مبنای لوسی کودک تایید و تقویت رفتارهای نا مطلوب کودک توسط والدین است

لوسی به آن دسته بدرفتاری کودک گفته می شود که در اثر تایید و توجه والدین در او تثبت یا تقویت شده است. مثل بچه ای که در خانه با وسایل و ابزار آلات خانه که هیچ ربطی به او ندارد، بازی و آنها را خراب می کند و با تایید و خشنودی مادر به آن تشویق می شود و همین رفتار را در جاهای دیگر هم نشان می دهد.

گفتیم مبنای لوسی تایید و تقویت رفتارهای نا مطلوب کودک توسط والدین است، اما این تایید و تقویت همواره هم ممکن است از روی رضایت و تایید باطنی نباشد بلکه شاید مادر به دلیل مشغولیت های زیاد مجبور به تقویت بدرفتاریهای کودک شود. مثل اینکه پول در اختیار کودک بگذارد تا با خرید خوراکی های دلخواه از ایجاد مزاحمت برای مادر بپرهیزد. چنین کودکی در خرج کردن پول و توقعات خود در این زمینه متفاوت با دیگر کودکان رفتار می کند. چنین کودکی هم یک کودک لوس است.

لوس بودن کودکان چیز کم اهمیتی نیست و باید آن را جدی گرفت کودکان لوس مورد محبت دیگران واقع نمی شوند بلکه همواره تحقیر و سرکوب می شوند. بدتر اینکه در پیدا کردن همبازی و دوست نیز مشکل پیدا می کنند.

اغلب لوس بودن کودکان در اثر تفکرات و توقعات نادرست والدین از کودک به وجود می آید. مثلا پدر و مادری که فرزند پسر را بهتر از دختر می دانند، بیشتر مستعد لوس کردن پسر خود هستند تا دیگران. این والدین هرگونه رفتاری که نشانه جنسیت پسر باشد حتی اگر آمیخته با بدرفتاری باشد را تایید و تشویق می کنند. مثلا به او اجازه می دهند نسبت به خواهران خود بزرگی و زورگویی کند. این بدرفتاری تنها، کودک را در خانه دارای امتیازاتی می کند که او را از رشد اخلاقی باز می دارد. اما در اجتماع ضامن بزرگی و تسلط او به دیگران نخواهد بود. بلکه می تواند موجب ضعف او هم باشد.

نشان دادن رفتارهای سنین پایین تر هم می تواند علامت لوسی باشد. یک کودک چهار ساله باید بتواند کلمات را تقریبا درست ادا کند. مگر اینکه به طور طبیعی سیستم تلکم او دچار کندی و تاخیر باشد. لذا اگر یک کودک چهار ساله مانند یک کودک دوساله کلمات را شکسته و ناقص ادا کند لوس شده است. قطعا یکی از بزرگتر های او در صورتی که این طوری حرف بزند او را مورد محبت و توجه قرار می دهد همین توجه و محبتی که می بایست بی قید و شرط باشد، اکنون در صورتی شامل حال کودک می شود که خود را کوچکتر و کودکتر از آنی که هست نشان دهد. این مسئله رشد روانی و شخصیتی کودک را دچار کندی و مشکل می کند.

درمان لوسی
وقتی محبت به طور طبیعی نباشد و یا به حد کفایت و مورد نیاز طفل به او محبت نشود مگر اینکه با کار و عمل خاصی بتواند توجه والدین را جلب کند، زمینه برای لوس شدن به وجود می آید. بدیهی است که برای برطرف کردن این مشکل باید زمینه آن را از بین برد. محبت باید بی حد و مرز و به صورت کاملا طبیعی و بی قید و شرط شامل حال کودک شود نه آنکه اگر پسر خوب یا دختر خوبی بود!

به فرض آنکه راه را اشتباه رفته ایم و کودکمان را لوس بار آورده ایم از هم اکنون می توانیم رویه درست را در پیش بگیریم. به هیچ وجه تنبیه را توصیه نمی کنیم. بلکه وقتی کودک در حال بدرفتاری است نه تنها آن را با توجه و تشویق و … تایید نکنیم، از توجه و محبتی که نشانه تایید رفتار نادرست او باشد باید خودداری کنیم.

می توانیم به محبتمان به او در مواقع معمول بیفزاییم اما به هیچ وجه در حین ارتکاب به عادت بدش نباید روی خوشی نشان بدهیم. بلکه کاملا شفاف و با قاطعیت به او اعلام کنیم که این کار او درست نیست. چنانچه توجهی به خواست شما نکرد لازم است صبر و حوصله نشان دهیم. همانطور که این عادت بد برای او به تدریج ایجاد شده است درمان هم باید به تدریج صورت بگیرد. در حین بدرفتاری محبت را قطع کنید اما به محض ترک بدرفتاری او را مورد محبت قرار دهید تا متوجه خواست شما بشود.

توجه داشته باشید که کودکان به شدت تایید طلبند. از همین ویژگی آنها استفاده کنید تا رفتارشان اصلاح شود. وقتی کار خوبی انجام میدهند تاییدشان کنید تا جایگزینی برای عادت بدشان پیدا کنند. از طرفی محبت خودتان را بی قید و شرط شامل حالشان کنیدبا تا نیازی به توجه طلبی و محبت جویی از طرق دیگر نداشته باشند. اگر عادت ندارید هر از گاهی کودکتان را در آغوش بگیرید و با کلمات محبت آمیز روحشان را شاد کنید و آنها را صمیمانه ببوسید، باید انتظار داشته باشید که کودکانتان برای لوس شدن دنبال بهانه بگردند. اگر محبت به اندازه کافی به کودک برسد، هنگام صبح که کودک از خواب بیدار می شود غرق در محبت والدین خود شود و شب که می خوابد با شنیدن بهترین کلمات بخواب رود کمتر برای لوس شدن زمینه پیدا می کند.لوس شدن در زمینه محبت های شرطی والدین تقویت می شود.

منبع: تبیان

مطالب پیشنهادی

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.