مرور رده
فرهنگ
مصاحبه ایی خواندنی با کورش تهامی و همسرش پونه یزدانی
مشارکت، مشورت و احترام گذاشتن به نظرات و خواستههای یکدیگر شاید مهمترین رکن زندگی زناشویی باشد. قطعا بدون توجه به خواستهها، احساسات و عقاید همسرمان نمیتوانیم درک درستی از زندگی مشترک داشته باشیم. بسیاری از زوجهای جوان بهخصوص در سالهای…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
شکوه قانون، داستان کوتاهی از فرانک اوکانر
دن براید پیر برای اجاق چوب میشکست که صدای پایی را در کوره راه جلو خانهاش شنید. میخواست یک دسته ترکه را به زانویش بکوبد و بشکند، اما مکث کرد.
دن مادام که مادرش زنده بود از او مراقبت کرده بود و بعد از مرگ مادر هیچ زنی پا به خانهی او…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
غزل شماره ۲۰۵: تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
برو ای زاهد خودبین…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
عکس های زنان زیبای دنیا در «اطلس زیبایی» میهائلا نوروک
میهائلا نوروک (Mihaela Noroc) یک عکاس ۳۰ ساله اهل بخارست در کشور رومانی است و تا کنون با کوله پشتی و دوربین اش به بیش از ۶۰ کشور دنیا سفر کرده است؛ از غرب اروپا به قبایل آفریقایی، و از ریودوژانیرو به چین.
نوروک در پی زیبایی های طبیعی،…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
معرفی آنا کالاشنیکووا خواننده و هنرپیشه روسی
آنا کالاشنیکووا، هنرپیشه معروف روسیه، مجری و خواننده در سال ۱۹۸۴ میلادی در شهر استاوروپل متولد شد. دوران کودکی آنا در «پیاتیگورسک» سپری شد و از همان دوران علاقه او به موسیقی، رقص و نقاشی آشکار گشت. هنرپیشه آینده مدرسه را با مدال طلا به…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
فرو می روم در ابرها، شعری از بهاره رضایی
و گزارش می دهم؛
نِزاع در شاهنامه هنوز ادامه دارد!
من وکیل مدافعِ رستم نیستم!
اما به گواهیِ پی نوشت هایِ فردوسی
لایحه یِ آیینِ داد رسیِ او
عادلانه نبود!
اما تصویب شد؛
به عطفِ همین نقطه!
و شهادت می دهم که؛
کنترلی بر…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
شعر سپید «بیداری» سرودۀ آرزو نوری
شب به خیر می گوییم و بیدار می مانیم
در بستر مشترکی
که مربوط به هیچ کداممان نیست
ساعت روی دیوار
سکوت را نمی شناسد
چنان که دستهای تو
تن مرا
مشتاقانه به دستبندی فکر می کنی
که زیر پیراهن ها قایم کرده ای
مایوسانه…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
خدا کند که نباشید؛ شعری از ناهید عرجونی
خدا کند که نباشید
وقتی توی خیابان
تند تند می روم تا برسم به خلوت یک درخت
که رنگ باخته است میان دود
نباشد صورتهایتان که لب می زنید
صدا ….صداهایتان نباشد با کلمات کدر
خدا کند بروید
پخش شوید توی فضاهای مجازی
عکس شوید عطر زده
ماتیک…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
غزل شماره ۲۰۴: یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم میکشت
معجز عیسویت در لب شکرخا بود
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس
جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن که رخت…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
غزل شماره ۲۰۳: سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
رونق میکده از درس و دعای ما بود
نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان
هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
دفتر دانش ما جمله بشویید به می
که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود
از بتان آن طلب ار حسن شناسی…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
داستان کوتاه «همشهری سزان» نوشتۀ فرشید خیرآبادی
حس مزخرف و عجیبی دارم، خفگی و تهوع با هم. خانه انگار قفسی شده بود که تنگ و تنگ تر می شد. من در جاهای بسته، حس خفگی دارم. هر چند در خانه ای بسیار بزرگ زندگی می کنم اما امروز حس می کنم مرا در جایی یک متری محبوس می کنند یا کرده اند. تاب…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
آتش روزانه، شعری از اکتاویو پاز
همچون هوا
میسازد و ویران میکند انسان
بناهایی نامریی
بر صفحات زمین
بر سیارات، پهندشتهای بلند.
زبانش که غبار هوا را ماند
میسوزد
بر کف دستهای فضا
هجاها
نور افشان
گیاهانی است که ریشههاشان
خانههایی میسازد
از صدا.
هجاها به…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...