مرور رده

فرهنگ

داستان کوتاه خوشحالی نوشتۀ آنتوان چخوف

آنتوان چخوف با اینکه ۴۴ سال بیشتر عمر نکرد اما یکی از تاثیرگذارترین داستان‌ کوتاه‌نویسان چهان ادبیات محسوب می‌شود. او باوجود مشغله زیاد پزشکی و عمر کوتاه بیش از ۷۰۰ اثر ادبی در زمینه داستان کوتاه و نمایشنامه دارد. سبک نویسندگی چخوف…
ادامه مطلب ...

نیمه عریان شعری از ای ای کامینگز

احساس کردن مقدمه است و آن کس که به صرف و نحو اشیا التفاتی کند هرگز به‌تمامی تو را نخواهد بوسید؛ باید سراپا جنون بود هنگام که بهار در بطن جهان است خون من برهانی است قاطع و سوگند به همه‌ی گل‌ها که بانو! بوسه‌ها تقدیری نیکوترند…
ادامه مطلب ...

من عاقبت از اینجا خواهم رفت شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی

من عاقبت از اینجا خواهم رفت پروانه ای که با شب می رفت این فال را برای دلم دید دیری است مثل ستاره ها چمدانم را از شوق ماهیان و تنهایی خودم پر کرده ام ولی مهلت نمی دهند که مثل کبوتری در شرم صبح پر بگشایم با یک سبد ترانه و لبخند…
ادامه مطلب ...

خرده عشقی از آن ما خواهد بود شعری از کارل سندبرگ

آی آی شما اربابانی که نشسته‌اید و جهان را دستور می‌دهید مرا گرسنگی و رنج و تنگدستی عطا کنید مطرود شرمسار و خائب از دروازه های نام و نان کنید در حضیض و ذلت نیاز؛ اما خرده عشقی صدایی یا که دستی باقی بگذارید که سخن بگویدم در انتهای…
ادامه مطلب ...

ترس شعری از ریموند کارور

ترس از ماشین پلیس و توقیف در مسیر ترس از به خواب رفتن در شب ترس از به خواب نرفتن ترس از گذشته‌ی بازگشته ترس از این ­دَمی که پر می‌گیرد ترس از تلفنی که نیمه شب زنگ می‌خورد ترس از صاعقه‌ها ترس از نظافتچی با لکه ای بر گونه‌­اش ترس از…
ادامه مطلب ...

می‌پرسد از من کیستی شعری از محمدعلی بهمنی

می پرسد از من کسیتی ؟ می گویمش اما نمی داند این چهره ی گم گشته در آیینه خود را نمی داند می خواهد از من فاش سازم خویش را باور نمی دارد آیینه در تکرار پاسخ های خود حاشا نمی داند می گویمش گم گشته ای هستم که در این دور بی مقصد کاری بجز…
ادامه مطلب ...

دنبال پنجره می‌گردم شعری از کنستانتین کاوافی

در این حجره‌های تاریک روزهایم چه خالی چه ملال بی‌قرار پیش و پس می‌روم و دنبال پنجره می‌گردم گشایشی است اگر بشود یکی باز کنم پنجره‌یی نیست یا من نمی‌یابم بهتر که نیست از کجا که نور دردسر دیگری نشود کی می‌داند نور چه چیزها را روشن کند؟…
ادامه مطلب ...

بهترین انیمیشن‌های جهان

دیدن انیمیشن و کارتون نه تنها برای کودکان جذاب بوده بلکه یکی از متنوع‌ترین سرگرمی‌های بزرگسالان در همه جای جهان نیز می‌باشد. هنوز هم برای یک تجربه لذت بخش دیر نیست زیرا بسیاری از ما امکان درک چنین تجربه خوشایند و نابی را در دوران کودکی به…
ادامه مطلب ...

ارواح حیوانات مرده شعری از چارلز بوکوفسکی

در کنار کشتارگاه، مشروب فروشی‌ای بود که من آنجا می‌نشستم و غروب آفتاب را از پنجره‌اش نگاه می‌کردم، پنجره‌ای که مشرف بود به محوطه‌ای پر از علف‌های خشک بلند. من هیچ‌گاه بعد از کار همراه بقیه در کارخانه حمام نمی‌کردم برای همین بوی عرق…
ادامه مطلب ...

میهنم را دوست دارم شعری از ناظم حکمت

بر درختانِ چناراش تاب خوردم، در زندان‌هایش خوابیدم هیچ چیز نمی‌تواند احساسِ فلاکت و نکبت مرا بکاهد جز ترانه‌ها و توتونِ مملکت‌ام میهنم: شیخ بدرالدین، سینان، یونس امره و ذکریا، گنبدهای سُربی و دودکش کارخانه‌هایش، جایی که من خویش تنِ…
ادامه مطلب ...

آواز عاشقانه‌ دختر دیوانه شعری از سیلویا پلات

چشم‌هایم را می‌بندم و تمام جهان می‌میرد پلک می‌گشایم و همه چیز از نو زاده می‌شود به گمانم تو را در ذهنم ساخته‌ام ستاره‌ها رقصان با جامه‌های آبی و سرخ بیرون می‌زنند و سیاهی مطلق چهار نعل درون‌شان می‌تازد چشم‌هایم را می‌بندم و تمام جهان…
ادامه مطلب ...

نمی‌دانم چه کسی صاحب من است شعری از شیرکو بیکس

نمی‌دانم چه کسی صاحب من است؟ کدام خدا صاحب من است؟ کدام شیطان؟ نمی‌دانم چه کسی حامی من است؟ نه آسمان به دادم می‌رسد نه دنیا نه قانون نه ناقوس کلیسا و نه مناره مسجدها نمی‌دانم آخر من به که و به چه سوگند یاد کنم نمی‌دانم چه کسی…
ادامه مطلب ...