آویل راهب نوستراداموس روسی

نشریه ی “روسیه کهن” چاپ سن پترزبورگ در سال ۱۸۷۵ میلادی اقدام به انتشار مقاله ای درباره ی راهب پیشگو و آینه بینی با نام “آویل” نمود. این انسان منحصر بفرد به طرز عجیب و اسرارآمیزی می توانست آینده را به درستی پیش بینی کند.

نوستراداموس روسی

نشریه ی “روسیه کهن” چاپ سن پترزبورگ در سال ۱۸۷۵ میلادی اقدام به انتشار مقاله ای درباره ی راهب پیشگو و آینه بینی با نام “آویل” نمود. این انسان منحصر بفرد به طرز عجیب و اسرارآمیزی می توانست آینده را به درستی پیش بینی کند. وی نیز همچون پیشگوی بزرگ فرانسوی قرون وسطی یعنی آقای “ناسترداموس” چند کتاب در مورد پیشگویی های خود نوشت. آقای آویل توانست زمان و نحوه ی مرگ ۲ تزار روسیه “کاترین دوم” و “پاول یکم”، حمله ی فرانسه به روسیه در سال ۱۸۱۲ و آتش سوزی مسکو را در زمان درگیری با ناپلئون پیشگویی کند. وی در طول زندگی خود به خاطر پیشگوی هایش بارها به زندان افتاد.
نشریه ی “روسیه کهن” درباره ی آقای آویل می نویسد:
” نام واقعی او “واسیلی واسیلیف” می باشد. او در سال ۱۷۵۷ میلادی در توابع شهر تولای روسیه چشم به جهان گشود. هیچ گونه اطلاعات قابل توجهی در بیوگرافی وی تا قبل از ۲۸ سالگی دیده نمی شود. او یک نجار ساده بود که پس از ازدواج، صاحب ۳ فرزند شد. در سال ۱۷۸۵ بود که واسیلی به یکباره خانه و خانواده ی خود را ترک نمود و به صومعه و راهب خانه ای در شمال روسیه واقع در جزیره ی “والاآم” سفر کرد و همانجا سکنی گزید. بدین ترتیب بود که “واسیلی کشاورز” به “آویل راهب” تبدیل شد.”
وی یک سال و دور از دیگر راهب های آن صومعه در خانه ای در جنگل سکنی گزید. وی در تمام این مدت به شدت پرهیز غذایی را رعایت نموده و دعا و نیایش می کرد. گفته می شود که او در آن زمان بود که توانست قدرت پیشگویی خود را به دست بیاورد. سپس سفر خود را به سرزمین های روسیه آغاز نمود. وی بعد از گذشت چند سال و پس از ورود به یکی از صومعه های شهر “یارسلاول”، نخستین کتاب پیشگوی های خود را نوشت. آویل در گفتگویی با راهب بزرگ صومعه ی یارسلاول به وی گفت:
“تزار کاترین دوم در روز ۶ نوامبر ۱۷۹۶ میلادی چشم از جهان فرو خواهد بست.”
راهب بزرگ صومعه به محض شنیدن سخنان آویل، به سرعت به پیش فرماندار شهر رفت و همه چیز منجمله سخنان تند و گزاف وی در مورد مرگ کاترین کبیر را برای او بازگو نمود. بدین ترتیب به دستور فرماندار، آوریل را بازداشت کردند و به پایتخت امپراتوری روسیه یعنی شهر سن پترزبورگ فرستادند. در پایتخت وی را بلافاصله روانه ی زندان نمودند ولی دیری نپایید که او از حبس آزاد شد. پیشگویی های آویل در مورد مرگ تزار کاترین کبیر، با جزئیات کامل به حقیقت پیوست. پس از مرگ کاترین کبیر، “تزار پاول” به تخت پادشاهی نشست. تزار جدید که علاقه ی زیادی به عرفان و پیشگویی داشت، بلافاصله دستور آزادی آویل راهب را از زندان صادر نمود.
آویل راهب در ابتدا مدتی در سن پترزبورگ زندگی کرد و سپس به مسکو سفر کرد و در این مدت، آینده ی همه ی انسان های مشتاق و علاقمند را پیشگویی می نمود. مدتی نگذشت که او کتاب دیگری را نوشت و در آن، تاریخ دقیق و نحوه ی مرگ تزار پاول را نیز بدین ترتیب که “او در طوطئه ای توسط نزدیکانش و افراد خودی، خفه خواهد شد” پیشگویی نمود. آویل تاکید داشت که تزار پاول به تعداد حرف هایی که بر روی سردر محل استقرار تزار در “کاخ میخائیل” نوشته شده است، زندگی خواهد نمود. به خاطر این گستاخی، با دیگر آقای آویل را بازداشت نموده و به زندان انداختند. در روز ۱۲ مارس ۱۸۰۱ میلادی، حرکت و شورشی در دربار اتفاق افتاد و تزار پاول توسط طوطئه ی نزدیکانش در سن ۴۷ سالگی، خفه شد و این جهان را ترک نمود. جالب اینجاست که پس از این حادثه معلوم شد که تعداد حرف های حک شده در بالای دروازه های کاخ میخائیل نیز درست ۴۷ حرف بوده است. بازهم آویل درست و دقیق پیشگویی نمود.
به دستور فرمانروای جدید “تزار آلکساندر یکم”، راهب نگران و خسته را به صومعه ای در شهر دورافتاده ی “سالاوتسکی” و به مجازات حبس ابد محکوم کردند. در زمان حبس، راهب آهنین توانست یک کتاب دیگر درباره ی پیشگوی های خودش بنویسد. در این کتاب او به موارد مهمی همچون نبرد بزرگ روسیه با فرانسه و آتش سوزی وسیع مسکو اشاره نمود. پیشگویی های جدید آقای آویل را به سمع و نظر تزار رسانیدند. تزار در پاسخ تنها لبخد ملیحی زد و حرف های او را جدی نگرفت. مدتی نگذشت که سپاهیان ارتش فرانسه به فرماندهی “ناپلئون بناپارت” به روسیه حمله کرده و پس از اشغال شهر، آنرا به آتش کشیدند. در آن زمان بود که تزار آلکساندر به یاد پیشگویی های آویل راهب افتاد و به وی اجازه داد تا صومعه را ترک کند.
آویل راهب پس از آزادی، این بار سفرهای خود را به شهرها و کشورهای مختلف دنیا ادامه داد. او سفرهایی به صومعه های ارتدوکس شهرهای آتن، استامبول و اورشلیم(بیت المقدس) داشت و پس از مدتی به روسیه بازگشت. در روسیه او پیشگویی و پیش بینی هایش را ادامه داد. در آن زمان، تاج و تخت از “تزار آلکساندر یکم” به “نیکولای یکم” رسیده بود. تزار نیکولای در سال ۱۸۲۶ تصمیم گرفت که با جدیت تمام، حساب آویل پیشگو را برسد. این بار آویل راهب را به صومعه ای در شهر سوزدال تبعید کردند. این شهر، آخرین محل زندگی این انسان خارق العاده بود. سرانجان آویل در سال ۱۸۳۱ میلادی چشم از جهان فروبست. متاسفانه هیچکدام از کتاب های وی حفظ نشده و هرآنچه که درباره ی “ناسترداموس روسی” به گوش می رسد، در روایت ها از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است.

که بود آویل؟ چه شد آویل؟
اکنون به مهمترین قضیه ی این داستان برخورد می کنیم. به غیر از مطالبی که در مقاله ی مربوط به آقای آویل در نشریه ی “روسیه کهن” به چاپ رسیده است، تاریخدانان هیچ اطلاعات دیگری از این شخصیت اسرارآمیز در اختیار ندارند. سوال پیش می آید که آیا آقای آویل اصلا وجود داشته است یا خیر؟ شاید اینها همه افسانه بوده و کسی با این نام هرگز به دنیا نیامده است.
در هر صورت، داستان آقای آویل ادامه پیدا کرد. روز به روز در نشریات مختلف، مقاله های بیشتری از پیشگویی های راهب اسرارآمیز به چاپ رسید. مدتی پیش معلوم شد که او توانسته بود انقلاب اکتبر روسیه در سال ۱۹۱۷، جنگ جهانی اول و حتی جنگ جهانی دوم را نیز پیشگویی کند. روایت ها همچنان یکی پس از دیگری ادامه داشتند و داستان ها به حدی رسید که امروزه دیگر تشخیص راست از دروغ، غیر ممکن شده است. احتمال هم دارد که همه ی این روایت ها از حقیقت به دور باشند.
روایت ها و داستان های اسرارآمیز درباره ی پیشگویی های آقای آویل تا به امروز ادامه دارد. گفته می شود که او در یکی از کتابهایش درباره ی آخرالزمان و پایان حیات دنیا پیشگویی کرده است و این کتاب در جایی به دور از دسترس انسانها مخفی شده است. به نظر می رسد که ندانستن زمان وقوع این واقعه به نفع همه است.

مطالب پیشنهادی

نظرتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما نزد مامحفوظ است و منتشر نمی شود.