مرور رده
فرهنگ
ترانه ای از لنگستون هیوز
تو ای سیاه زیبا ای سیاه تنها
سینه ات را در آفتاب عریان کن،
از روشنی مهراس
تو که فرزند شبی.
آغوشت را به تمامی بر زندگی بگشای
در نسیم درد و رنج به چرخ آی
رو سوی دیوار کن با در سیاه بسته اش
با مشت برهنه ی قهوه رنگ بر آن بکوب و
منتظر…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
معرفی ولفگانگ بورشرت، شاعر و نویسندۀ آلمانی
ولفانگ بورشرت Wolfgang Borchert در سال ۱۹۲۱ به دنیا آمد. هنوز نوجوان بود که به سربازی فراخوانده شد. او را به جبهه ی شرق فرستادند. در جبهه بیماری به سراغش آمد. او را به خاطر تمسخر هیتلر و اینکه با گفته های ضد جنگ خود روحیه ی همقطارانش را…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
شعله ای شعر؛ غزلی ناب از اکرم بهرامچی
زندگی در همه ابعاد زمین گیرم کرد
تا به خود آمدم از کل ِ جهان سیرم کرد
مثل خوابی که شب ِ حادثه را گم می کرد
گم شد و صبح .... به صد حادثه تعبیرم کرد
سهم من یک قلم و چکه ای از جوهر بود
که ورق پاره ا ی از درد فراگیرم کرد…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
فالگیر، شعری از نادر نادرپور
کندوی آفتاب به پهلو افتاده بود
زنبورهای نور ز گردش گریخته
در پشت سبزههای لگدکوب آسمان
گلبرگهای سرخ شفق، تازه ریخته
کفبین پیر باد در آمد ز راه دور
پیچیده شال زرد خزان را به گردنش
آن روز، میهمان درختان کوچه بود
تا بشنوند راز خود از…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
تمنای گناه، شعری از فرخ تمیمی
خزد لرزان، درون بستر من
ز شرمی خفته می گوید که: - بفشار
چنان بفشار بر خود پیکرم را
که بشکوفد هوس های گنه بار
به دندان گیر و شادی بخش و می نوش
ز خون این لبان بوسه گیرم.
ببین از گونه سرخم بریزد؛
شرار خواهش آرای ضمیرم.
درنگی کن…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
غزل شماره ۲۰۲: بود آیا که در میکدهها بگشایند
بود آیا که در میکدهها بگشایند
گره از کار فروبسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان صبوحی زدگان
بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
نامه تعزیت دختر رز بنویسید
تا…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
زیبای اساطیری، ترانه ایی از نیلوفر لاری پور
یک حادثه با من باش، زیبای اساطیری
تو زنده به اعجازی، بی معجزه می میری
تا عطر تنت باقی ست، من معجزه می مانم
بعد از تو چه خواهد کرد تقدیر، نمی دانم
آغوش تو تکراری ست، تکرار خیال من
تندیس غرورت را در بستر من بشکن
تقدیر تو…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
معرفی کتاب شعر «درخت وهم» سرودۀ فرشید خیرآبادی
کتاب شعر «درخت وهم» با ساختار شعر آزاد، به سبکی پرداخته که فرم، نرم و ساختار در آن شکسته شده و وام دار ساختار کهن حتی نیمایی نیست. از کومه ی شاملو نیز کوچ کرده و از پست مدرنیزم عبور کرده و به شعر آزاد رسیده است.
در این کتاب شعر، واژگان…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
ترانۀ ناب غزلک، کاری از شهیار قنبری
غزلک، شکستنت کار کیه؟
به عزا نشستنت کار کیه؟
عسلک، نبینم افتادن تو
بگو پرپر شدنت کار کیه؟
نگو دیو قصه تو فنجون فالت افتاد
آسمون لهجه فیروزه رو یاد تو نداد
غزلک گریه نکن،
گریه به چشمات نمی آد!
سنگ فیروزه ی این رنگی به قاب کی…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
میهمانی خیال، غزلی از الهام حق مرادخان
پیک خیالم آمده بر میهمانی ات
امشب مرا ببر به بهشت نهانی ات
من با تو دعوتم به فراسوی مرزها
در انتظار معجزه ی مهربانی ات
شعر و شراب و شور و هوس،آخر از کدام؟
می آوری به نیمه شب میزبانی ات
تو باشی و ستاره و دلتنگی و سکوت
من محو…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
سهراب و سیمرغ، شعری از نادر نادرپور
از سر خاک تو بر می گشتم
خاک ِ پاکی که تو را در بر داشت
آسمان، مرثیه ای نیلی بود
دشت، رنگ غم و خاکستر داشت
تو در اندیشه ی من، چشمه ی جوشان بودی
زیر آن قبه که همچون سر سبز
رُسته بود از وسط گرده ی کوه
در کف آجری سرخ حیاط
که مدام از تب…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
عکسی از سکانس حذف شده مختارنامه
عکس زیر سکانسی حذف شده از مجموعه تلویزیونی مختارنامه است که در واقع قرار بود صحنه شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) را به تصویر بکشد اما در نهایت این سکانس از این مجموعه تاریخی-مذهبی حذف شد.
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...