مرور رده

فرهنگ

انواع نماها از لحاظ کادر در سینما

۱- ﮐﻠﻮﺯ ﺁﭖ ‏(ﻧﻤﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮﯼ ﺩﺭﺷﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ‏) ﻣﺜﻼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯﺷﺎﻧﻪ ﺗﺎ ﻧﻮﮎ ﺳﺮ. ۲- ﻣﺪﯾﻮﻡ ﺷﺎﺕ ‏(ﻧﻤﺎﯼ ﻣﺘﻮﺳﻂ ) ﻣﺜﻼ ﻧﻤﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﻤﺮ ﺗﺎ ﻧﻮﮎ ﺳﺮ. ۳- ﻻﻧﮓ ﺷﺎﺕ‏ (ﯾﺎ ﻧﻤﺎﯼ ﺑﺎﺯ ﯾﺎ ﻧﻤﺎﯼ ﺩﻭﺭ) ﻣﺜﻼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻗﺪ ﺑﻬﻤﺮﺍﻩ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﯿﻂ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺁﻥ. ۴-…
ادامه مطلب ...

سکانس های به یادماندنی سینمای ایران پس از انقلاب

سینمای ایران پس از انقلاب کم صحنه، قاب و عکس ماندگار ندارد؛ لحظاتی که شناسنامه و هویت فیلم‌های خود بود و تماشاگر با دیدن تصاویر آنها به صورت مجزا بلافاصله یاد کل اثر می‌افتد. فیلم‌های شاخص و ماندگار را یا با تصاویر و قاب‌های درخشان‌شان…
ادامه مطلب ...

با خون شعرهایم؛ فریدون مشیری

با دیدگان بسته، در تیرگی رهایم ای همرهان کجایید؟ ای مردمان کجایم؟ پر کرد سینه‌ام را فریاد بی شکیبم با من سخن بگویید ای خلق، با شمایم! شب را بدین سیاهی، کی دیده مرغ و ماهی ای بغض بی‌گناهی بشکن به های‌هایم سرگشته در بیابان،…
ادامه مطلب ...

شعر ماه و پلنگ سرودۀ مهناز ریحانی

همه شب دراوج عشق ونیاز ماه شعرهای مرد شعور پنجه های پلنگ میبوسد بر فراز کوه،اما دور ماه در حسرت وصال اما درنگاه فلک درخشان است ناگزیر از هجوم رنج مدام جامه بر تنش فروزان است آسمان بغل گرفته به ناز دلبری کند به چهره ی شب…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه «رکَب» نوشته فرزانه رازی

نمیتوانستم باور کنم که یک شبه، بی آنکه شوهر کرده باشم، مادر شده ام! حقیقتی بس سنگین بود و شانه های ۱۹ ساله من در برابر این واقعیت، ضعیف ترین حالت ممکن داشت. به هر روی، آبِ ریخته، ماحصل کاسه ای بود که از سلامت کامل برخوردار نبود! لعنت های…
ادامه مطلب ...

شب گریه، شعر عاشقانه ای از شقایق بنی‌اسدی

وقتی که حرف مردمان چون نیش در تن میرود وقتی که در شبهای تار صبر از سکوتم میرود وقتی که در دل مرهمی از بهر زخم کهنه نیست وقتی که در این واژه ها معنای ناله تازه نیست گویم به چشم خسته ام تا نور نیست اشکی بریز شاید که این شب گریه ها غم…
ادامه مطلب ...

چهره مهتاب، غزلی عاشقانه از سمیه مهوری

ماهِ روی تو که بر چهره ی مهتــاب نشست عشق همراهِ غــزل بر دلِ بی تـــاب نشست عشق چون زد به دلم، آینه و جام شکســت مشق عشق تو همان لحظه به مضراب نشست دلِ وامانــده ی من در گــذرِ آب نشســت پرِ پــرواز شد و گوشه ی محراب نشست سیل…
ادامه مطلب ...

رقاصه؛ شعری از سیمین بهبهانی

در دل میخانه سخت ولوله افتاد دختر رقاص تا به رقص در آمد گیسوی زرین فشاند و دامن پر چین از دل مستان ز شوق، نعره برآمد نغمه ی موسیقی و به هم زدن جام قهقهه و نعره در فضا به هم آمیخت پیچ وخم آن تن لطیف پر از موج آتش شوقی در آن گروه…
ادامه مطلب ...

مایا درن، بانوی سینمای تجربی

مایا درن، یکی از بنیانگذاران و برجسته ترین چهره‌های جنبش آوانگار سینمای آمریکا بود که در ۱۹۱۷ در شهر کیف (پایتخت جمهوری اوکراین) متولد شد. پدرش روانپزشک بود. در ۱۹۲۲ خانواده اش به آمریکا مهاجرت کردند و در نیویورک مستقر شدند. مایا در ۱۹۳۸…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه «انتخواب» نوشتۀ علی زوار کعبه

مردی عاشقِ تخت‌خواب‌ اش بود. شب‌ها که روی آن می‌‌خوابید، مطمئن می‌شد، حاضر نیست با هیچ‌ کس تقسیم ‌اش ‌کند. تخت‌خواب را از یک سمساری خریده‌ بود. سمسار گفته ‌بود: «این عتیقه است؛ آقا. یه تخت‌خواب راحت و عالی که فقط می‌‌شه توش رویا دید.» روی…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه چشم‌های سبز؛ نوشته عابدین زارع

تا زن نگیری صاحب زندگی نمی‌شی. این را خاله ام می‌گوید. هروقت می‌بیندم امان نمی‌دهد. فرقی نمی‌کند تنها باشم یا توی جمع، زل می‌زند توی چشمام و با تحکّم انگشت اشاره اش را توی هوا تکان می‌دهد و می‌گوید: « زن و زندگی، تا زن نگیری...» من هم که…
ادامه مطلب ...

به‌یادماندنی‌ترین جمله‌های ابتدایی ۱۵ رمان مشهور

به‌یادماندنی‌ترین جمله‌های ابتدایی ۱۵ رمان مشهور ادبیات جهان: ۱. همه خانواده‌های خوشبخت مثل هم هستند، اما هر خانواده بدبخت، به راه و روش خودش بدبخت است. * آناکارنیا/ لئو تالستوی/ ۱۸۷۸ ۲. این حقیقت را همه دنیا قبول دارند که مرد مجردی…
ادامه مطلب ...