دوستي‌هايي كه بنا به گفته دختران و پسران جوان بابت آشنايي بيشترشان با جنس مخالف و پر كردن اوقات فراغت به نحوي شادمانه! صورت مي‌گيرد و گاهي براي توجيه عملكرد خود دم از شناخت براي ازدواج مي‌زنند. دوستي‌‌هايي كه شروع آن ساده اما عواقب آن سخت جبران نا پذير است. بخصوص براي دختران كه در اين گونه دوستي‌ها بيشترين ضرر را در قالب شكست عاطفي تا هتك حرمت هاي اخلاقي بايد متحمل شوند.

دوستي‌هاي خياباني، براي دختران نوجوان و جوان به نظر راه شادي است كه آن‌ها را به سرمنزل مقصود مي‌رساند! اما در واقع بيراهي است كه ره به تركستان دارد و جز گرفتار شدن در فحشا چيز ديگري عايد آنها نمي‌كند. اين روش گذران اوقات فراغت در واقع ويروسي خطرناك است كه به جان انديشه‌ها و اخلاقيات دختران نوجوان مي‌افتد و آن تفكر ساده خوش‌گذراني در اوقات فراغت را تبديل به عادتي بيمارگونه در ارتباط‌گيري‌هاي نامعقول مي‌كند. منجلاب اين گونه گرفتاري‌ها و عادات غير اخلاقي كه زاييده دوستي‌هاي خياباني است مي‌تواند انسان را تا مرحله بدنامي‌و فحشا فرو ببرد. اين روش از دوستي‌هاي خياباني براي پسران افتادن در دام باندهاي خطرناك با كارهايي خلاف قانون و اعتياد را در پي خواهد داشت. راهي كه انتهاي آن اگر خيلي خوش شانس باشي فقط از بين رفتن جواني و دچار شدن به انواع بيماري‌هاي دنياي بي‌بندوباري است. درباره علت اين اتفاق ناخوشايند در جامعه را، به اعتقاد جامعه شناسان مي‌توان به وجود مسايل اقتصادي، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتي، فراگيري اطلاعات و دانش و پديده جهاني شدن كه مبتني بر ارزش‌هاي ديني نيست و احساس دو گانه‌اي را در اين نسل پديدار كرده است؛ نسبت داد. حالا اينجا اين سوأل مطرح است كه اينگونه آشنايي‌ها به ازدواج ختم خواهد شد؟ و عاقبت خوشي خواهد داشت؟از آنجايي كه در جامعه ايران هنوز فرهنگ سنتي در لايه‌هاي ذهني افراد جاي خود را دارد و با توجه به اين نكته در جامعه نگاه دوگانه اي نسبت به اين مسئله وجود دارد كه برخي دوستي‌هاي خياباني را جواني كردن و برخي ديگر آن را شكسته‌شدن حريم هاي اخلاقي مي‌دانند؛ بايد گفت: آنچه كه از تنايج اين دوستي‌ها به دست مي‌آيد، سوءظن افراد به اينگونه روابط است تا جايي كه قبل از ازدواج جوانان را با مفاهيمي‌مثل اينكه (زن يا شوهري كه درخيابان يافتي در خيابان از دست مي‌دهي) از اينگونه انتخابات نهي مي‌كنند و يا اين‌كه بعد از ازدواج توهم خيانت و محدود كردن و كنترل كردن زوج‌ها توسط يكديگر عاقبتي تلخ را رقم مي‌زند.جالب است بدانيد در يك پرسشنامه با سؤالاتي كه مضمون آن چرايي دوستي هاي دختر و پسر و پايبندي به دوستي‌هاي خياباني مطرح شده بود، قريب به اتفاق پسران آن را سرگرمي و پايبندي به دوستيشان را منوط به نداشتن هيچگونه مسئوليت دانسته و گفته اند كه بيش از يك دوست دختر دارند. در حالي كه اكثريت دختران به خصوص دختران دانشجو به فكر تشکيل خانواده بوده و نسبت به خواسته‌هاي طرف مقابل خود احساس مسئوليت داشته‌اند. اين واقعيت نشان دهند توجه اكثر مردان به زناني است كه آنها را در دوستي‌ها انتخاب نكرده باشند. درباره نتايج اجتماعي اين گونه دوستي‌ها بايد گفت: متأسفانه زمان زيادي را براي آسيب‌شناسي و درمان مقطعي اين معضل از دست داده‌ايم و اينك با نتايج عملكرد ضعيف خانواه‌ها و در ديدي كلان‌تر جامعه روبرو هستيم؛ نتايجي كه تلخ است اما داستان نيست.

منبع: روزنامه مردمسالاری

مطالب پیشنهادی

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.