مرور رده

شعر

شاعر جهالت شعری از ان سکستون

شاید که زمین معلق است در هوا، نمی‌دانم من. شاید ستاره‌ها برش‌های کاغذی کوچکی هستند که قیچی غول پیکری بریده باشدشان، نمی‌دانم من. شاید که ماه اشکی ست در آسمان، نمی‌دانم من. و شاید خداوند آوایی‌ست ژرف، که ناشنوایی شنیده باشدش، من…
ادامه مطلب ...

سرود عشق شعری از هرمان هسه

من گَوزنم تو آهو پرنده تو و درخت من تو آفتاب و من برف تو روز هستی و من رویا شب‌ها از دهان خفته‌ام پرنده‌ای طلایی پر می‌کشد به سوی تو صدایش روشن است بال‌هایش رنگی سرودِ عشق می‌خواند برای تو سرود مرا هرمان هسه ترجمه از مصطفی…
ادامه مطلب ...

تنهایی شعری از دریتا کومو

تنهایی تلفنی‌ست که زنگ می‌زند مدام صدای غریبه‌ای‌ست که سراغ دیگری را می‌گیرد از من یک‌شنبه‌ی سوت‌وکوری‌ست که آسمان ابری‌اش ذرّه‌ای آفتاب ندارد حرف‌های بی‌ربطی‌ست که سر می‌برد حوصله‌ام را تنهایی زل‌زدن از پشت شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد…
ادامه مطلب ...

پرنده یخ پر ریخته است شعری از رزه آوسلندر

پرنده یخ پر ریخته است نسیم جان‌بخش پرندگان نوشکفته را با خود می‌آورد در خاطر ما گل‌ها همه با هم به خواب زمستانی رفته بودند حالا اما بیدار می‌شوند و ما باغیم در جهانی که چشم باز می‌کند در قراری سبز بین گل و درخت قلب یاس ما…
ادامه مطلب ...

آیه‌های زمینی شعری از فروغ فرخزاد

آنگاه خورشید سرد شد و برکت از زمین‌ها رفت و سبزه‌ها به صحراها خشکیدند و ماهیان به دریاها خشکیدند و خاک مردگانش را زان پس به خود نپذیرفت شب در تمام پنجره‌های پریده رنگ مانند یک تصور مشکوک پیوسته در تراکم و طغیان بود و راه‌ها…
ادامه مطلب ...

واقعا دوستت دارم شعری از سوزان پولیس شوتز

واقعا دوستت دارم گرچه شاید گاهی چنین به نظر نرسد گاه شاید به نظر رسد که عاشق تو نیستم گاه شاید به نظر رسد که حتی دوستت هم ندارم ولی درست در همین زمان هاست که باید بیش از همیشه مرا درک کنی چون در همین زمان هاست که بیش از همیشه…
ادامه مطلب ...

شعر برف نو سلام از احمد شاملو

برف نو! برف نو! سلام! سلام! بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام پاکی آوردی ای امید سپید همه آلودگی‌ست این ایام راه شومی‌ست می‌زند مطرب تلخواری‌است می‌چکد در جام اشکواری‌ست می‌کشد لبخند ننگواری‌ست می‌تراشد نام شنبه چون جمعه، پار چون پیرار…
ادامه مطلب ...

هوای عشق بارانی است شعری از ریچارد براتیگان

نمی‌دانم این چه حسی است، تا می‌آیم دختری را بسیار دوست داشته باشم به خود شک می‌کنم و این موضوع عصبانیم می‌کند. درستش را نمی‌گویم شاید هم دارم شروع می‌کنم به امتحان کردن ارزیابی کردن، و محاسبه کردن چیزی که می‌گویم. وقتی می‌گویم: «…
ادامه مطلب ...

مرا هزار امید است و هر هزار تویی شعری از سیمین بهبهانی

مرا هزار امید است و هر هزار تویی! شروع شادی و پایان انتظار تویی بهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشت چه بود غیر خزان‌ها اگر بهار تویی دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی شهاب زودگذر لحظه‌های…
ادامه مطلب ...

شعر برف از مهدی اخوان ثالث

شعر برف اخوان ثالث یکی از زیباترین اشعار عاشقانه و اشعار غمگین مهدی اخوان ثالث است. م امید در شعر برف یاس و عشق را به زیبایی به تصویر کشیده است. پاسی از شب رفته بود و برف می بارید، چون پرافشان پری های هزار افسانه از یادها رفته. باد چونان…
ادامه مطلب ...

دنیای رویای من شعری از لنگستون هیوز

من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن هیچ انسانی انسان دیگر را خوار نمی‌شمارد زمین از عشق و دوستی سرشار است و صلح و آرامش، گذرگاه‌هایش را می‌آراید. من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن همه‌گان راه گرامی ِ آزادی را می‌شناسند…
ادامه مطلب ...