آیا بدقولی همان دروغگویی است؟

دکتر طاهره جعفری/جامعه شناس

بارها شاهد بوده ام در مترو افراد هنگام مکالمه با موبایل آدرس اشتباه می دهند یا بطور واضح دروغ می گویند، بعنوان مثال حدود ۳ ماه پیش، خانمی را دیدم که به فرد پشت خط در حالی که در ایستگاه طرشت بود گفت من الان امام حسین هستم و ۲ تا ۳ تا ایستگاه دیگه میرسم، به نظرم رسید دارد اشتباه می‌کند، بلند گفتم خانم ببخشید اینجا طرشت است. با دست اشاره کرد که من سکوت کنم.
البته من هدفم صرفاً راهنمایی بود بعد از اینکه تلفنش تمام شد گفتم ببخشید من نمی خواستم دخالت کنم، فکر کردم ایستگاه را اشتباه متوجه شدید. گفت بله متوجه شدم ولی همکارم بیچاره از صبح تو ایستگاه سرسبز منتظر من هست تا باهم بریم اداره، گفتم خوب چرا اینقدر دیر کردید؟ گفت صبح خواب موندم تازه وقتی زنگ زد گفت کجایی؟ من از خواب بیدار شدم و مجبور شدم بگم که متروی گلشهر به تهران هستم و همین طوری روم نشد بهش بگم که من خوابم برده.
گفتم خوب همین الان هم که شما به ایشان گفتید من دو سه تا ایستگاه دیگه میرسم حداقل ۴۵ دقیقه طول میکشد تا برسید.
گفت خانم دیگه چیکار کنم چاره ای ندارم.
گفتم خوب این خیلی بد است، کاش همان اول صادقانه می‌گفتید و عذرخواهی می‌کردید که خوابتان برده و ایشان به تنهایی می رفت یا میدانست که باید حداقل یک ساعت و نیم منتظر شما بماند.
کمی با هم صحبت کردیم.
پرسیدم اصلاً فکر می‌کنید که از صبح تا الان چند بار دروغ گفتید؟ گفت دیگه همه میدونن این روزها ترافیکه و ممکنه دیر بشه.
گفتم بله ولی شما در ترافیک نیستید و شما در واقع خوابتان برده.
کمی فکر کرد گفت، من اگه اینجوری فکر کنم روزانه خیلی مجبور میشم دروغ بگم خیلی زیاد دروغ میگم.
برای من خیلی جالب بود که او و شاید خیلی از افراد در جامعه احترام زیادی برای قول و وعده ای که از نظر زمانی به کسی می دهند، قائل نیستند و به همین دلیل وقتی که قول شان را زیر پا می‌گذارند مجبورند به تکرار دروغ بگویند. دروغ بعدی، بعدی و بعدی و این بسیار بر اعتماد فرد مقابل نسبت به آنها تاثیر می گذارد.
در واقع اگر شما در زندگی بیش از یک یا دو بار نسبت به کسی بدقولی کنید، با اطمینان می شود گفت که اعتماد فرد مقابل نسبت به شما کاهش پیدا می کند، البته با برخی افراد مجبور به مراوده هستیم، مثلا رئیس مان یا همکارمان یا همسرمان و مدام هم بد قولی می‌کنند و چاره‌ای جز تحمل و حفظ روابط نداریم.
اما واقعیت امر درجه اعتماد واقعی است که ما نسبت به آنها داریم و بی شک اعتماد کمی خواهد بود.
بررسی دروغگویی از مناظر مختلف حاکی از این است که مبادرت به دروغگویی از یک طرف ناشی از برخی از ناهنجاری‌های اجتماعی مثل بدقولی است و از طرف دیگر منشاء ناهنجاری‌های جدید است. به عبارت دیگر دروغ گویی گاهی برای پوشش دادن به بی مسئولیتی، بدقولی و خودخواهی و بی نظمی و …بکار میرود و از طرف دیگر هم از پیامدهای دروغگویی می‌توانیم به کاهش اعتماد اجتماعی و در واقع کاهش روابط بین فردی و مسائل بزرگتر اشاره کنیم.
دروغ گویی یکی از مسائلی است که گاه سبب فروپاشی زندگی ها می شود. در موارد زیادی از زندگی روزمره ضرورت ندارد که ما دروغ بگوییم یعنی به عنوان مثال وقتی که فردی از خانواده از ما می‌پرسد که امروز کجا بودیم با اینکه جایی که رفته بودیم خلاف معیارهای خانوادگی نبوده است، ولی براساس تصورات واهی که از نتایج صداقت داریم، به او دروغ می‌گوییم . ممکن است یک دروغ ساده در آینده‌ای نزدیک برملا شود و درد سرهای بزرگی را ایجاد کند و برای اینکه دروغ اول را پنهان کنیم مجبور شویم دروغ‌های بیشتری بگوییم. این امر می تواند در روابط ما با دیگران ناپایداری ایجاد کند و ما اعتبار اجتماعی بالایی نخواهیم داشت. یعنی ممکن است افراد به محض اینکه دیگر ناچار به ارتباط با ما نباشند به سرعت به روابط پایان داده و ما را تنها بگذارند.
صداقت یکی از بهترین سیمان ها و ملاتهای انسجام اجتماعی است که می‌تواند آجرهای روابط اجتماعی را محکم نگه داشته و به روابط طولانی مدت و پایدار منجر شود.

منبع: شبکه جامعه‌شناسی علامه

مطالب پیشنهادی

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.