مرور رده

ادبیات

یک رویا شعری از خورخه لوئیس بورخس

سه تن آن را می‌دانستند زنی که معشوقه‌ی کافکا بود کافکا او را به خواب دیده بود. سه تن آن را می‌دانستند مردی که دوست کافکا بود کافکا او را به خواب دیده بود. سه تن آن را می‌دانستند زن به دوست گفت: دلم می‌خواهد امشب با من عشقبازی کنی.…
ادامه مطلب ...

راه بهشت؛ داستان کوتاهی از پائولو کوئلیو

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبوراز کنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌کشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان…
ادامه مطلب ...

عبور از آب شعری از سیلویا پلات

دریاچه سیاه، قایق سیاه، دو آدم سیاه کاغذی به کجا می روند درختان سیاهی که در اینجا می نوشند؟ لابد سایه هایشان کانادا را می پوشاند. نوری کوچک از گل های آبی تصفیه می شود برگ هایشان ما را در شتاب نمی خواهند: آنها گرد و پهن و…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه رموز و آداب عشق از جبران خلیل جبران

دیروز بر دروازه معبد ایستادم و از رهگذران درباره ی رموز و آداب عشق پرسیدم. مردی میانسال می گذشت. جسمی بی رمق و چهره ای غمگین داشت آهی کشید و گفت عشق میراثی است از اولین انسان که استحکام و توانایی را ضعیف ساخته است. جوانی تنومند و…
ادامه مطلب ...

سفر شعری از توماس ترانسترومر

در ایستگاه مترو ازدحامی میان پوسترها در نورِ مرده‌ی خیره‌. قطار آمد و با خود برد چهره‌ها و چمدان‌ها را. ایستگاه بعدی تاریکی. نشستیم در واگن‌ها چون مجسمه‌ها که می‌لغزیدند در شکاف‌ها. اجبار، رویاها‌، اجبار. در…
ادامه مطلب ...

داستان کوتاه خوش اقبال اثر آنتوان چخوف

قطار مسافربری از ایستگاه بولوگویه که در مسیر خط راه آهن نیکولایوسکایا قرار دارد به حرکت در آمد. در یکی از واگنهای درجه دو که در آن استعمال دخانیات آزاد است، پنج مسافر در گرگ و میش غروب، مشغول چرت زدن هستند. آنها دقایقی پیش غذای مختصری خورده…
ادامه مطلب ...

قلبت همراه من است شعری از ای ای کامینگز

قلبت همراه من است (درون قلبم می‌برمش) هرگز بی قلب تو نیستم (هر کجا بروم تو می‌روی، عزیزم؛ و هر کار که کنم کار توست، نازنینم) نمی‌ترسم از هیچ تقدیری (که تو تقدیر منی، دلبندم) نمی‌خواهم هیچ جهانی را (که تو، زیبا، جهان منی، جهان واقعی…
ادامه مطلب ...

شاهنامه خوانی در بین کودکان

شاهنامه خوانی در بین کودکان: مردم ایران زمین از دیرباز با داستان‌های شاهنامه فردوسی، مثنوی معنوی مولوی و آثاری از این قبیل که نویسندگان بزرگ سرزمین ما به این مرز و بوم تقدیم کرده‌اند، آشنا هستند از این رو شاهنامه خوانی در میان مردم ما رواج…
ادامه مطلب ...

تو را دوست می‌دارم شعری از پل الوار

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می‌دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می‌دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می‌دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ…
ادامه مطلب ...

برایم بنویس، شعری از برتولت برشت

برایم بنویس، چه تنت هست؟ لباست گرم است؟ برایم بنویس، چطوری میخوابی؟ جایت نرم است؟ برایم بنویس، چه شکلی شده ای؟ هنوز مثل آن وقت ها هستی؟ برایم بنویس، چه کم داری؟ بازوان مرا؟ برایم بنویس، حالت چطور است؟ خوش می گذرد؟ برایم بنویس، آن ها چه…
ادامه مطلب ...

پیمانه عمر؛ شعری از شهرام خسروی

قلب تو بلرزد به تنت وقت تکانم چشمت نبود مخفی از این تیرو کمانم پیمانه عمرم شده پُر از مِی چَشمت در ظاهر اگر پیر ولی همچو جوانم در کعبه عشاق دلت همچو پَر کاه چرخد به طواف منو بیند هیجانم عاشق صفت روی تو بودم شب مهتاب عشق تو شد از…
ادامه مطلب ...

آه رویاها، شما که غروب کردید شعری از میگل د اونامونو

آه رویاها، شما که غروب کردید و محو شدید، در بامدادی زود! آه ای جهان ها، ای تکه پاره هایتان در اعماق روح! آه ای دریاها، شمایی که پنهانید در کف برکه ای! آه ای آسمانها، ای پوشیده از ستارگان در کاسه چشمهای من! آه ای جاودانیت، که…
ادامه مطلب ...