مرور رده

فرهنگ

با صدای بی صدا؛ برای سیزدهمین سال درگذشت فرهاد مهراد

فرهاد؛ صدایی بی‌صدا در روزهای تلخ زمستان؛ صدایی که نزدیک به نیم قرن در ذهن‌ها باقیمانده و هنوز هم حال و هوای آثارش با هیچ خواننده دیگری قابل مقایسه نیست. این حال و هوای خاص، حاصل سواد آکادمیک یا پیچیدگی موسیقی او نیست؛ آثار فرهاد خالص است و…
ادامه مطلب ...

رفع زحمت، شعری از مریم حیدرزاده

حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم…
ادامه مطلب ...

باز باران بی ترانه؛ شعری از کارو دردریان

باز باران بی ترانه باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه می‌خورد بر مرد تنها می‌چکد بر فرش خانه باز می‌آید صدای چک چک غم باز ماتم من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی‌دانم، نمی‌فهمم کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟ نمی‌فهمم، چرا مردم…
ادامه مطلب ...

تنها، یک عاشقانۀ آرام از جیمز جویس

تو و زرین و خاکستری ماه چادری بر سر شب می کشد، چراغهای ساحل دریاچه خفته پیچکها را نورانی می کنند نی های ناقلا در گوش شب چیزی زمزمه می کنند یک نام، نام او را، و تمام هستی من از شادی سرشار می شود، و از شرم، گیج و سست. James Joys…
ادامه مطلب ...

زندگینامه و عکس های آنا نعمتی

آناهیتا نعمتی، بازیگر سینما و تلویزیون ایران متولد ۲۰ تیر ۱۳۵۶ شاهرود است. او در سال ۱۳۷۵ زندگی هنری خود را آغاز کرد. آناهیتا نعمتی بعد از گذاراندن دوره بازیگری زیر نظر مرحوم حمید سمندریان برای اولین بار در نقش کوتاهی در فیلم «هیوا»…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۹۱: آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او نومید نتوان بود از او…
ادامه مطلب ...

علی طباطبایی، بازیگر جوان «قلب یخی» درگذشت

سیدعلی طباطبایی متولد ۱۳۶۲ و فرزند سید کمال طباطبایی تهیه کننده سینما و تلویزیون یکشنبه شب ۸ شهریور ۱۳۹۴ بر اثر ایست قلبی درگذشت. پررنگترین حضور هنری او مجموعه های "آشپزباشی"، "ترانه مادری"، قلب یخی" و "بچه‌های نسبتا بد" بود.…
ادامه مطلب ...

خدا کند فقط این عشق از سرم برود، شعری از نجمه زارع

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟ چه می‌کنی اگر او را که خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد... رها کنی، برود، از…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۹۰: کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند

کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند قاصد منزل سلمی که سلامت بادش چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند یا رب اندر دل آن خسرو شیرین…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه اینجا چراغی روشن است از علی زوار کعبه

مرد عادت دارد، بعد از شام، برود توی بالکن خانه‌اش و بنشیند. رو‌به‌روی بالکن خانه‌ی مرد، پنجره‌ی اتاقی که پرده‌های قرمزی دارد با چراغی روشن می‌شود. باقی چیزی که می‌بیند، دیوارهای بلند سیمانی و پنجره‌های تاریک‌است. مرد، عادت دارد زل‌بزند به…
ادامه مطلب ...

نگاهی به سریال‌های تلویزیونی از دهه ۶۰ تا دهه ۹۰

سریال‌های بسیاری در سال‌هایی که از انقلاب می‌گذرد روی آنتن تلویزیون رفته است، از «سربداران»، «هزارداستان» و «سلطان و شبان» تا «همسران» و «در پناه تو»، سریال‌های ۹۰ شبی و «شب‌های برره» و «پاورچین» و سریال‌های مناسبتی چون «مرد هزار چهره» و…
ادامه مطلب ...

نگاهی به داستان کوتاه قفس، نوشتۀ صادق چوبک

پس از شهریور ۱۳۲۰ که دیکتاتور (رضا شاه پهلوی) رفته بود، جامعه با بلاتکلیفی، «آزادی» را تجربه می کرد. حاکمیت ضربه های خود را یکی پس از دیگری وارد می کرد و مردم، بی بهره از رهبری آگاه، از حادثه ای به حادثه ی دیگر رانده می شدند، تا عاقبت پس از…
ادامه مطلب ...