مرور رده
ادبیات
جراحت عشق، شعری از چارلز بوکوفسکی
دختر تیره پوست با چشمانی مهربان
وقتی زمان خنجر زدن میرسد
من عقب نمیکشم
من ملامتت نمیکنم
همانطور که در امتداد ساحل میرانم
همانطور که نخلها در هوا تاب میخورند
نخلهای بیقواره زمخت
در حالیکه زندگی در نمیرسد
در حالیکه مرگ…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
اگر بتوانم یکبار دیگر زندگی کنم، شعری از خورخه لوئیس بورخس
اگر بتوانم یکبار دیگر زندگی کنم
اگر بتوانم یکبار دیگر زندگی کنم
میکوشم بیشتر اشتباه کنم
نمیکوشم بینقص باشم
راحتتر خواهم بود
سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم
در واقع، چیزهای کوچک را جدیتر میگیرم
کمتر بهداشتی خواهم زیست…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
رویای هر کودک صلح است، شعری از یانیس ریتسوس
رویای هر کودک صلح است
رویای هر مادر صلح است
کلام عشقی که بر زیر درختان می تراود
صلح است.
پدری که در غبار
با تبسمی در چشم هایش
با سبدی میوه در دست هایش
با قطرات عرق بر جبینش
که چون ترمه ای بر طاقچه خشک میشود
باز گردد
صلح است.
آن…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
به محبوبم در آغاز سال؛ شعری از نزار قبانی
«به محبوبم؛ در آغاز سال»
دوست داشتنت را از سالی به سال دیگر منتقل میکنم
همانند دانشآموزی که تکالیف مدرسهاش را به دفتر جدیدش انتقال میدهد!
صدایت را! شمیمت! نامههایت! شماره تلفنت و صندوق پستیات را! منتقل میکنم-
-در کمد سال جدید…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
تصویر مرد دیدگانی دارد، شعری از فریدریش هولدرلین
هنگامی که مردی در آینه مینگرد
و تصویرش را آنجا میبیند، همان گونه که در نگارهای؛
انگار آن مرد، خود، همانست.
تصویر مرد دیدگانی دارد،
و ماه، از سوی دیگر، روشنایی.
ادیپوس شهریار گویا چشمی اضافی دارد.
مرارتهای این انسان، وصفناپذیر به…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
سخن من نه از درد ایشان بود، شعری از احمد شاملو
برویم ای یار، ای یگانهی من!
دست مرا بگیر!
سخن من نه از درد ایشان بود،
خود از دردی بود
که ایشانند!
اینان دردند و بودِ خود را
نیازمند جراحات به چرکاندر نشستهاند.
و چنین است
که چون با زخم و فساد و سیاهی به جنگ برخیزی
کمر به کینات…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
یک هدیه برای تولد، شعری از سیلویا پلات
چه چیز است در پس این حجاب؟
آیا زشت است؟ آیا زیباست؟
سوسو می زند
روشن وخاموش می شود
آیا سینه دارد؟ آیا کنار دارد؟
یقین دارم که بی همتاست
یقین دارم همان چیزیست که میخواهم
وقتی که خاموشم در پخت و پز
احساس می کنم نگاه می کند
احساس می…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
بدری تندری، شاعر آزادیخواه عصر قاجار
بدری تندری (فانی)، زن شاعر و روشنفکر و مشروطه خواه دوران قاجار بود. بدر الملوک کاشفی فرزند حسینعلی کاشفی هستند اما پس از ازدواج با صمصام السلطان یا محمود تندری شاعر، نام خانوادگی خود را از کاشفی به تندری و نام خود را مخفف و به بدری تغییر…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
لالایی کودکانه لری در لرستان
لالایی ها نواهای عاشقانه ای هستند که با کند و کاو در مضامین آنها می توان نگرش هر قوم را نسبت به فرزند و جنسیت او دریافت هر چند برخی لالایی ها علاوه بر انعکاس حالات درونی مادران، به شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خانواده ها نیز پرداخته اند،…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
اکنون بیا با هم آرزو کنیم، شعری از پابلو نرودا
اگر عشق
تنها اگر عشق
طعم خود را دوباره در من منتشر کند
بی بهاری که تو باشی
حتی لحظه ای ادامه نخواهم داد
منی که تا دست هایم را به اندوه فروختم
آه عشق من
اکنون مرا با بوسه هایت ترک کن
و با گیسوانت تمامی درها را ببند
برای دستانت…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
در من دختری را غرق کرده است، شعری از سیلویا پلات
نقره ام، دقیقم، بی هیچ نقش پیشین
هرچه میبینم بی درنگ میبلعم
همان گونه که هست، نیالوده به عشق یا نفرت
بیرحم نیستم، فقط راستگو هستم
چشمان خدایی کوچک، چهار گوشه
اغلب به دیوار رو به رو میاندیشم
صورتی ست و لکه دار
آنقدر به آن نگاه…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
زندگی تلخ است ژولیو، شعری از یانیس ریتسوس
زندگی تلخ است ژولیو
و من نمیتوانم آواز بخوانم
هنگامی که در پس پنجره ی تنگ زندان
در پس گوش های آهنین
چهره های مبارزان فشرده است
در حال نگریستن به جاده با اندکی درختچه های غبار گرفته ی فلفل
در حال گوش دادن
به صدای کودکی در بیرون…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...