عبور از آب شعری از سیلویا پلات

0
(0)

دریاچه سیاه، قایق سیاه، دو آدم سیاه کاغذی

به کجا می روند درختان سیاهی که در اینجا می نوشند؟

لابد سایه هایشان کانادا را می پوشاند.

نوری کوچک از گل های آبی تصفیه می شود

برگ هایشان ما را در شتاب نمی خواهند:

آنها گرد و پهن و سرشارند از پندهای تاریک.

دنیا های سرد در پارو تکان می خورند.

روح سیاهی در ماست، در ماهی هاست.

گرهی دست رنگ پریده وداع را بالا می برد؛

ستارگان در میان نیلوفرهای آبی می شکفند.

آیا این حوریان گنگ تو را کور نمی کنند؟

این سکوت ارواح مبهوت است.

ترجمه لیلا فرشاد

این پست چقدر مفید بود؟

برای امتیاز دادن به آن روی یک ستاره کلیک کنید!

امتیاز مطلب 0 / 5. تعداد رای دهندگان: 0

تاکنون کسی رأی نداده است! اولین کسی باشید که به این مطلب رای می‌دهید

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.