مرور رده

فرهنگ

سرود نان، شعری از سیمین بهبهانی

مطرب دوره گرد باز آمد نغمه زد ساز نغمه پردازش سوز آوازه خوان دف در دست شد هماهنگ ناله سازش ای کوبان و دست افشان شد دلقک جامه سرخ چهره سیاه شیزی ز جمع بستاند سر خویش بر گرفت کلاه گرم شد با ادا و شوخی ی او رامشگران بازاری چشمکی زد…
ادامه مطلب ...

غزل شماره ۱۹۶: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنند معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد هر کس حکایتی به تصور چرا کنند چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست…
ادامه مطلب ...

هما روستا، بازیگر سینما همزمان با روز تولدش در آمریکا درگذشت

«هما روستا» بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، چهارم مهرماه همزمان با سالروز تولدش درگذشت. هما روستا در واپسین سال‌های عمرش با سرطان کبد مبارزه می‌کرد و برای ادامه درمان به لس آنجلس آمریکا رفته بود ولی متاسفانه درمان سرطانش بی نتیجه…
ادامه مطلب ...

گزارش از موزه لئوناردو داوینچى در فلورانس

این شاید عجیب‌ترین موزه یک نقاش در سراسر دنیا باشد؛ موزه لئوناردو داوینچى در زادگاهش فلورانس. وقتى در مرکزى‌ترین خیابان فلورانس، ویا دل سروی، درست روبروى دوموى زیباى این شهر وارد موزه مى‌شوید بیش از آنکه نقاشى ببینید ابزار و تجهیزات عجیب…
ادامه مطلب ...

آشنایی با زندگی روتین و مجردی مهرانه مهین ترابی

مهرانه مهین ترابی از سال ۱۳۴۶ در کرج است. لیسانس بازیگری و کارگردانی خود را از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گرفته است. سال هاست که تنها زندگی می کند اما خیلی از کارها مثل ورزش و خرید را دوست ندارد تنهایی انجام دهد. با بازی در تئاتر…
ادامه مطلب ...

زمانی که سلطان بودم؛ داستان کوتاهی از وحید رهجو

به عکس روی دیوار خیره شد. تصویر رینگ بوکسی که یک طرفش، پیروزی یک مرد و در طرف مقابل، بر زمین خوردن دیگری را حکایت می‌کرد. بوکسوری که تلو تلو می‌رفت و با نگاهی بی‌رمق به مشتهای بوکسور پیروز، منتظر خوردن ضربه نهایی بود. تصویر در ذهنش، با…
ادامه مطلب ...

ترانه‌ای کوچک‌تر از دست‌های تو… احمد شاملو

نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه به خاطر سایه‌ی بام کوچکش به خاطر ترانه‌ای کوچک‌تر از دست‌های تو نه به خاطر جنگل‌ها، نه به خاطر دریا به خاطر یک برگ به خاطر یک قطره روشن‌تر از چشم‌های تو نه به خاطر دیوارها ــ به خاطر یک چپر نه…
ادامه مطلب ...

شعر زیبای آهو، سرودۀ محمدعلی سپانلو

این عینک سیاهت را بردار دلبرم این جا کسی تو را نمی شناسد هر شب شب تولد توست و چشم روشنی هیجان است در چشم های ما از ژرفنای آینه ی روبه رو خورشید کوچکی را انتخاب کن و حلقه کن به انگشتت یا نیمتاج روی موی سیاهت فرقی نمی کند، در هر حال…
ادامه مطلب ...

شعر سپید وسوسه سرودۀ آرزو نوری

جهان پشت سرم می­ ماند از اتفاقاتی که نیفتاده صداهایی که نشنیده‌ام من پر از وسوسه‌ام چیدن این همه سیب خواندن این همه شعر رفتن روی طناب بدون این که بیافتم بدون این که بترسم. آرزو نوری
ادامه مطلب ...

لیلی تقی‌پور بانوی نقاش

لیلی تقی‌پور لقب و عنوان یکی از پیشگامان هنر معاصر ایران را دارد. زنی که در نقاشی و تصویر‌سازی کتاب‌های کودکان چیره دست و یکی از نوگراترین زنان نقاش کشور، بود. او که در سال ۱۲۹۹ در مشهد به دنیا آمد، استعداد نقاشی را از مادر و خاله‌اش به…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه زرد، سبز، قرمز نوشتۀ سپیده رشنو

توی میدان نشسته بود و سبیلهای جو گندمی‌اش از سرما یخ زده بود. پلاستیک پر از آب دستش و سیب زردی توی پلاستیک. دو مرد آمدند و کنارش نشستند. یکیشان که سیب سبزی توی دستش بود، سیب را انداخت توی پلاستیک و گفت: «امروز هم خبری از کار نیست» و نشست…
ادامه مطلب ...

عدالت، داستان کوتاهی از جبران خلیل جبران

یک شب که ضیافتی در کاخ برپا بود مردی آمد و خود را در برابر امیر به خاک انداخت و همه مهمانان او را نگریستند و دیدند که یکی از چشمانش بیرون آمده و از چشم‮خانه خالی‮ اش خون می‮ریزد. امیر از او پرسید «چه بر سرت آمده؟» مرد در پاسخ گفت: «ای امیر،…
ادامه مطلب ...