تحلیلی جامعه شناختی بر حضور زنان در بازار کار

زنان شاغلمحمدعلي آذرنيا
تحقيقات اخير نشان مي دهد اگر زنان براي کار خود حقوق دريافت مي کردند، جهان بسيار ثروتمندتر بود. مردان دوست دارند تصور کنند خودشان اداره امور جهان را برعهده دارند. البته آنها با اين اعتقاد در حال فريب دادن خود نيستند. در حوزه سياست، مردان اکثر پست هاي سياسي در دولت ها، مجالس و شوراهاي کشوري را در سر تا سر جهان برعهده دارند. در حوزه اقتصاد نيز، اکثر مديران و روساي شرکت ها در سرتاسر دنيا مرد هستند و بالاترين حقوق ها را دريافت مي کنند، اما نقش زنان در کارهايي که برايشان حقوقي پرداخت نمي شود بسيار بالاتر است، اما واقعيت اين است که وضعيت تا اندازه اي در حال تغيير است. در حال حاضر سهم زنان از نيروي کار در مقايسه با يک سده پيش بسيار زيادتر شده است. در بسياري از کشورها زنان اکثر دانشجويان دانشگاه ها را تشکيل مي دهند، اما هنوز دنيا دنياي مردان است. شکي نيست که اين وضعيت به هدر رفتن انرژي عظيم منجر مي شود. تحقيقات اخير نشان مي دهد اگر زنان در تمام شغل هايي که به آن اشتغال دارند حقوق مناسب و معادل مردان دريافت مي کردند، وضعيت اقتصادهاي جهان بسيار بهتر از حال بود. وضعيت در کشورهاي فقير، بسيار بدتر از کشورهاي ثروتمند است. تحقيق مفصلي که از سوي کميسيون اجتماعي و اقتصادي ملل متحد صورت گرفته نشان مي دهد تبعيض جنسيتي با محروم کردن زنان از فرصت هاي شغلي که تخصص آن را دارند، اما مردان آنها را تصاحب کرده اند، سالانه 47 ميليارد دلار به کشورهاي آسيا-پاسيفيک لطمه وارد مي کند. در اين منطقه ميزان مشارکت و حضور زنان در محيط هاي کاري 30 تا 40 درصد پايين تر از مردان است. همچنين کيفيت پايين آموزش دختران باعث ضرر سالانه 16 تا 30 ميليارد دلاري به اقتصاد اين منطقه مي شود و اين تازه ضررهاي اقتصادي است و درباره وضعيت زنان بايد خشونت عليه آنها و نيز محروميت اين گروه از خدمات بهداشتي و درماني را نيز در نظر گرفت.
واقعيت اين است که در کشورهاي ثروتمند نيز نقش موثر زنان دست کم گرفته مي شود. کوين دالي، اقتصاددان موسسه تحقيقاتي گلدمن ساکس در تازه ترين گزارش تحليلي خود آورده است: “تفاوت ميان نرخ اشتغال زنان و مردان در آمريکا، ژاپن و اروپاي غربي بسيار بالاست. در سوئد تفاوت نرخ اشتغال اين دو گروه جنسيتي کمتر از پنج درصد است، اما در ايالات متحده و بريتانيا، ميزان اشتغال زنان 15 درصد پايين تر از مردان است. در ژاپن، ايتاليا و اسپانيا اين تفاوت بيش از 20 درصد است.”
دالي استدلال مي کند که اگر نرخ اشتغال زنان و مردان يکسان بود به دليل رابطه مستقيم اشتغال و توليد ناخالص داخلي، در اين حالت توليد ناخالص داخلي ايالات متحده 9 درصد، ژاپن 16 درصد و اتحاديه اروپا 13 درصد بالاتر از رقم کنوني بود. البته اين محاسبه تا اندازه اي اغراق آميز است زيرا براي مثال اگر به تمام زنان فرصت کار داده مي شد بسياري از آنها از اشتغال امتناع مي کردند و بسياري نيز شغل هاي نيمه وقت را انتخاب مي کردند. همچنين احتمال کاهش بهره وري نيز وجود داشت. با اين حال شکي نيست که افزايش فرصت هاي شغلي براي زنان به بالا رفتن توليد ناخالص داخلي منجر مي شود. طبق بدبينانه ترين تخمين ها در اين حالت، توليد ناخالص داخلي کشورهاي عضو بلوک يورو به هفت درصد افزايش مي يابد.
البته اقتصاددان ها معتقدند، اشتغال زنان و دريافت حقوق براي کارهايي که انجام مي دهند مطمئنا فوايد بزرگتري نيز دارد. اگر تمام زنان مايل به کار، اشتغال داشته باشند، بسياري از کارهايي که آنها بدون دريافت دستمزد انجام مي دهند – نگهداري از کودکان، نظافت خانه و پختن غذا – بايد به افرادي سپرده شود که براي آن دستمزد مي گيرند. در اين حالت بر ميزان توليد ناخالص داخلي افزوده مي شود و نرخ بيکاري کاهش مي يابد. البته اين رشد چندان چشمگير نخواهد بود. براي مثال در سوئد مراقبت از کودکان پيش دبستاني، 1/2 درصد توليد ناخالص داخلي را تشکيل مي دهد.

زنان واقعا به اشتغال علاقه مندند

اگر زنان به اشتغال تمايلي نداشتند، تمام اين استدلال ها بي معنا بود، اما اکثر زنان مايل به کار هستند اما تنها در صورتي که در زمينه مراقبت از کودک خود از حمايت کافي برخوردار باشند.
دولت ها به ويژه در کشورهاي در حال توسعه در صورتي که يارانه هاي ضروري را براي اين مراقبت ها تامين کنند، شاهد حضور گسترده اين گروه در محيط هاي کاري و رشد اقتصادي حاصل از آن خواهند بود. از سوي ديگر در بسياري از کشورها به خصوص کشورهاي ثروتمند، نانآور دوم خانواده (معمولا زنان) بايد ماليات بر درآمد بالاتري نسبت به مردان پرداخت کنند.
در سوئد که يک استثناست نرخ ماليات بر درآمد زنان و مردان يکسان است. در ايتاليا و اسپانيا نرخ ماليات بر درآمد نان آور دوم خانواده 60 درصد بالاتر از نان آور اول است.
اقتصاددان ايتاليايي معتقدند، صرفا نبايد نرخ ماليات بر درآمد اين دو گروه يکسان شود بلکه به سبب حساسيت زنان به نرخ ماليات و نيز ضرورت حضور آنها در برخي مشاغل خاص، بايد نرخ ماليات بر درآمد اين گروه 32 درصد پايين تر از مردان باشد.
افزايش نرخ اشتغال زنان، مشکلات حاصل از پير شدن جمعيت را کاهش مي دهد. اگر ميزان بالاتري از افراد در محيط کار باشند، نسبت افراد بازنشسته به نيروي در حال کار در اقتصاد کاهش مي يابد. البته آمارها و تحقيقات نشان مي دهد رشد نرخ اشتغال زنان به نرخ زاد و ولد لطمه اي وارد نمي کند و نبايد در اين باره نگران بود در واقع با آنکه در کشورهايي که در آنها تفاوت نرخ اشتغال زنان و مردان کم است، زنان تمايل بيشتري به داشتن فرزند دارند. علت آن است که در کشورهايي که در آنها ماليات بردرآمد نانآور دوم بالاست خانواده نمي تواند کسي را براي نگهداري از کودک خود بيابد، زنها بايد بين کار و فرزند يکي را انتخاب کنند به ويژه اگر درآمدشان کم باشد. در مواردي که ماليات ها پايين است يا گرفتن پرستار براي کودک هزينه اي ندارد، زنان هر دو يعني هم کار و هم فرزند را انتخاب مي کنند.
اقتصاددان ها معتقدند وضعيت به تدريج در حال بهتر شدن است. حتي در ايتاليا و اسپانيا طي يک دهه گذشته نرخ اشتغال به کار زنان به سرعت رشد کرده است. از سال 1995 تاکنون، 2/1 درصد از رشد اقتصادي منطقه يورو و نيمي از افزايش نرخ کلي اشتغال در اين کشورها حاصل کاهش تفاوت نرخ اشتغال به کار زنان و مردان است. اين تاثير مثبت تر از تاثير اصلاحات اقتصادي است که کشورهاي بلوک ياد شده طي اين مدت انجام داده اند. البته نرخ اشتغال زنان در ايالات متحده اخيرا کاهش يافته است که اقتصاددان ها علت اين امر را رکود نسبي اقتصادي اعلام کرده اند.
تحليلگران معتقدند حتي اگر تغييري در سياست هاي دولت ها ايجاد نشود، شکاف شغلي جنسيتي بين زنان و مردان کاهش خواهد يافت. شايد چشمگيرترين تحول در اسپانيا در حال وقوع است. در اين کشور ميزان مشارکت زنان با سنين مختلف در اقتصاد برابر ميزان اشتغال زنان فرانسه و آلمان 15 سال پيش است. هم اکنون دختران اسپانيايي که در دهه سوم عمر خود هستند، در مقايسه با همسن و سال هاي آمريکايي خود شانس بيشتري براي يافتن کار دارند. اگر اين روند تداوم يابد، رشد اقتصادي اسپانيا سالانه نيم درصد بيشتر افزايش خواهد يافت.
تحقيقات حاکي است در ژاپن و ايتاليا، احتمال تغيير مثبت در وضعيت زنان بيشتر از ديگر کشورهاست و به همين دليل اقتصاد اين دو کشور طي چند سال آينده از ثمرات رشد اشتغال زنان بهره مند خواهد شد. در ژاپن اگر سرعت تغيير سياست ها کافي باشد، اقتصاد آن سالانه نيم درصد بيشتر رشد خواهد داشت. اقتصاددان ها متفق القول هستند که حضور مناسب زنان در بازار کار نقش موثري در رشد اقتصاد همه کشورها خواهد داشت; البته دولت ها بايد ابتدا زمينه هاي اين حضور را فراهم کنند.
آمارهاي سال 2005 نشان مي دهد تفاوت نرخ اشتغال مردان و زنان در کشورهاي اسپانيا، ايتاليا، ژاپن، ايالات متحده و بريتانيا به ترتيب 28 درصد، 24 درصد، 22 درصد، 23 درصد و 12 درصد است. نکته اميدوارکننده اينکه تقريبا در تمام اين کشورها، حرکت هايي به سوي فراهم کردن زمينه حضور موثر زنان در مشاغل صورت گرفته است.

منبع: اکونوميست

مطالب پیشنهادی

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.